گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 1
صفحه: 199

ظالمانه‌ و از روی‌ دشمنی‌ کشته‌ شد، از این‌ شهر هجرت‌ کرد. خانواده‌ ما در عراق‌ زندگی‌ کرد. سپس‌، فرزند وی‌ سیّدصدرالدین‌ برای‌ زیارت امام‌ رضا(ع) به‌ ایران‌ آمد و گذر وی‌ به‌ اصفهان‌ افتاد و اهالی‌ آنجا طبق‌ عادت‌ دیرینه‌ خویش‌ که‌ به‌ علمای‌ لبنانی‌ جبل‌عامل‌ احترام‌ می‌گذاشتند، از وی‌ استقبال‌ کردند و او را نگه‌ داشتند. وی‌ در آنجا ماند و خانواده‌ای بزرگ‌ تشکیل‌ داد. نکته‌ جالب‌ اینکه‌ این‌ دو خانواده‌ در ایران‌ و عراق‌ هم‌اکنون‌ به‌ فامیل‌ عاملی‌ شهرت‌ دارند. در طول‌ یک‌ قرن‌ در این‌ خانواده‌، سه‌ مرجع‌ دینی‌ بزرگ‌ و عالم‌ تشیع‌ ظهور کرده‌اند که‌ عبارت‌اند از: پدر بزرگ‌ من‌، سیّداسماعیل‌ صدر، و عموی من سیّدمحمدمهدی‌ صدر، رهبر انقلاب‌ آزادی‌بخش‌ عراق، و سیّدصدرالدین صدر، پدر بنده.

من‌ در ایران‌ متولد شدم‌ و 16 سال‌ در مدرسه دینی‌ قم‌ تحصیل‌ کردم‌ و به کسب مدارک‌ عالی‌ نائل شدم و از دانشکده‌ حقوق‌ دانشگاه‌ تهران‌ و در رشته‌ علوم‌ اقتصادی‌ فارغ‌التحصیل‌ شدم‌. سپس،‌ به‌ نجف‌ رفتم‌ و تحصیلات‌ دینی‌ خویش‌ را به‌ مدت‌ چهار سال‌ در آنجا تکمیل‌ کردم. هفت‌ سال‌ است‌ که‌ به‌ لبنان‌ آمده‌ام‌ تا تکلیف‌ دینی‌ و اجتماعی‌ خویش‌ را ادا کنم.

زبان‌ فرانسه‌ را خوب‌ می‌دانم‌ و به‌ زبان‌ انگلیسی‌ نیز تسلط دارم. هم‌اکنون‌ در منطقه‌ صور و مناطقی‌ که‌ مبلغ‌ دینی‌ وجود ندارد ـ مانند کوره‌ و جبل‌عامل‌ و بعضی‌ از نقاط‌ بقاع ـ به تکلیف دینی خود‌ عمل‌ می‌کنم.

رسالت‌ دینی‌ من‌ در اهتمام‌ به‌ همه‌ زمینه‌های‌ دینی‌ خلاصه‌ می‌شود. یعنی‌ من‌ اعتقاد ندارم‌ که‌ دین‌ منحصر به عبادات‌ است. بر اساس‌ این‌ عقیده‌ و باور تلاش‌ کردم‌ که‌ این‌ واقعیت‌ را در گفتار و کردار خویش‌ برای‌ مردم‌ آشکار سازم. من‌ کارهایی‌ اجتماعی‌ انجام‌ دادم‌ و مؤ‌سسه‌هایی‌ تربیتی‌ و حرفه‌ای‌ در صور و سایر بخش‌های‌ لبنان‌ تأسیس‌ کردم. در این‌ زمینه‌ بعضی‌ از مؤ‌سسه‌های‌ دولتی‌ مانند اداره کل احیای اجتماعی‌ (مصلحة‌ الإنعاش‌ الإجتماعی) و وزارت‌ آموزش‌ و پرورش‌ به‌ ما کمک‌ کردند. من، از دیگر برادران‌ مؤ‌من‌ لبنانی‌ خویش‌ هم در این راه کمک‌ خواستم.

من‌ با خویش‌ عهد کردم‌ که‌ گفت‌و‌گوی‌ خبری‌ نداشته‌ باشم‌، لیکن‌ مجله‌ ملی‌ الحوادث‌ که‌ مردم‌ به‌ آن‌ بسیار اعتماد دارند، جایگاه‌ ویژه‌ای‌ نزد من‌ دارد. بنابراین‌، من‌ ترجیح‌ دادم‌ با این‌ مجله‌ گفت‌و‌گو کنم. گفت‌و‌گوی‌ بنده‌ برای جواب‌ گفتن به‌ شایعه‌پراکنی‌ مخفیانه‌ گروهی‌ از افراد مغرض‌ نیست،‌ بلکه‌ برای‌ این است که‌ تأکید کنم‌ که‌ مأموریت‌ مجلس‌ اعلای شیعیان‌ که‌ به‌ پارلمان‌ این‌ دوره‌ پیشنهاد خواهد شد، کامل‌‌کننده‌ مجلس‌ شرعی اهل سنت است‌ و با آن‌ در تعارض‌ نیست.

من‌ از منزل‌ علامه‌ صدر در حالی‌ خارج‌ شدم‌ که‌ محو شخصیت‌ وی‌ و معلومات‌ گسترده‌ او و قدرت‌ استدلال‌ و روانی‌ منطق‌ او بودم. من‌ با خویش‌ می‌گفتم: حقیقتاً‌ عجیب‌ این‌ نیست‌ که‌ بعضی‌ با علامه‌ که‌ آرزو دارد نقش‌ بزرگی‌ در میان شیعیان ایفا کند، دشمنی‌ کنند، بلکه‌ عجیب‌ این است‌ که‌ چنین‌ دشمنی‌هایی‌ صورت‌ نگیرد.