میکردند. حتی عده بسیاری هم بودند که امام صدر را به سبب چنین رفتارهایی ـ که به تعبیر آنان در شأن شخصیت و موقعیت ایشان نبود ـ سرزنش میکردند. اما امام این ویژگیها را حفظ کرد و آن رفتارها را ادامه داد، چراکه آن را بخشی از وظیفه خود و جزئی از مسئولیت و رسالت دینی خود میدانست. «چهبسا انسان در نگاه نخست، به سبب شدت پایبندی امام به آموزههای دینی، او را انسانی عابد و صوفی مسلک بپندارد، اما با مشاهده سرعت تحرک ایشان در حل مشکلات و اختلافات موجود در اینجا و آنجا، این پندار خیلی زود دگرگون میشود و درمییابیم که ایشان شخصی فعال و پویاست که تصوف را صفت تدین نمیداند.»[5]
از دیگر ویژگیهای امام این بود که ایشان عاشق مطالعه بود و کتابهایی با موضوعات دینی و عقیدتی و فلسفی و حقوقی و تاریخی و اجتماعی و علمی را مطالعه میکرد. نجیب جمالالدین در این باره مینویسد: «امام صبح زود از خواب بیدار میشد و به مرکز آموزش علوم اسلامی (معهد الدراسات الإسلامیة) ـ که خود آن را در شهر صور تأسیس کرده بود ـ میرفت و ساعات اولیه صبح را به پژوهش و مطالعه میگذرانید، بهگونهای که دانشجویان و شاگردان ایشان در مرکز هم در آن ساعات ایشان را تنها میگذاشتند تا فقط به مطالعه بپردازد و برای پرسش یا بحث درباره مسائل مورد نظر خود مزاحم ایشان نمیشدند.»[6]
شهر صور به منزله جامعه کوچکی است که بازتابی از اوضاع کلی لبنان را میتوان در آن مشاهده کرد، بهگونهای که هم معضلات و هم تعدد مذاهب و فرقهها در لبنان در این شهر نیز، آشکار است. امام صدر وجود پدیده ناخوشایندی که برای هر جامعه مدنی ناپسند است، یعنی تکدیگری و کثرت متکدیان را در کوچه و بازار شهر صور مشاهده کرد و راهحلی برای آن در نظر گرفت. بدینصورت که متکدیان سرشماری شوند و وضعیت اجتماعی آنان بررسی و برای نیازمندان واقعی مستمری و کمکهایی در نظر گرفته شود و اینگونه بود که آن پدیده ناپسند از شهر صور رخت بربست. [7]
بدینترتیب، امام صدر دامنه فعالیتهای خود را در همه زمینهها گسترش داد و یاران او نیز همراهیاش کردند، در حالی که همه احساس میکردند که اتفاق تازهای رخ داده و اندیشه و روحیه جدیدی حاکم شده است. آنان دیدند که امام حرکتی جدید به راه انداخته است که با سر دادن ندای همزیستی مسلمانان و مسیحیان لبنان، به سوی همه آنان آغوش میگشاید.
امام صدر باکی نداشت که به جوّی مغایر با عادات معمول شیعیان و حال و هوایی متفاوت با عرف رایج گام نهد و همین امر، تواناییهای شگرفی را برای حل و فصل تمامی مسائل و مشکلات در ایشان پدید آورده بود و ایشان را از عزلت و گوشهگیریهایی رها میکرد که روحانیون گاهی بدان دچار میشدند. تلاش امام برای حل و فصل مشکلی اجتماعی که در شهر صور پدید آمده بود، گواه روشنی بر این مدّعاست.
ماجرا از این قرار بود که در شهر صور، فردی مسیحی به نام ژوزف سلیم آنتیبا ـ که یونانیالأصل بود و در زمان جنگ جهانی اول به لبنان مهاجرت
[5]الجمهور، بیروت، سپتامبر 1978، ص 6.
[6]علّول، حسن، حرکة أمل 1978-1974، رسالة جدارة، معهد العلوم الاجتماعیة، صیدا، 1981،ص 42.
[7]جمالالدین، نجیب، الشیعة علی المفترق أو موسی الصدر، ص 59.
