گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 1
صفحه: 186

آن‌ وضع‌ کرد؟ این مسئله به نظر من مهم‌ترین نکته در این سخنرانی است و در کتاب‌های پژوهشی اسلام بسیار بررسی شده است. برای‌ روشن‌ شدن‌ این‌ مسئله مهم‌ از بحث، اولاً‌ این‌ پرسش‌ را مطرح‌ می‌کنیم‌ که‌ آیا کسانی‌ که‌ از ادیان‌ تنها به‌ بُعد عقیدتی‌ و اخلاقی‌ آن‌ بسنده‌ کرده و یا از ادیان‌ تنها چنین‌ بُعدی‌ را متوقع‌ هستند، بر این‌ باورند که‌ صیانت‌ از ایمان‌ و محافظت‌ از اخلاق‌ نیکو برای‌ کسی‌ که‌ در محیط فعالیت‌های روزمره‌اش هیچ‌گونه‌ پایبندی به چارچوبی‌ متناسب‌ با ایمان‌ و اخلاق‌ مزبور ندارد، امکان‌پذیر است؟ آیا برای‌ انسانی‌ که‌ موجودی واحد به‌شمار می‌آید، نه‌ موجود متکثر، ممکن‌ است‌ که‌ روح‌ خود را از تأ‌ثیرِ جسم‌ خویش‌ جدا کند یا مانع تعامل جسم‌ و روح‌ خود شود و آیا ممکن است ایمان‌ و اخلاقی‌ را که‌ از اعمال نفس‌اند، از تأ‌ثیر جسم‌ به‌دور نگه‌ دارد؟

پاسخ‌ کاملاً‌ روشن‌ است، زیرا تأ‌ثیر متقابل‌ میان‌ تمامی‌ ابعاد وجود انسانی‌ امری‌ است‌ بدیهی‌ و لذا برای‌ صیانت‌ ایمان‌ و اخلاق‌ به‌ناچار انسان‌ باید به‌ اعمال‌ و رفتار ویژه‌ای‌ مقید و به اصول و چارچوبی برای صیانت معنوی خود پایبند باشد. قرآن‌ کریم، مانند سایر کتاب‌های‌ مقدس‌ آسمانی، بر این‌ تأ‌ثیر متقابل‌ تأ‌کید می‌کند و به‌طور صریح‌ اعلام‌ می‌دارد که‌ تکرار و ادامه‌ برخی‌ از اعمال‌ زشت‌ ایمان‌ را از قلب‌ انسان‌ بیرون‌ می‌کند: ( ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُون.) [141]

‌به‌راستی‌ آیا معقول‌ است‌ بپذیریم‌ که‌ انسان‌ در اجتماعی‌ کـه بـا مسیر او متناقض است و با ایمان‌ و اخلاق‌ وی‌ منافات دارد، زندگی‌ کند، ولی‌ تحت‌ تأ‌ثیر چنین‌ جامعه‌ای‌ قرار نگیرد؟

انسان‌ در آفرینش، در حیات، در نیازمندی‌ها، در اندیشه‌ و تفکر، و در همه‌ جنبه‌های‌ حیات‌ خویش،‌ موجودی‌ است‌ اجتماعی‌ و با جامعه‌ای‌ که‌ در آن‌ زندگی‌ می‌کند، تعامل‌ و تأ‌ثیر متقابل‌ دارد. در این‌ صورت، آیا برای‌ وی‌ امکان‌ دارد که‌ ایمان‌ و اخلاق‌ و رفتار فردی‌ خویش‌ را از فعل‌ و انفعالات‌ جامعه‌اش‌ جدا سازد؟ به‌ باور من‌ پاسخ‌ این‌ سؤ‌ال‌ نیز روشن‌ است. به همین سبب است که‌ مشاهده‌ می‌کنیم‌ اسلام‌ بر لزوم‌ ایجاد و تأ‌سیس‌ جامعه‌ متناسب‌ با ایمان‌ و اخلاق‌ و اعمال‌ صالح‌ تأ‌کید می‌کند و صریحاً‌ اعلام‌ می‌دارد: «به خدا و روز قیامت ایمان ندارد آن ‌که شب سیر بخوابد در حالی ‌که همسایه‌اش گرسنه باشد.»

جمله‌ «ما آمن» را‌ تکــرار می‌کنـم‌ تا ما با دیـدگاه اسـلام دربـاره تناقض‌ میان‌ ایمان‌ و وضع‌ نامطلوب‌ اجتماعی آگاه‌ شویم‌. و قرآن کریم بر این اصل تأکید می‌کند: (أَرَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ فَذَلِکَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ وَلَا یَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْکِینِ.) [142]

چنین‌ پایه‌ و اساسی‌ است‌ که‌ ما درمی‌یابیم‌ اسلامی‌ که‌ پیامبـرش تأ‌کید می‌کند: «إِنَّما بُعِثتُ‌ لاُتَمِّمَ‌ مَکارِمَ‌ الاَخلاق» (همانا مبعوث شدم برای تکمیل مکارم اخلاق) می‌کوشد، برای دست‌یافتن انسان به‌ چنین‌ هدفی، در زندگی عملی‌ و سپس‌ اجتماعی او‌ دخالت‌ کند و برای‌ چنین‌ منظوری‌ اصل‌ حلال‌ و حرام‌ را پی‌ می‌ریزد. لذا ما می‌بینیم‌ که‌ نظام‌ قانونی‌ گسترده‌ اسلامی‌ قریب‌ نصف‌ تعالیم‌ اسلامی‌ را تشکیل‌ می‌دهد.


[141]«سپس‌ عاقبت‌ آن‌ کسان‌ که‌ مرتکب‌ کارهای‌ بد شدند ناگوارتر بود، زیرا اینان‌ آیات‌ خدا را دروغ‌ انگاشتند و آن‌ها را به‌ مسخره‌ گرفتند.» (روم،10)

[142]«آیا آن را که روز جزا را دروغ می‌شمرد دیدی؟ او همان کسی است که یتیم را به اهانت می‌راند، و مردم را به طعام دادن به بینوا وانمی‌دارد.» (ماعون،1ـ3)