گسسته. جامعه درگیر اختلافات افراد و دستههای متأثر از فعل و انفعالات محیط و عوامل طبیعی نیست. جامعه هم مانند خود انسان در عین تکثر وحدت دارد، و افراد گوناگون و دستههای متنوع همگی در یک مسابقه برای کسب رضایت خدا به یکدیگر کمک میکنند.
و بالاخره، اسلام درباره کار که اگر با اخلاص قرین شود، عبادت است، برای دنیا و آخرت، جسم و روح، خیر و شر، پاکی و پلیدی، و امثال اینها مفاهیمی بهدست میدهد.
این مفاهیم پایه اول فرهنگ اسلام را تشکیل میدهد و در عقاید و رفتار و اخلاق مسلمان بهمنزله ریشه و اساس است.
قرآن کریم و سیره پیغمبر بزرگ اسلام دو منبع اصلی و پراهمیت برای بالا بردن سطح فرهنگ مسلمانان در همه ابعاد است. عقاید و تشریع و اخلاق و ادبیات و هنر و ضربالمثلها و داستانهای آموزنده و قصص تاریخی همواره افکار و عقل مسلمانان را متحول و نفوس آنان را تربیت کرده است.
در این آموزهها به بحثها و نکات گوناگون اجتماعی و اقتصادی و فلسفی و غیر آن، حتی روانشناسی نیز برمیخوریم.
در احادیث شریف درباره مبارزه با حسد، که مرض اخلاقی محسوب میشود، آمده است که هرگاه حسودْ حسادت خود را اظهار نکند، گناه محسوب نمیشود: وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ.[59] همچنین، درباره وسوسه در خبر آمده است که با بیتوجهی با آن مبارزه کنید. همچنین، توبه و صدقه راه مبارزه با اضطرابهای روحی معرفی شده است. و بالاخره، راه مبارزه با عقدههای جنسی ازدواج در سنین اول عمر و نیز تحریم هر نوع فریبندگی و خودنمایی زنان ذکر شده است.
بحث و تفصیل بیشتر درباره این موضوعات ما را از روش مرسوم در اینگونه سخنرانیها دور میکند. اما، فقط به اختصار، به مثالهای قرآنی اشاره میکنیم و نظرها را به نکتهای بسیار جالب توجه میدهیم.
در قرآن کریم و سنت مَثَلهای بسیاری آمده که گاه اهداف تربیتی دارد و گاه برای اثبات پدیدههای دینی است. این مَثَلها گاه پدیدهای کیهانی را بیان میکند و گاه صحنهای را از کتاب عجیب خلقت به تصویر میکشد و از آنها برای اثبات عقیده یا عبرت و تربیت اخلاقی نتیجهگیری میکند.
این مثلها بههیچوجه از فرهنگِ زمانِ نزولِ خود و قرنهای بعد از آن تأثیر نپذیرفته و این خود بهترین شاهد است بر اثبات اینکه منبع فرهنگ و معارف قرآنْ خودِ خداوند است که از اطلاعات زمان بینیاز است. اکنون به چند مثال زیر توجه کنیم.
در سوره نمل آیه 88 میخوانیم: ( وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللهِ الَّذِی أَتْقَنَ کُلَّ شَیْءٍ إِنَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ.) [60]
و در سوره یس آیه40 نیز میخوانیم: ( لَا الشَّمْسُ یَنبَغِی لَهَا أَن تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّیْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَکُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ.) [61] در این آیه، روز مقدّم شمرده شده است و این ظاهراً با نظریه علمی خلقت زمین
[59]«و از شر حسود چون رشک میورزد.» (فلق،5)
[60]«و کوهها را بینی، پنداری که جامدند، حال آنکه بهسرعت ابر میروند. کار خداوند است که هرچیزی را به کمال پدید آورده است. هرآینه او به هرچه میکنید آگاه است.» (نمل،88)
[61]«آفتاب را نسزد که به ماه رسد و شب را نسزد که بر روز پیشی گیرد. و همه در فلکی شناورند.» (یس،40)
