گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 1
صفحه: 192

زمینه‌های‌ منفی‌ ویژگی‌ ذاتی‌ شیعیان‌ نیست، زیرا شواهد بسیاری‌ وجود دارد که‌ اصالت مثبت‌نگری‌ را در درون‌ ایشان‌ به‌ اثبات‌ می‌رساند و من‌ خود یکی‌ از این‌ نمونه‌ها هستم.

من‌ آن‌گاه‌ که‌ به‌ سرزمین‌ آبا و اجدادی‌ خویش‌ (لبنان) برگشتم‌ و کوشش‌های‌ پی‌درپی‌ خود را آغاز کردم، پاسخ‌ مثبت‌ و همکاری‌ صمیمانه‌ و مشتاقانه‌ای‌ از شیعیان‌ دریافت‌ کردم، و این استقبال به میزانی که دستاوردهای این حرکت روشن و ابعاد آن مشخص می‌شود، روزبه‌روز افزایش‌ یافته.‌ اصالت ذهنی مردم از لحاظ مثبت‌اندیشی، سبب استقبالی این‌گونه از کوشش‌های من شد. اما برخی‌ از خواص‌ هنوز اخلاص‌ و صداقت‌ و همیاری‌ و دلسوزی‌ را درک نکرده‌اند و توانایی‌ تفسیر واقعیت‌ها را ندارند، مگر آن‌طور تفسیر کنند که‌ تمایلاتشان‌ را ارضا کند. آنچه‌ سزاوار خودشان بود، به‌ من‌ نسبت‌ دادند و اتهاماتی‌ بر من‌ وارد کردند و فعالیت‌های‌ مرا به‌ تحرکات‌ سیاسی‌ محلی‌ عربی‌ یا جهانی ربط دادند؛ بدون‌ اینکه ایمان یا وجد‌انشان مانع آنان شود و بدون قرینه‌ و دلیلی؛ ماجرایی‌ که بنابه‌ گفته‌ ابن‌سینا، آدمی‌ را از انسانیت‌ خارج‌ می‌سازد.

برای‌ ایراد این‌ شبهه‌ها و اتهام‌ها علتی‌ نبود جز اینکه‌ من‌ روحانیان را به‌ صحنه‌ حیات‌ و حرکت‌ وارد کرده‌ام و غبار رکود سالیان‌ دراز را از چهره‌ آنان زدوده‌ام‌ تا بتوانند همراه با تحولات زندگی و پیشرفتِ آن، در عین هماهنگی با تفکر اصیل دینی، حرکت کنند.

پاسخ‌ مثبتی‌ که‌ هم‌وطنان‌ به‌ فریاد من‌ دادند، سبب‌ شد تا بدخواهان‌ از اتهامات‌ گذشته‌ عدول‌ کنند و شیوه‌ دیگری‌ برگزینند، که‌ ایراد اتهامات‌ شخصی‌ بود. آنان‌ توطئه‌ای‌ بر ضد شخص‌ من‌ آغاز کردند. ترفندهای‌ آنان‌ آنچنان ناجوانمردانه‌ و باورنکردنی‌ بود که‌ احساسات‌ شیعیان‌ و دیگر هم‌وطنان از فرقه‌های دیگر را برانگیخت. در کنار مردم شخصیت‌هایی را می‌بینیم که شریف‌ترین و مخلص‌ترین و بی‌غرض‌ترین افراد لبنان‌اند. همچنین، رئیس‌‌جمهور شارل‌ حلو را می‌بینم که استاد هنری‌ لحود استاندار جنوب به نمایندگی از ایشان حضور دارند. افترای‌ اخیر، این‌ برداشت‌ و احساس‌ را در همگان‌ بیدار کرد که‌ مقصود‌ شخص‌ من‌ نیست، بلکه‌ لکه‌دار کردن‌ شخصیت نوع است‌ و در ورای‌ آن‌ خدشه‌دار کردن‌ چهره‌ شیعیان که‌ بخش‌ بزرگی‌ از کشور لبنان‌ بلکه‌ بال‌های‌ آن‌ است. و وای‌ بر لبنان‌ آن‌گاه‌ که‌ بال‌هایش‌ را بشکنند، و این‌ است‌ آنچه‌ دشمنان‌ می‌خواهند.

اما آنچه شیعیان می‌خواهند از این قرار است:

1. تأ‌ییدات‌ و پشتیبانی‌های‌ مردمی‌ از حد‌ شیوه‌ متعارف‌ و معمول‌ طرفداری‌های‌ فردی‌ گذشته‌ است.

2. مسئله‌ تأ‌یید و حمایت خودجوش‌ در میان‌ شیعیان‌ از کسانی‌ که‌ خیر و سعادت‌ ایشان‌ را می‌خواهند، به‌ صورت‌ اصلی‌ مسلّم‌ در آمده‌ است.

3. ایجاد سازمانی‌ که‌ بتواند خواسته‌های‌ شیعیان را برآورد، آمال‌ و آرزوهای‌ ایشان‌ را محقق‌ کند و در برابر رنج‌ها و دردهای‌ مسلمانان‌ شیعه‌ احساس‌ مسئولیت‌ کند، ضروری‌ و حیاتی‌ می‌نماید. ممکن‌ است‌ گمان‌ شود که‌ تشکیلات‌ مذهبی‌ و علمای‌ دین که‌ درحقیقت‌ وجدان‌ بیدار مردم‌اند، قدرت‌ دارند که محنت‌ها و محرومیت‌ها را تخفیف‌ دهند و این‌ نقش‌ حساس‌ را در مسیر خواسته‌های‌ ملی‌ ایفا کنند؛ اما واقعیت‌ این‌ است‌ که‌ تشکیلات‌ مذهبی‌ نزد شیعیان سازمانی‌ منظم و یک‌پارچه‌ و منسجم‌ نیست، و این‌ معلول سلسله‌ عوامل‌ تاریخی‌ و زمینه‌های‌ مذهبی‌