بِحَمْدَهِ وَلَکِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ[125] ؛ أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّیْرُ صَافَّاتٍ کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ.) [126]
انسان با جسم و روحش موجودی است واحد، با وحدتی متکامل و با تأثیر و تأثرهای متقابل.
در زمینه عقیده و ایمان، خدا اول و آخر و ظاهر و باطن و مبدأ و منتها و واحد است: إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ.[127]
علت غایـی و هدف از سیـر و حـرکت و پویـایی و عبـادت و کوشش و جهاد نیز خدای واحد است: وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ[128]؛ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّه.[129]
در نظامهای اجتماعی و اقتصادی و مدنـی و اخلاقی، بـه یـک سلسله کوششهای روشن و پیگیر برمیخوریم که هدفشان این است که این برنامهها و نظامها همه بر شالوده و قاعده واحدی پیریزی شوند، آنطور که میان افراد آنچنان نزدیکی بهوجود آید که به تعبیر دانشمندان علم منطق هر واحدی بعض از کل باشد، نه فردی از کلی. جالب توجه اینکه تعبیر قرآن مجید از اموال و تعهدات و نیروهای مادی و معنوی افرادِ مختلف این است که همه اینها برای شما و در مسیر منافع شما (لَکُم) قرار داده شده است؛ به مجموعه انسانها و جامعه تخصیص داده شده تا بر این نگرش تربیتی تأکید شود.
هنر اسلامی تحت تأثیـر ایـن خصلت، ویـژگی انحنـا بـه خود گرفت و این خطوط، علیرغم انواع و گوناگونیشان، یک خط عربی واحد پدید آورد. خلاصه و جان کلام اینکه ویژگی اسلام عبارت است از وحدت در ایمان و تشریع (قانونگذاری) و هنر و تفسیر. اینک به شرح پارهای از مسائل، بهویژه آنچه در عبارات استاد ماسیه آمده است، میپردازیم، تا اصالت و جوهره اسلام را با وضوحی هرچه بیشتر درک کنیم.
خدای متعال آن ذات مقدس واحد و احدی است که همانند نـدارد و اسمای حسنی و مثل اعلی و همه صفات کمال تنها از آنِ اوست. او، بالاتر و برتر از هر نقصی و نیازی، غنی بالذات است. نه میزاید و نه زاده شده است: لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَد.[130] از انتساب خاص به هرچیز و پدیده و یا به هر فردی مبراست. همه جهان و همه پدیدههای عالم و تمامی افراد بشر که در پیشگاه ربوبیاش قرار دارند، یکساناند. آفریننده است و آفرینندگی او همیشگی است. بدون اراده و تصرف او وجود و پیدایش موجودات و بقای آنها امکانپذیر نیست. او عالِم به پنهان و آشکار جهان است و به اندازه ذرهای از دید وی پنهان نمیماند.
این کمال مطلق که در تفسیر کلمه الله متجـلی است و جوانب گوناگون و زمینههای عدیده تربیتی که در ذات مقدس آفریننده انعکاس دارد، پژوهشگر را از نگاه تجریدی و داشتن احساس درونی صرف و تشریفات مذهبی محض دور نگاه میدارد. تعمق در تجرد ذات حق، و دوری گزیدن از تشبیه و همانندی برای حضرتش، و برتری و تعالی آن ذات یگانه از
[125]«هفت آسمان و زمین و هرچه در آنهاست تسبیحش میکنند و هیچ موجودی نیست جز آنکه او را به پاکی میستاید، ولی شما ذکر تسبیحشان را نمیفهمید.» (اسراء،هه)
[126]«آیا ندیدهای که هرچه در آسمانها و زمین است و نیز مرغانی که در پروازند، تسبیحگوی خدا هستند؟ همه نماز و تسبیح او را میدانند.» (نور،41)
[127]«ما از آنِ خدا هستیم و به او باز میگردیم.» (بقره،156)
[128]«و آنان را جز این فرمان ندادند که خدا را بپرستند درحالیکه در دین او اخلاص میورزند.» (بیّنه،5)
[129]«و دین همه دین خدا گردد.» (انفال،39)
[130]«[کسى را] نزاده و زاده نشده است.» (اخلاص، 3)
