منطق قرآن ما بر صراط مستقیم، « ﴿ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ ﴾ » هستیم. حقیقت این است که پژوهشگر عمیق قرآنی درمییابد که « ﴿ المغضوب علیهم ﴾ » راستیها هستند و «الضالین» چپیها. ما هم در « ﴿ الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ ﴾ » هستیم.
هماکنون ادعایم را بدون دلیل بیان میکنم. من بیذکر دلیل میگویم که ما در صراط مستقیم، « ﴿ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ ﴾ »، هستیم. میخواهم این مسئله در ذهن شما باشد، تا در آینده به این مسئله بپردازیم که ما راست نیستیم. چرا باید مسئولیت جنایات آمریکا و استعمار انگلیس و سوابق فرانسه و احتکار تجاری آلمان را بپذیریم؟ چرا اسلام را در صف راستگراها قرار دهیم و بگوییم ما راستگرا هستیم؟ شیخ سعدی یاسین این آیه را برایم خواند: « ﴿ وَأَصْحَابُ الْیَمِینِ مَا أَصْحَابُ الْیَمِینِ * فِی سِدْر مَّخْضُود وَطَلْح مَّنضُود. ﴾ » [102]
در واقع، مالکیت در اسلام شبیه به این مسئله است. سخن ما این بود که مالکیت به معنای سرمایهداری در اسلام وجود ندارد. معنای این سخن این است که از نظر اسلام وقتی میگوییم که من مالک هستم، مردم اختیاردار اموال خود هستند، و من این شیء را در اختیار دارم، مفهوم آن کاملاً با مفهوم مالکیت در سرمایهداری متفاوت است. مالکیت در اصطلاح اسلام فقط از آنِ خداوند است. کسی نمیتواند مالک چیزی به معنای سرمایهداری آن شود، زیرا که مالکیت در سرمایهداری به معنای اختیار تام است. شما در روزنامهها خواندید که شخصی اموالش را برای سگی به ارث گذاشت. مالکیت در اصطلاح غربی و سرمایهداریِ آن به معنای اختیار تمام و کامل است. سپس، اقتصاد سوسیالیستی سر بر میآورد و این مسئله را رد میکند و میگوید که مالکیت به این معنی دزدی است.
شما به نظریه ارزش اضافی مارکس توجه کنید. این نظر مستند به نظریه ارزش است. یعنی ارزش کالا معادل کار صورت گرفته بر آن است. از طرف دیگر، شما مشاهده میکنید که برخی بیمحابا و بیهیچ دلیلی به مالکیت تمسک و از سرمایهداری دفاع میکنند. من چرا باید از سرمایهداری دفاع کنم؟ سرمایهداری برای خود پول و فیلسوف و دانشمند و دانشگاه دارد و از خود دفاع میکند. من باید از اسلام خودم دفاع کنم، و از مالکیت در مفهوم اسلامی آن.
واقعیت این است که مالکیت در اسلام اختیار تام نیست، بلکه اختیاری همراه با مسئولیت است. آیا مالک حق دارد اسراف یا تبذیر کند؟ من بحثم را با مسائل روشن آغاز کردم. ما مسلمانان چشمان خود را بر حقیقت اسلام میبندیم. مالک هرگز اجازه ندارد که اسراف یا تبذیر کند. قرآن به صراحت میگوید: « ﴿ کُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ ﴾ .» [103]
آیا مالک اجازه دارد حقوق شرعی خود را نپردازد؟ آیا مالک میتواند اموال خود را در دریا بریزد؟ آیا مالک میتواند همه اموال خود را به ارث فرزند یا سگ یا مؤسسهاش درآورد؟ فقط در ثلث آن چنین حقی دارد.
من یک خودکار دارم، میتوانم آن را اینجا بگذارم یا از اینجا بردارم و یا حتی آن را بشکنم. آیا ا��ن حق را دارم که آن را بشکنم؟ حتماً چنین حقی و اجازهای ندارم.
این چشمانداز بحث ماست. مالکیت در اسلام به معنای اختیار تام و کامل وجود ندارد. من نمیتوانم
[102]. «امّا اصحاب سعادت، اصحاب سعادت چه حال دارند؟ در زیر درخت سدر بیخار، و درخت موزی که میوهاش بر یکدیگر چیده شده و سایهای دائم.» (واقعه، 27-30)
[103]. «بخورید و بیاشامید ولی اسراف مکنید.» (اعراف، 31)