هر مرحله به صورتی تازه که با اشکال تازه جهان و انسان مناسب است، کشف میشود و انسان را به گام مثبت تازهای در جهان رهنمون میشود. انسجام حقیقی میان جهان و انسان از یکسو، و کتاب خدا از سوی دیگر، انسجام فطری است که آن را همان اصلی روشن میکند که از مراحل ادراک قرآن و شکلهای متفاوت آن از حیث عمق و جهت یاد کردیم. نیز بهخوبی روشن میشود که کتاب تشریع الهی یعنی قرآن، در هر عصر و زمانی و در هر مرحلهای از مراحل تحول ظرفیت نظم بخشیدن به جهان یا به اصطلاحِ متکلمان به «کتاب تکوینی» را دارد. لکن درک عمیق اسلامی از مفاهیم قرآنی، نزد امام، که الگو و اسوه در چنین درک و دریافتی است، به اوج خود میرسد، زیرا امام کلمات قرآنی را تفسیر میکند و در تحول اندیشه اسلامی سهم دارد، و تفکر اسلامی را برای رهبری حیاتِ پیشرفته انسانی شایسته میکند. بنابراین، امام دو نقش اساسی دارد: از سویی، احکام را بیان و از سوی دیگر، آیات قرآنی را تفسیر میکند.
الف. امام اندیشه اسلامی را با درکی عمیق از قرآن غنا میبخشد و بدینترتیب، دامنه درک امت از تعالیم آیات مبارک وسعت مییابد.
ب. امام احادیث و سنن را از پیامبر روایت میکند و از این رو، عهدهدار نقل سنت نبوی میشود. از سوی دیگر، به آن علت که سیره او استمرار سنت نبوی است، سهمی در گسترش این سنت دارد. در اینجاست که ما ژرفای سخن رسول اکرم را درک میکنیم که فرمود:«لَن یفتَرقا حَتی یردا عَلَی الحَوضَ.»
امـا نـزول آیات قـرآنی دربـاره اشخاص معیـن و مناسبتهای مشخص با عمومیت آیه و شمول حکم منافات ندارد. مناسبتْ شأن نزول آیه و قرینهای است برای بیان حکم، زیرا دین فقط آموزش نیست، تربیت نیز هست. از نظر ما توجه به مناسبت نزول آیه از بهترین شیوههای تربیتی است.
در خاتمه بحث درباره امام، مایلم توجـه خواننده گرامی را بـه مطلبی که در این کتاب آمده است، جلب کنم و آن این است که تشیع مذهب پنجمی در مقابل مذاهب چهارگانه اهل سنت نیست. به اعتقاد ما فقه شیعه فقه اسلامی جدید است که به کتاب و سنت و احادیث روایتشده از ائمه استناد میکند. و این مجموعه بیانگر فهم عمیقتر و درک گستردهتری از کتاب و سنت است، تا آنجا که فقیه را از قیاس و تکیه بر مصالح مرسله بینیاز میسازد.
اما فقه سایر مذاهب اسلامی به قرآن کریم و مفاهیمی که بزرگانِ صحابه و تابعین از قرآن استنباط کردهاند و نیز به سنت پاک نبوی که در عهد پیامبر و خلفا روایت و تدوین شده، استناد کرده است، و این بخش اندکی از سنت نبوی است، زیرا پس از آن، از تدوین و نقل آن ممانعت شد. این فقه بر آرای صحابهای استوار است که همه آنان در دورههایی نزدیک به هم زندگی کرده و تنها یک نوع زندگی به خود دیدهاند که از تحولات و پیشرفتهای نشئتگرفته از برخورد تمدنها بهدور بوده است. به همین علت، آنگاه که فقه خود را در برابر رویدادهای عظیم و تازه دید و به مفاهیم قرآنی موجود خود و به نصوص اندک سنت مراجعه و به آرای صحابه استناد کرد و نه برای همه پرسشهای خود پاسخی یافت و نه راهحل همه مشکلات خود را پیدا کرد. پس بهناچار به متشابهات و نصوصی که در آنها آمده است، استناد کرد و قیاس را پایه گذاشت. با این همه، باز عجز و ناتوانی حاکم بود. موضوعات جدید بدون احکام شرعی
