حدیث شریف آمده است: «وعدة المؤمن دینه» یعنی وعده مؤمن دین اوست.
التزامات لفظیهای که در ضمن عقود بیـان میشود، واجبالوفاست و از آنها به شروط تعبیر شده است: «المُسلِموُنَ عِندَ شُرُوطِهِم إلا شَرطاً حَرَّمَ حَلالاً اَو اَحَلَّ حَراماً» یعنی مسلمانان به شروطی متعهد هستند که در ضمن عقد آوردهاند، مگر شرطی که حلالی را حرام کند یا حرامی را حلال.
این شروط وسیلهای کافی برای تطبیق قراردادها و معاملات با نیازمندیهای گوناگون و انتظارات روزافزون است.
احترام گفتار و شأن لفظ در اسلام تا آن حد است که راهِ ورود به دین قلمداد شده است؛ چنانکه اگر کسی شهادتین را ادا کند، به آیین اسلام گرویده است، و هیچکس حق ندارد، پس از این اذعان، اسلامِ وی را انکار کند: وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَى إِلَیْکُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا.[174]
اسلام ارزش موارد مکتوب را برابر لفظ و گفته میداند. به گمان من تأکید شدید این آیین مقدس بر محاسبه هر لفظی که انسان با آن تکلم میکند، و اینکه خداوند تمامی الفاظ و گفتههای آدمی را بهوسیله کرامالکاتبین ثبت و ضبط میفرماید، دلیل دیگری بر اهتمام اسلام به صیانت و کرامت انسانی است.
پس الفاظ و کلمات افراد با کرامت از اهمیت بسزایی برخوردار است. اهتمام اسلام، درمورد ثبت و ضبط گفتههای انسان، نشانه توجه ویژه به مسئولیت گفتار و اشارهای به عظمت و ارجمندی آن است: مَا یَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ.[175]
و نیز: وَإِنَّ عَلَیْکُمْ لَحَافِظِینَ کِرَامًا کَاتِبِینَ یَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ.[176]
در آموزههای اسلامی عمل انسان صریحاً مورد توجه و تکریم بسیار واقع شده است. در سعادت و شقاوتِ حقیقی آدمی، تأثیرِ هرگونه عامل خارجی نفی و تنها راه وصول به سعادت و شقاوت «عمل» دانسته میشود. در قرآن کریم آمده است: ( وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا.[177]
و نیز آمده است: کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ.) [178]
قرآن مجید تفکری را که از عوامل اساسی تقسیـم و تجـزیه جوامع بشری شناخته شده است، و برخی امتها بدان اعتقاد و اذعان دارند که «ما فرزندان خداوند و عزیزان او هستیم»، صریحاً رد میکند. قرآن کریم این اندیشه را خطا و آن را با توحیدِ حقیقی در تنافی و تضاد میداند و انسان را از کار و کوشش بینیاز نمیداند: (قُلْ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ هَادُوا إِن زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیَاء لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ وَلَا یَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ.) [179]
نبی گرامی اسلام، حضرت محمد(ص)، جدیت
[174]«و به آنکس که بر شما سلام گوید مگویید که مؤمن نیستی. شما برخورداری از زندگی دنیا را میجویید.» (نساء،94)
[175]«هیچ کلامی نمیگوید مگر آنکه در کنار او مراقبی حاضر است.» (ق،18)
[176]«حال آنکه بر شما محافظانی گمارده شدهاند: کاتبانی بزرگوار، میدانند که شما چه میکنید.» (انفطار،10ـ12)
[177]«و سوگند به نفس و آن که نیکویش بیافریده، سپس بدیها و پرهیزگاریهایش را به او الهام کرده، که هرکه در پاکی آن کوشید رستگار شد؛ و هرکه در پلیدیاش فرو پوشید نومید گردید.» (شمس،7ـ10)
[178]«هرکس در گرو کاری است که کرده است.» (مدثر،38)
[179]«بگو: ای قوم یهود، هرگاه میپندارید که شما دوستان خدا هستید نه مردم دیگر، پس تمنای مرگ کنید اگر راست میگویید. و آنان، به سببِ اعمالی که پیش از این مرتکب شدهاند، هرگز تمنای مرگ نخواهند کرد و خدا به ستمکاران داناست.» (جمعه،6ـ7)
