Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 339

چیزی‌ به‌ نام‌ تاریخ‌، بدون‌ انسان‌، وجود ندارد. بله‌ برفِ‌ کوه‌ها در اثر نور خورشید آب‌ می‌شود و زمین‌ در اثر زلزله‌ تغییر می‌کند. بادها تپه‌های‌ شن‌ را جمع‌ می‌کنند و صخره‌ها ساخته‌ می‌شوند. همه‌ این‌ حوادث‌ بدون‌ انسان‌ صورت‌ می‌پذیرد و حیات‌ دچار دگرگونی‌ می‌شود. امّا این‌ها تاریخ‌ به‌ معنایی‌ که‌ ما می‌گوییم، نیست.
پیش‌ از خلقت‌ انسان‌ تحولاتی‌ وجود داشت‌ تا اینکه‌ آدمی‌ آفریده‌ شد. این‌ تحولات‌ را تاریخ‌ نمی‌نامیم. این‌ تحولات‌ را زمین‌شناسی‌ می‌گوییم، که‌ تغییراتی‌ در روی‌ زمین‌اند، و نه‌ تاریخ. یگانه‌ قهرمانِ‌ تاریخ‌ انسان‌ است‌ و تنها عامل‌ این‌ قهرمانی‌ کا�� و فعالیت‌ است. در غیر این‌ صورت، یعنی‌ اگر آدمی‌ فعالیت‌ نداشته‌ باشد، نه‌ تاریخی‌ هست‌ و نه‌ تمدن‌ و فرهنگی.
بنابراین‌ تعریف‌ دوم‌ کار پیوند میان‌ انسان‌ و حیات‌ است؛ انسانی‌ که‌ خالق‌ تمدن‌ و فرهنگ‌ و تاریخ‌ است.
تعریف‌ سوم: کار تحقق‌ رسالتِ‌ انسان‌ در زندگی‌ است. انسان‌ بنابر مفهوم‌ دینی‌ رسالتی‌ دارد. قرآن‌ این‌ رسالت‌ را «سجود» می‌خواند. یعنی‌ دین‌ این‌گونه‌ به‌ هستی‌ نگاه‌ می‌ کند: « ﴿ ‌أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللهَ یَسْجُدُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَکَثِیرٌ مِّنَ النَّاسِ .» [119]
هر موجودی‌ در این‌ عالم وظیفه‌ای‌ دارد. این‌ تفسیر از هستی‌ دینی‌ است. هستی‌ به‌ کارخانه‌ بزرگی‌ می‌ماند. هنگامی‌ که‌ به‌ کارخانه‌ای‌ می‌رویم‌ و یا سوار بر اتومبیلی‌ می‌شویم، می‌پرسیم: کار این‌ عقربه‌ چیست؟ این‌ اعداد نشان‌دهنده چیست؟ این‌ دستگاه‌ برای‌ چیست؟ کار این‌ کلیدها چیست؟ این‌ پدال‌ها چه‌ کار می‌کنند؟ به‌‌طور طبیعی‌ هرچیزی‌ در اتومبیل‌ کاری‌ انجام‌ می‌دهد. همه‌چیز، حتی‌ پیچ‌های‌ این‌ میکروفون، کاری‌ انجام‌ می‌دهند. البته‌، اشیای زینتی‌ هم‌ هستند، مثل‌ رنگی‌ که‌ به‌ این‌ میکروفون‌ زده‌اند.
از نگاه‌ انسانِ متدین‌ که‌ هستی‌ را زنده‌ می‌بیند، یعنی‌ معتقد است‌ که‌ خالق‌ هستی‌ عاقل‌ است، هر گوشه‌ای‌ از این‌ هستی‌ عهده‌دار وظیفه‌ای‌ است. این‌ جهان‌ وظیفه‌ خود را به‌‌خوبی‌ ادا می‌کند. قرآن‌ این‌ مسئله‌ را به‌ سجود تعبیر می‌کند، زیراکه‌ سجود منتهای‌ تواضع‌ و اطاعت‌ است. خورشید وظیفه‌ای‌ دارد که‌ روشن‌ است؛ میکروب‌ها را از میان‌ می‌برد و به‌ همه‌چیز در منظومه‌ شمسی‌ نور می‌تاباند. از دیگر کارهای‌ خورشید تبخیر آب‌ و تبدیل‌ آن‌ به‌ باران‌ و رشد درختان‌ و انسان‌ است. خورشید همه‌ این‌ کارها را به‌‌خوبی‌ صورت می‌دهد. قرآن‌ از این‌ وظایف‌ به‌ سجود تعبیر می‌کند. ماه‌ و زمین‌ نیز وظایفی‌ دارند. درختان‌ هوا را پاکیزه‌ و دی‌ اکسید کربن‌ هوا را به‌ اکسیژن‌ تبدیل‌ می‌کند. حتی‌ جسم‌ انسان‌ نیز نقشی‌ دارد که‌ آن‌ را به‌‌خوبی‌ ایفا می‌کند، مگر اینکه‌ بدن‌ بیمار شود. عقل‌ و روح‌ و اراده‌ انسان، هرکدام‌، نقشی‌ دارند. وظیفه‌ انسان‌ در این‌ جهان‌ چیست؟ حال‌ که‌ هر پیچی‌ و هر دانه‌ای‌ و هر برگ‌ گیاهی‌ در این‌ هستی‌ نقشی‌ دارد، نقش‌ آدمی‌ چیست؟
نقش‌ آدمی، بنابر تعبیر دینی، خلافت‌ خداوند بر زمین‌ است. برای‌ مثال‌ ماشین‌ را در نظر می‌��یریم. هرچیزی‌ در ماشین‌ نقشی‌ دارد و آن‌ نقش‌ را به‌ صورت‌ خودکار ایفا می‌کند. امّا این‌ راننده‌ است‌ که‌ ماشین‌ را راه‌ می‌برد، تغییر مسیر می‌دهد و چیزی‌ را به‌ چیز دیگر تبدیل‌ می‌کند. انسان‌ در جهان‌ تنها موجودی‌ است‌ که‌ حق‌ تصرف‌ دارد. هرچیزی اوامر

[119]. «آیا ندیده‌‌ای‌ که‌ هرکس‌ در آسمان‌ها و هرکس‌ که‌ در زمین‌ است‌ و آفتاب‌ و ماه‌ و ستارگان‌ و کوه‌ها و درختان‌ و جنبندگان‌ و بسیاری‌ از مردم‌ خدا را سجده‌ می‌کنند؟» (حج،‌ 18)