از یک سو و جبهه لبنان از سوی دیگر را حتمی کرد.
این تلاشها و هشدارها سودی نبخشید، همچنانکه دو سال مدارا کردن فایدهای نداشت و آنها با نیروی بازدارنده درگیر شدند و جبهه لبنان با تکتیراندازان خود شروع به تنشزایی کرد. ما اطلاعات دقیقی دراینباره داریم. جوانان شیاح و کسانی که از آن منطقه عبور میکنند، میدانند که مدتهاست تکتیراندازی در شیاح متوقف نشده است.
تنشزایی از سوی آنان ادامه یافت و سرانجام، با نیروهای بازدارنده که برای تأمین امنیت آنان آمده بودند، برخورد ��یدا کردند و در اشرفیه و عینالرمانه نبردهای سنگین شبانه بین آنها رخ داد. در همین زمان، رئیسجمهور الیاس سرکیس استعفا داد و به دنبال آن، از پشتیبانی سیاسی از نیروهای بازدارنده خودداری کرد، چراکه در کنفرانس ریاض و قاهره آقای سرکیس به فرماندهی نیروهای بازدارنده در لبنان برگزیده شده بود. از آنجا که نیروهای بازدارنده قدرت قانونی لبنان به شمار میآمد، میتوانست با پشتیبانی آقای سرکیس با جبهه لبنان برخورد کند، امّا با استعفای آقای سرکیس این کار با شکست روبهرو شد و بیماری لبنان همچنان به حالت خود باقی ماند و خونریزی از زخم آن ادامه پیدا کرد.
رئیسجمهور سرکیس در نامهای که استعفای خود را پس گرفت، گفت: گرفتن سلاح از دست شبهنظامیان کار دشواری است، زیرا مقاومت فلسطین هنوز سلاح سنگین در اختیار دارد. بنابراین، مشکل بهطور کامل در صحنه لبنان باقی است. چه پیش خواهد آمد؟ آیا امکان دارد جبهه لبنان برای خوشنودی خدا و برای کمک به تشکیل لبنانی یکپارچه از موضع خود عقب بنشیند و اسلحهاش را کنار بگذارد؟ فکر میکنم تصور آن هم ناممکن باشد. مؤمن از یک سوراخ هزار بار گزیده نمیشود. بنابراین، چنین راهحلی محال است.
راهحل دوم این است که جبهه لبنان به حال خود باقی بماند. همان ابتدا نیز گفتیم که این حالت، مانع تشکیل دولت و نهادهای ��ن میشود. وقتی جبهه لبنان در منطقهای جدا و منزوی قرار داشته باشد، همواره امکان تعامل اسرائیل با آن وجود دارد و گذشته از آن، در دیگر مناطق نیز چالشها و واکنشهای دیگری در پی دارد. تنها راهحل استفاده از زور بر ضد نیروهای جبهه لبنان است. چه کسی این کار را انجام دهد؟ ارتش کنونی لبنان که آمادگی آن را ندارد، زیرا سهم نیروهای آنان در ارتشی که بهزودی بازسازی خواهد شد، بیشتر از سهم دیگران است. بنابراین، جز نیروی بازدارنده کسی باقی نمیماند و نیروی بازدارنده نیز نیازمند حمایت سیاسی لبنان است و بدینترتیب، مشکل همچنان پابرجاست.
تلاش برای تشکیل ائتلافی ملی در جریان است. این ائتلاف سخنگوی همه لبنانیان به جز کتائب و احرار است تا صدای میهنمان لبنان را تقویت کند و دوباره در لبنان توازن برقرار کند تا دیگر صدای جبهه لبنان تنها صدای طنینانداز در صحنه لبنان در برابر جهانیان نباشد.
این ائتلاف در مرحله مقدماتی است، یعنی ما برای شکلگیری آن تلاش میکنیم و امیدواریم خداوند ما را هدایت کند و توفیق دهد که در شکل دادن این ائتلاف که آن را تنها راهحل میدانیم، پیروز شویم. این ائتلاف خواستار برگزاری کنفرانس خواهد شد و کنفرانس نیز جبههای را از درون خود تعیین خواهد کرد و این جبهه میتواند چهره سیاسی لبنان در این مرحله باشد.