فرشتگان آدم را بر طبق امر آفریدگار سجده کردند. درحقیقت، سجود و خضوع فرشتگان در برابر آدم مستلزم مطیع ساختن قدرتها و نیروهای هستی در برابر انسان است؛ قدرتها و نیروهایی که در دست ملائکةالله است. بدینترتیب، آدم فرمانروای جهان و جانشین و خلیفه خداوند در روی زمین شد و ابلیس از سجده بر آدم امتناع ورزید و از مقام مقربان درگاه الهی مطرود گردید و بر طبق درخواستش از باریتعالی تا روز قیامت به وی مهلت داده شد و او نیز با لشکریانش به اغوا و انحراف بشر پرداخت و خصلت شر را در درون انسان تقویت کرد، آنطور که شیطان از دعوتکنندگان به راه شر بهشمار آمد.
از آن هنگام سراسر جهان میـدان مبارزه پویندگان خط مستقیـم و روندگان راه انحراف و گمراهی شد. در این صحنه دو فریاد طنینانداز است و انسان دو ندا میشنود: ندای الله، که بر زبان عقل و وجدان انسانی و لسان انبیا و سفیران الهی جاری میشود و جامعه بشری را بهسوی هدایت و رستگاری فرامیخواند، و ندای شیطان که بر زبان نفس اماره به سوء و تمامی عناصر فساد بشری و غیر بشری جاری میشود. بنابراین، انسان در زندگی خود همواره دو ندا میشنود: ندای خیر و ندای شر؛ و مطابق اراده آزاد و اختیار خویش، یا به ندای خیر پاسخ میگوید یا به ندای شر.
از آنچه بـرشمردیـم به ایـن نتیجه رسیدیـم که شیطان در عمق بخشیدن به اختیار و آزادی انسان، در مفهوم اسلامی خود، دارای نقش بسیار بارزی است: ( لِّیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَن بَیِّنَةٍ وَیَحْیَى مَنْ حَیَّ عَن بَیِّنَةٍ.) [136]
پیامبر بندهای است از بندگان خدا که مانند سایر انسانها از حالات و خواستهها و احساسات برخوردار است. همان احساسی را که دیگران در درون خود در زمینه نبرد میان خیر و شر دارند، پیامبر نیز دارد. اما او در گفتار و کردار و معاشرت با مردم آنطور رفتار میکند که وحی به وی میگوید، هرچند که برطبق خواستهها و رضایت مردم نباشد. پیامبر هیچگاه منحرف نمیشود و از روی هوای نفْس سخن نمیگوید و با رغبات و شهوات مردم مجامله و مسامحه نمیکند و امور را با موازین شایع و مورد پسند تودهها نمیسنجد. وی همانند همگان زندگی میکند، پیر میشود، میمیرد و در روز قیامت محشور میشود و مورد محاسبه و سؤال و جواب قرار میگیرد. و بالأخره، پیامبر یکی از بندگان خداست، نه فرشته است و نه نیمهخدا، و اینگونه است که الگو و اسوه صالحی است برای مردم، پیشوای آنان و سند زنده برای واقعی بودن رسالتش؛ انسانِ اسوه و امامی که با ایمان و عمل خویش امکان تحقق تعالیم آیین و رسالتش را به اثبات میرساند.
در قرآن کریم و در سیره انبیا و در سیره شخص محمد(ص) دلایل فراوانی بر آنچه برشمردیم، وارد شده است. در این منابع انبیای الهی نقد و تشویق و تأیید و تهدید و نصیحت و حتی درباره برخی اعمال عتاب شدهاند. درهعینهحال، پیامبر همواره از وحی و مساعدت و عنایت خداوند برخوردار بوده است و به همین سبب، قول و رأی و عمل و رضای او از دیگران، سیره و اسوه حسنهای برای امت است.
ویژگی بارز پیامبـر از دیـدگاه اسلام ایـن است که وی در آنِ واحد بنده و رسولخداست. ازهاینهرو، اصالت این اندیشه و تأثیرناپذیری آن از احساسات طبیعی،
[136]«تا هرکه هلاک میشود به دلیلی هلاک شود و هرکه زنده میماند به دلیلی زنده ماند.» (انفال،42)
