گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 1
صفحه: 172

همچنین،‌ سنت‌ مطهر به‌رغم‌ تفاوت‌ در مضامین، به تواتر‌ بر‌ ظهور مصلح‌ کاملی‌ دلالت دارد که‌ اسلام‌ را به صورت تام و تمام اجرا کند و زمین‌ را پس‌ از آنکه‌ از ظلم‌ و جور پر شده باشد، از قسط‌ و داد پر کند.

از مجموعه‌ این‌ ادله‌ اعتقاد به‌ امام‌ غایب‌ در نزد‌ مسلمانان‌ شکل گرفت و اینکه او بشارت‌دهنده‌ این نظام‌ کامل‌ است.‌ وقتی‌ که‌ انسان‌ درمانده و متحیر می‌شود و همه‌ راه‌ها و شیوه‌های‌ خود را شکست‌خورده‌ می‌بیند، منتظر نظامی می‌شود که خود با تمام وجود و نیز همه کسانِ او در آن احساس آسایش می‌کنند. این آمادگی‌ در نفوس‌ انسان‌ها موفقیت‌ امام مبشِر را تسهیل‌ می‌کند و امام به‌رغم‌ پیشرفت‌ بشر در اختراع سلاح‌های ویرانگر و مرگبار و استفاده از آن‌ها به‌سرعت‌ در دعوت‌ خویش‌ کامیاب‌ می‌شود.

بنا‌بر عقیده‌ شیعه، امام‌ غایب‌ یکی‌ از امامان‌ معصوم‌ و آخرین‌ حلقه‌ از حلقه‌های‌ دوازده‌گانه‌ است. آنان همه‌ نور واحد و خط‌ واحد و حامل‌ رسالتی‌ واحدند‌ و نقش امام چیزی نیست جز اجرای آنچه از رسالت‌ جدّ خویش‌ نوید می‌دادند. بی‌شک‌، چنین‌ نقشی با توجه‌ به‌ آنچه‌ درباره‌ معنی‌ امام ولیّ‌ برشمردیم، دیدگاه خاصی‌ در برنامه‌ دینی‌ تشکیل‌ و آموزه‌های این برنامه را توضیح می‌دهد، نه آنکه کشف باطن‌ احکام‌ باشد.

این‌ نقش‌ امام منتظَر در آینده‌ است. نقش‌ وی‌ در زمان‌ غیبت‌ ناظر به صیانت‌ احکام‌ الهی‌ و جلوگیری‌ از حصول‌ اجماع‌ بر خلاف‌ حقیقت است. او با مخالفت‌ خویش‌ با فتاوای مختلف، از حصول‌ اجماع‌ بر خلاف‌ حقیقت‌ جلوگیری‌ می‌کند و درنتیجه، مانع‌ انحراف‌ در افکاره‌های شرعی‌ می‌شود.

اگر ما دشواری‌ پژوهش‌های‌ فقهی‌ را در رویدادها‌ و تحولات‌ جدید در نظر بگیریم، به‌ اهمیت‌ این صیانت‌ پی‌ خواهیم‌ برد. اما‌ این‌ مخالفت‌ مشروط‌ به‌ شناخت‌ شخص‌ امام‌ و نام‌ وی‌ نیست. این‌ بحث‌ به‌طور کامل‌ در کتب‌ اصول‌ و در موضوع‌ حجیت‌ اجماع‌ در زمان‌ غیبت‌ آمده‌ است. امام‌ منتظَر در مذهب‌ شیعه‌ شخصی‌ است‌ یگانه و غیرنوعی که ناظر بر هیچ قطبی در هیچ زمانی‌ نیست‌ و علاوه بر اینکه هیچ‌گونه‌ ارتباطی‌ میان‌ نقش‌ او و نقش‌ قطب‌ نیست، هیچ‌گونه‌ ربطی‌ نیز با انتظار کشف‌ حقایق‌ و باطن‌ احکام‌ ندارد، بلکه‌ تنها واقعیت اجرای‌ احکام‌ اسلامی‌ است به‌ دست‌ کسی‌ که‌‌ خدا او را جانشین خود بر روی‌ زمین‌ کرده است.

اصل‌ باطنیت‌

‌مؤلف‌ می‌گوید: «هیچ‌ مسئله‌ای از مسائل‌ اسلام باطنی‌ نیست که ائمه‌ به‌ آن اشاره‌‌ یا با بحث‌ و اندرز برای‌ آن‌ زمینه‌چینی‌ نکرده‌ باشند.» گفت‌وگو درباره‌ چنین‌‌ ادعایی ابعاد و جوانب‌ گوناگون‌ دارد.

اما حقیقت‌ این‌ است‌ که‌ ما در کتب‌ حدیث شیعه و نیز غیر‌شیعه به‌ احادیثی‌ برمی‌خوریم‌ که‌ از آن‌ها رایحه‌ باطنیت به‌خوبی استشمام‌ می‌شود، و نیز احادیثی‌ می‌یابیم‌ که‌ دلالت‌ بر غلو دارد. اما هرکه به دیده انصاف در این‌ها و سند این‌ها در نگرد، نادرستی و ضعف این احادیث را درمی‌یابد. مثلاً‌ هنگامی‌ که‌ محدث‌ کبیر، محمدباقر مجلسی، در کتاب‌ مرآة‌ العقول، کتاب‌ کافی‌ را که‌ مهم‌ترین‌ کتاب‌ حدیث‌ در نزد شیعه‌ است، شرح‌ و روایات‌ آن‌ را بررسی‌ می‌کند، بسیاری‌ از احادیث‌ را مورد مناقشه‌ قرار می‌دهد و آن‌ها را تضعیف‌ می‌کند. در کتاب‌های‌ معتبر رجال، سلسله سند کافی‌ و سایرِ‌ کتبِ‌ معتبرِ‌ حدیث‌ نقد شده‌ است،