گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 1
صفحه: 99

عادت‌ و استثنائی‌ است،‌ برای‌ اثبات‌ مدعای‌ آنان، هیچ‌گاه‌ برای‌ پیغمبران‌ و ایمان‌ آوردن‌ امت‌ آنان، نوامیس‌ طبیعت‌ را درهم‌ نریخته و یا ایمان را اجباری نکرده است؛ بلکه‌ اراده‌ کرده‌ است‌ که‌ انبیا نخستین‌ افرادی‌ باشند که‌ بر این‌ اساس‌ ایمان‌ بیاورند و سپس‌، دیگران‌ را به‌سوی‌ آن‌ بخوانند و در این‌ راه‌ ناهمواری‌‌ها و ناگواری‌‌هایی‌ را تحمل‌ کنند که‌ کوه‌‌ها تاب‌ و توان‌ آن‌ را ندارند.

خداوند ایمان‌ سنتی و موروثی‌ را نمی‌پذیرد، بلکه‌ امر به‌ تفکر و تدبر عمیق‌ در عقیده‌ می‌فرماید: ( وَکَذَلِکَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ فِی قَرْیَةٍ مِّن نَّذِیرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ.) [67]

دوم. ماندگاری‌

بدون‌ تردید، هنگامی‌که‌ این فرهنگ‌ تا جهان‌ آفرینش‌ و پروردگار امتداد پیدا کند، سرانجام،‌ صنعت ماندگاری‌ ابدیت پیدا‌ خواهد کرد: لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللهِ.[68]

ویژگی‌ ثَبات‌ و ابدیت‌ فرهنگ‌ اسلامی‌ بر جمیع‌ جوانب‌ مذهب‌ و بر عقاید و احکام‌ و اخلاق‌ پرتو می‌‌افکند‌ و در تحقق‌ یافتن‌ اهداف‌ رسالت‌ نقش‌ اساسی‌ ایفا می‌کند، تا آنجا که‌ سبب‌ اطمینان‌ قلب و آرامش‌ روح و تقویت‌ اراده و ارضای‌ عواطفِ‌ نامتناهی انسان‌ می‌شود و او را به‌ پیروزی‌ و موفقیت‌ می‌رساند؛ اعم‌ از اینکه‌ انسان‌ به‌ هدف‌ برسد یا پیش‌ از موفقیت، مرگ‌ طومار حیاتش‌ را درهم‌ بپیچد؛ خواه‌ موفق شود و خواه‌ اشتباه‌ کند و به‌ راه‌ خطا رود؛ چه‌ در این‌ راه‌ مشهور شود و نامش‌ بر سر زبان‌‌ها افتد و چه‌ در محاق اهمال‌ و گمنامی‌ بماند.

البته،‌ این‌ مطلبِ‌ اساسی‌ را نباید از نظر دور داشت‌ که‌ این چارچوب ربانی، با وصف‌ اینکه‌ واجد امتیاز ابدیت‌ است، مانع‌ از آزادی‌ فکر و اجتهاد نیست، زیرا همان‌طور که‌ یادآور شدیم‌ دامنه‌ آن‌ به‌قدری‌ پهناور است‌ که‌ سیر در ملکوت‌ آسمان‌‌ها و غور در اعماق‌ زمین‌ را در بر‌گرفته‌ است.

در اینجا برای‌ روشن‌ شدن‌ مطلب‌ ناگزیریم‌ مثالی فقهی‌ مطرح‌ کنیم. این حوزه خطرناک‌ترین و حساس‌ترین حوزه‌‌هاست، زیرا انحراف‌ در آن‌ بدعت‌ است و بدعت گمراهی‌ و ضلالت. فقها و مجتهدان‌ اسلام‌ سعی‌ می‌کنند که اجتهادها و نظریه‌های جدید را بر اصول‌ ثابت و ازلی و فراگیر مستند کنند.

توضیح‌ اینکه‌ هرگاه‌ مجتهدی‌ در برابر موضوع‌ جدیدی‌ قرار گیرد، درباره‌ آن‌ اظهار نظر می‌کند، و آن‌‌گونه که مصطلح است، رأ‌ی‌ او مستفاد از اصول‌ کلی‌ و دلایل‌ تفصیلی‌ است. و او معتقد است که سیره به‌روشنی نشان می‌دهد که رأی فقیه معتبر است. اعتبار سیره به‌ نصِ‌ قرآن‌ کریم ثابت‌ شده‌ است و قرآن کتابی است که در آن شکی نیست و نه از پیش روی باطل بدو راه یابد و نه از پس.

بنابراین، مجتهد هیچ‌گاه‌ قانون‌گذاری‌ نمی‌کند و از روی‌ ظن هم‌ فتوا نمی‌دهد:إَنَّ الظَّنَّ لاَ یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا.[69] مجتهد از روی‌ علم‌ فتوا می‌دهد و بر اساس علم و قطع و با‌ دلایل‌ علمی‌ قطعی عمل می‌کند. (دلیل علمی یا قطعی عبارت است از دلیل ظنی که به سند ثابت می‌رسد.) به‌ عبارت‌ دیگر، فقها احکام‌ را به‌ دو دسته‌ تقسیم‌ کرده‌اند: واقعی‌ و ظاهری. احکام‌ واقعی‌ احکامی‌ هستند که‌ در حقیقت‌


[67]«بدین‌سان، پیش از تو، به هیچ قریه‌ای بیم‌دهنده‌ای نفرستادیم مگر آنکه متنعّمانش گفتند: پدرانمان را بر آیینی یافتیم و ما به اعمال آنان اقتدا می‌کنیم.» (زخرف،23)

[68]«در آفرینش خدا تغییری نیست» (روم،30)

[69]«و گمان نمی‌تواند جای حق را بگیرد.» (یونس،36)