چنانکه برتراند راسل گفته است، آشکار میشود. این اندیشه قایل به این است که مسیح(ع) نه به قتل رسیده و نه مصلوب شده است، زیرا اسلامی که مصلوب شدن مسیح را رد میکند، تأکید دارد که بسا پیامبرانی که در راه رسالت خویش به قتل رسیدهاند: ( أَفَکُلَّمَا جَاءکُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَى أَنفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَرِیقًا کَذَّبْتُمْ وَفَرِیقًا تَقْتُلُونَ.) [137]
قایل نبودن به مصلوب شدن مسیح(ع) بنا به احساسات همکاری یا تحت تأثیر نظریات گنوسی از حیث دیدگاه پیامبر(ص) درباره مسیح(ع) نیست، بلکه رسالتْ مقام انسانی بزرگی است که ویژگیهای انسانی را از حامل آن منتزع نمیکند. نیز رسالت مقام اتصال به الله و انتقال تعالیم آن با امانت کامل است.
این اصل از مبادی و اصول عمومی جمیع ادیان و بسیاری از مکتبهای فلسفی بهشمار میآید، اما در اسلام ویژگیهای خاصی مییابد که آن را به اندیشهای اصیل تبدیل کرده است. خلاصه این ویژگیها این است که مسئله جزا و پاداش در روز معاد چیزی نیست جز نفس اعمال صادرشده از انسان: ( یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْس مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوَءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَدًا بَعِیدًا.) [138]
چنین تفسیری با مفاهیمی که در حقوق جزا مطرح است و نیز با تفسیرهایی که درباره معاد در سایر ادیان وجود دارد، متفاوت است، زیرا مجازاتهایی که در حقوق وجود دارد، عبارت است از عکسالعمل در برابر کار خوب یا کار بد بهمنظور انتقام یا تأدیب یا اصلاح مجرم. بنابر این تحلیل، عادتاً عمل مقولهای است و جزا مقولهای دیگر. لیکن جزای مطرحشده در معاد عبارت است از نفْس عمل که متناسب با عالم جاوید ظهور میکند. از جهت دیگر، معاد، روزبهروز، نتیجه عمل و هنگام کشف حقیقت عمل است. پس جزا، بنابر تعریف قرآن کریم، همراه با عمل است، ولی از چشمهای ما پنهان: ( وَنُفِخَ فِی الصُّورِ ذَلِکَ یَوْمُ الْوَعِیدِ[139]؛ لَقَدْ کُنتَ فِی غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَکَشَفْنَا عَنکَ غِطَاءکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ.) [140]
بُعد سوم معاد از نظر اسلام عبارت است از حشر انسان با جسم و روحش برای حساب، تا اینکه محصول عمر خویش را بردارد. اختلافی که میان فلاسفه متدین و متعهد اسلامی وجود دارد، درباره تعریف مفهوم جسمی است که در روز قیامت محشور میشود، نه در اصل معاد جسمانی. پژوهشگری که این ابعاد و جهات را در مسئله معاد بررسی میکند، متوجه خواهد شد که فرقهای روشنی میان معاد اسلامی و مفهوم آسمان و یا مفهوم بازگشت روح نزد مصریان قدیم یا بتپرستان جزیرةالعرب یا غلبه نور بر ظلمت نزد زردشتیان وجود دارد.
سرانجام اینکه غنای ذاتی اسلام در بخش امثال و تاریخ در اوج است، زیرا ما سطح فرهنگ انسانی
[137]«هرگاه پیامبری آمد و چیزهایی آورد که پسند نفس شما نبود، سرکشی کردید و گروهی را دروغگو خواندید و گروهی را کشتید.» (بقره،87)
[138]«روزی که هرکس کارهای نیک و کارهای بد خود را در برابر خود حاضر بیند، آرزو کند که ای کاش میان او و کردار بدش فاصلهای بزرگ بود.» (آلعمران،30)
[139]«و در صور دمیده میشود. این است روز وعدههای عذاب.» (ق،20)
[140]«تو از این غافل بودی. ما پرده از برابرت برداشتیم و امروز چشمانت تیزبین شده است.» (ق،22)
