را تبیین کردند که همان تخلق به اخلاق الهی و رسیدن به مقام خلیفةاللهی است؛ راهی که ناکامی در آن نیست و همه آن پیروزی و موفقیت است. در نزد پیامبران رسیدن به هدف هر اندازه شریف باشد، شرط اصلی پیروزی نیست، بلکه آنچه مطلوب است، سعی و تلاش برای رسیدن به هدف است. بنابراین، در راهی که انبیا ترسیم کردهاند، شکست و یا اشتباه معنا ندارد، هر گامی در این راه عبادت است و هر عملی تسبیح و در هر نیرویی اعم از نیروی ظاهری و باطنی پاداش و در هر نتیجهای همه مشارکت دارند. انبیا با این روش انسانها را بهگونهای بسیج کردند که در تاریخ بشری بینظیر بوده و از انسانها قدرت بزرگی که نمونه نداشته است، خلق کردند و فضایی مناسب برای ابراز تواناییهای متفاوت مردم ایجاد کردند تا زمینهای برای تعامل این نیروها باشد. آنان ندای آزادی انسان سر دادند: آزادی از بندگی انسانهای دیگر، آزادی از بندگی اشیا، آزادی از هوای نفس. آزادی در دیدگاه انبیا مطلق است و حد و حدودی ندارد. آزادیای که با آزادی دیگران در تنافی و تعارض باشد، آزادی نیست، چون این آزادی اطاعت و عبادت هوای نفس است. کسی که از هوای نفس خویش آزاد و رهاست، آزادی وی با آزادی دیگران تعارضی نخواهد داشت. پیامبران این برنامه را ارائه و رسالت خویش را ادا کردند و اعلام کردند که تفاوت در خلقت و اندیشه و استعدادها و دین باید در راه سعادت و مصلحت انسان باشد و وسیله رقابت در حرکت به سوی برتری. قرآن کریم میفرماید:
( وَقَفَّیْنَا عَلَى آثَارِهِم بِعَیسَى ابْنِ مَرْیَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَآتَیْنَاهُ الإِنجِیلَ فِیهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِینَ وَلْیَحْکُمْ أَهْلُ الإِنجِیلِ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فِیهِ وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ فَاحْکُم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءکَ مِنَ الْحَقِّ لِکُلٍّ جَعَلْنَا مِنکُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَکِن لِّیَبْلُوَکُمْ فِی مَآ آتَاکُم فَاسْتَبِقُوا الخَیْرَاتِ إِلَى الله مَرْجِعُکُمْ جَمِیعًا فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ. ) [48]
این هم قسمتی از نامه قدیس پولس به اهالی کولوسی:
یکدیگر را تکذیب نکنید، انسان قبلی و اعمال زشت او را از درون خویشتن برکنید و انسان جدید را بر تن کنید، انسانی که برای معرفت و شناخت به صورت خالق خویش نو میشود. در آنجا که یونانی بودن یا یهودی بودن، ختنه شده و ختنه ناکرده، عجم و غیر آن و بنده و آزاد تفاوت ندارد، بلکه مسیح در همه اشیا و انسانهاست. پس بیایید مانند برگزیدگان خدا که قدیسیان محبوب خدا هستند، لباس رحمت و لطف و فروتنی و امانتداری و بردباری و استقامت به تن کنید و یکدیگر را تحمل کنید و ببخشایید. اگر
[48]«و از پی آنها عیسی پسر مریم را فرستادیم که تصدیقکننده توراتی بود که پیش از او فرستاده بودیم و انجیل را که تصدیقکننده تورات پیش از او بود، به او دادیم که در آن هدایت و روشنایی بود و برای پرهیزگاران هدایت و موعظهای. و باید که اهل انجیل بر وفق آنچه خدا در آن کتاب نازل کرده است، داوری کنند، زیرا هرکس به آنچه خدا نازل کرده است، داوری نکند، از نافرمانان است. و این کتاب را به راستی بر تو نازل کردیم تصدیقکننده و حاکم بر کتابهایی است که پیش از آن بودهاند. پس بر وفق آنچه خدا نازل کرده، در میانشان حکم کن و از پی خواهشهاشان مرو تا آنچه را از حق بر تو نازل شده است، واگذاری. برای هر گروهی از شما شریعت و روشی نهادیم و اگر خدا میخواست، همه شما را یک امت میساخت. ولی خواست در آنچه به شما ارزانی داشته است، بیازمایدتان. پس در خیرات بر یکدیگر پیشی گیرید. همگی بازگشتتان به خداست تا از آنچه در آن اختلاف میکردید، آگاهتان سازد.» (مائده،46ـه48)
