این گفتار با همین عنوان در کتاب حدیث سحرگاهان درج شده است.
﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴾
﴿ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ﴾ ،
بگو: به پروردگار مردم پناه میبرم،
﴿مَلِکِ النَّاسِ،﴾
فرمانروای مردم،
﴿إِلَهِ النَّاسِ،﴾
خدای مردم،
﴿ مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ ﴾ ،
از شرّ وسوسه وسوسهگر نهانی،
﴿ الَّذِی یوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ ﴾ ،
آنکه در دلهای مردم وسوسه میکند،
﴿ مِنَ الْجِنَّـةِ وَالنَّاسِ ﴾ .
خواه از جنیان باشد یا از آدمیان.
این سوره مبارک که یکی از معوذتین است، در واقع، بُعدی دیگر از ابعاد تربیت سلیم اعتقادی برای انسان مؤمن است؛ آنگاه که خداوند از زبان رسول به ما میآموزد که فقط به او پناه ببریم، به «ربالناس»: پروردگار مردم و «مَلِکِ النّاس»: فرمانروای مردم و «اِله النّاس»: خدای مردم.
صرفنظر از مباحث فلسفی و تفسیری تفاوت میان «ربّ» و «ملک» و «إله» روشن است. پروردگار مردم کسی است که آفریده و تربیت کرده؛ یعنی همان مؤسس ذاتِ انسان و نفس انسان و احساسات و صفات و تربیت او که انسان را انسان میکند. مَلِک همان حاکم یا فرمانرواست و إله نیز همان معبود است؛ معبودی که نهایت آرزوی انسان و مبدأ و منتهای انسان و صفاتی است که آدمی باید با آن زندگی کند تا عبادتکنندهای منسجم با حقیقت عبادت باشد. آیه کریمه « ﴿ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَکِیلًا ﴾ »[237] را به یاد میآوریم. بنابراین، ما به خدا پناه میبریم؛ خدایی که همه صفات از آنِ اوست و قرآن کریم سه صفت را بهطور خاص برای خدا ذکر میکند: رب، ملک و إله. به ما میگوید که از شروری که از آنها میهراسید، به پروردگار مردم، فرمانروای مردم و خدای مردم پناه ببرید.
قرآن کریم در این سوره شکل دیگری از شرور را معرفی میکند که با شرور مذکور در سوره قبل تفاوت دارد. در سوره پیشین قرآن از شرّ آشکار و شرّ خفی
[237]. «پروردگار مشرق و مغرب، هیچ خدایی جز او نیست. او را کارساز خویش برگزین.» (مزمل، 9)