گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 1
صفحه: 219

توجه‌ برادران‌ را به‌ این‌ مناسبت‌ جلب‌ می‌کنم. مناسبت‌ فرخنده روزه‌ در ماهی‌ که‌ قرآن‌ در آن‌ نازل‌ شده‌ است. ممکن‌ بود که‌ خداوند روزه‌ را در بسیاری‌ وقت‌های‌ دیگر واجب‌ می‌کرد، ولی‌ در ماهی‌ که قرآن‌ در آن‌ نازل‌ شده، روزه را‌ واجب‌ کرده‌ است. به‌ قول‌ فقها در اینجا هم‌ ذکر علت‌ و هم‌ ذکر وصف‌ شده‌ است. چگونه؟ خداوند می‌فرماید: «ماه‌ رمضان،‌ که‌ در آن‌ برای راهنمایی مردم‌ و بیان راه روشن هدایت و جداساختن حق از باطل‌، قرآن نازل‌ شده‌ است.‌ پس‌ هرکس‌ که این ماه را دریابد، باید که در آن روزه‌ بدارد.»[145] خداوند می‌خواهد ما را توجه‌ بدهد به اینکه میان‌ ماه‌ رمضان‌ و وجوب‌ روزه‌ و نزول‌ قرآن‌ تناسب‌ وجود دارد. این‌ تناسب‌ و ارتباط‌ چیست؟

ارتباط‌ آشکاری‌ میان‌ روزه‌ و نزول‌ قرآن‌ وجود دارد. قرآن‌ چیست؟ آیاتِ‌ بینات، هدایت‌ و تعالیم، خط‌ زندگی، راه‌ راست، اعتلا، معانی‌ والا در همه‌ ابعاد قرآن از معرفت‌ و باور و عمل‌ و نظم‌ و اخلاق. همه‌ این‌ مباحث‌ و حقایق با روزه‌ مرتبط‌ است‌. یعنی‌ ای‌ انسان‌، اگر می‌خواهی‌ حقایق‌ هستی‌ را دریابی، اگر می‌خواهی‌ به اعتقادات‌ دینی و اخلاق‌ اسلامی‌ و عمل‌ صالح‌ دست یابی، تنها و تنها، با پاکی‌ نفسی‌ که‌ از روزه‌ حاصل‌ می‌شود، به‌ این‌ خواسته‌ها نایل‌ می‌شوی.

روزه‌ چیست‌ که‌ ما این‌ مقام‌ عظیم را به آن‌ می‌دهیم؟ روزه‌ یعنی‌ خودداری‌ از ارضای‌ تمایلات‌ نفسانی در مدت‌ زمانی‌ معین‌. آری، انسانی‌ که‌ تسلیم‌ خواسته‌ها و شهوت‌های‌ خویش‌ است،‌ ممکن‌ نیست که‌ به‌ خیر و به‌ حق دست یابد و یک‌ درجه‌ پیشرفت‌ کند. روزه‌ این است‌ که‌ انسان‌ تمرین‌ کند تا از خواسته‌های‌ خویش‌ دست‌ بردارد. گرسنگی‌ و تشنگی‌ را در طول‌ روز تحمل‌ کند و چیزی‌ نخورد و ننوشد. روزه‌ یعنی‌ اینکه‌ نیازی‌ داشته‌ باشی‌ اما آن‌ را برآورده‌ نکنی.

این‌ تمرین‌ها چه‌ پیامد و نتیجه‌ای‌ برای تو دارد؟ انسان‌ می‌تواند بر نیازهای‌ خویش‌ چیره‌ گردد، یعنی‌ می‌تواند بر نیازهای‌ طبیعی‌ و جسمانی‌ خود غلبه‌ کند و زمانی‌ که‌ توانست‌ یک‌ گام‌ به‌ پیش‌ برود، استحقاق‌ آن را می‌یابد که‌ حقیقت‌ را دریابد. انسان‌ نمی‌تواند نور حقیقت‌ را ببیند و به‌ خداوند تقرب‌ یابد و در آسمان‌ معرفت‌ بالا رود تا زمانی‌که‌ تسلیم‌ خواسته‌های‌ جسمانی‌ خویش‌ است.

چرا؟ من‌ مانند صوفی‌ها منکر نیازهای‌ جسمانی‌ انسان‌ نیستم. نه‌، این‌ نیازها حقیقتی‌ است‌ که‌ خداوند به وجود آورده است.‌ اما تسلیم‌ کلی‌ در برابر این‌ نیازها و پاسخ‌ مثبت‌ به‌ تمام‌ این‌ تمایلات‌، انسان‌ را در برابر دنیایی که در آن زندگی می‌کند، سلطه‌پذیر و ضعیف‌ و منفعل‌ می‌کند. تفاوت‌ میان‌ انسان‌ و درخت‌ چیست؟ درختی‌ که‌ احتیاج‌ به‌ آب‌ دارد و آب‌ مورد نیاز خویش‌ را از زمین‌ می‌مکد؛ درختی‌ که‌ احتیاج‌ به‌ غذا دارد و غذای‌ خویش‌ را از زمین‌ می‌گیرد؛ درختی‌ که‌ نیاز به‌ بعضی‌ مواد دارد و بدین‌سبب از نور خورشید استفاده‌ می‌کند؛ این‌ درخت‌ تسلیم‌ زمین‌ است‌، جزئی‌ از زمین‌ است. پس‌ اگر من‌ نیز در برابر تمام‌ خواسته‌های‌ جسمی‌ خود تسلیم‌ شوم، نیازهایی که مانند نیازهای‌ مادی درخت‌ است‌، در این صورت، جزئی‌ حقیر و کوچک‌ از این‌ کره خاکی‌ می‌شوم‌ و دیگر راهی‌ برای‌ اعتلا ندارم‌، درهحالیه‌که‌ خداوند خواسته‌ است‌ که‌ فرمانروای‌ زمین‌ باشم‌، نه‌ اینکه‌ زمین‌ بر من‌ فرمان‌ براند؛ تأثیرگذار بر زمین‌ باشم‌، نه‌ اینکه‌ در برابر زمین‌ منفعل‌ باشم؛‌ زمین‌ را هدایت‌ کنم‌، نه‌ اینکه‌ تحت‌ سیطره‌ آن‌ باشم. خدا خواسته‌ است‌ که‌ من‌ جانشین‌


[145](بقره،185)