گام به گام با امام موسی صدر جلد 3
نگرش خود به هستی پیوند برقرار کرده است. هم? اجزای جهان هستی به هم پیوسته اند و حرکات آنها هماهنگ است و تنها کسی می تواند در آن زندگی کند که در رفتار خود با هستی هماهنگ باشد و انسان های خودبینی که دیگران را نادیده می گیرند، در آن جاوید نمی مانند. پس از آن، اسلام می کوشد با خلقِ مفهوم برادری و اخوت، محبت به یکدیگر را در درون انسان ها ایجاد کند و حتی انسان ها را اعضای یک پیکر واحد معرفی می کند.
3. از سوی دیگر بینش اسلامی به مفهوم عطا و بخشش رنگ قداست می بخشد، چون این بخشش برای خداست یعنی کار برای خدا، قرض دادن برای خدا، و …
4. در لابهلای آموزه های اسلامی قواعدی برای تحول و پیشرفت احکام وجود دارد که فقیه و محقق را قادر می کند صورت و آموزه ها و آداب و روابط دینی را بدون آنکه قداست خود را از دست بدهند، دگرگون کند. برای نمونه، اسلام صورتی از ازدواج و طلاق و دیگر معاملات را پیشنهاد می دهد. سپس قاعده ای مطرح می کند و می گوید: «اَلْمؤمِنوُنَ عِنْدَ شُرُوطِهِمْ» (مؤمنان باید به شرطهای خود پایبند بمانند.) این بدان معناست که دو طرف عقد می توانند صورت معاملات و عقود را با افزودن شروطی تغییر دهند تا با نیازهای جامع? پیشرفته سازگار باشد و همه می دانیم که یکی از عوامل سقوط نظام ها، ایستایی و انعطاف ناپذیری آنهاست.
5. اسلام هر فردی را نگهبان و مسئول نظام می داند. در حدیث شریف آمده است: «کُلُّکُمْ راعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْئولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ.» (هم? شما سرپرستید و هم? شما در قبال زیردستانتان مسئولیت دارید.) این حدیث قاعدهای سیاسی است که مفهوم امر به معروف و نهی از منکر را می رساند، و افزون بر آن، انسان را ضامن نظام معرفی می کند، همچنان که نظام نیز ضامن انسانیت انسان است.
6. اسلام از سویی ضمانت هایی برای بازماندگان رزمندگان تعیین کرده و از این راه و نیز با توجه به راهحل های پیشگفته، نقطهضعف هایی را که ممکن است در انسان مجاهد وجود داشته باشد، برطرف کرده و افزون بر آن به جهاد رنگ قداست و اقتدار بخشیده است.
