جنبش تحولخواه است و بخشی از کابینه از او حمایت میکند. بنابراین، آمریکا، هم از درون کابینه اسرائیل، هم از درون کنیست اسرائیل، هم از درون ملت اسرائیل و هم از درون ایالات متحده اهرمهایی برای فشار بر اسرائیل در اختیار دارد. اوضاع شوروی را نیز بر آن بیفزایید. آمریکا دوباره دست به کار شده و بگین نیز دریافته است که تاحدی باید کوتاه بیاید. از همین رو، به آمریکا رفت تا مذاکره کند و این مسئله را برای سازش به آمریکا بسپارد و در مقابل، امتیازی بگیرد، همچنانکه کسینجر نیز در مقابل متوقف شدن درگیریها در جولان و سینا، مقادیر فراوانی سلاح به همراه 3 میلیارد دلار به اسرائیل پرداخت.
ما به این فضا برگشتهایم. برخی تصور میکنند که اگر اسرائیل خواهان صلح باشد، کوتاه خواهد آمد. امّا چنین چیزی مشکوک است، زیرا اسرائیل چهبسا به دنبال زیادهخواهی باشد، نه صلح، یعنی میخواهد این منطقه ناآرام باشد و صلح برقرار نشود.
به نظر من ذهنیت اسرائیلیای که ما میشناسیم اینگونه میاندیشد که در حال حاضر اسرائیل هیچ سهمی در ثروتهای هنگفت موجود در منطقه ندارد؛ ثروتهایی که صدها میلیارد دلار برآورد میشود. در حالی که اگر به مدت ده یا پانزده یا بیست سال به اعراب رو آورد و به آنها روی خوش نشان دهد، میتواند از این ثروتها بهرهمند شود. این ثروتها متوقفشدنی نیست و تا زمانی که نفت وجود دارد و تا زمانی که انرژیِ جانشین فراهم نشود، وجود خواهد داشت.
از نگاه ما، ذهنیت تجاری اسرائیل حکم میکند که اسرائیل در این منطقه به سوی صلح برود. بر این اساس، ممکن است امروز اسرائیل تا حدودی کوتاه بیاید و سپس، کنفرانس قاهره دوباره برگزار شود و خطوط کلی را از لحاظ شکلی تعیین کند و بعد هم ه��ه برای مذاکره به ژنو یا نیویورک بروند. آنچه گفتم، تصویری است که من از اوضاع در ذهن دارم. نمیدانم کسی با این تحلیل من موافق است یا نه. امروز در روزنامه الأنوار تحلیلی از آقای رفیق خوری خواندم که تحلیل بسیار خوبی بود و شما جوانان را به خواندن آن سفارش میکنم. او میگوید که برقراری صلح شروطی دارد، زیرا صلح نیازمند برابر بودن، همبستگی داشتن و متقاعد شدن دو طرف است و ما هیچیک از این مقدمات صلح را نداریم. از این رو، به این مسئله خوشبین نیست و بر این عقیده است که خطر، در یک سویه بودن صلح در نتیجه طرح آقای سادات نهفته است و سخنان هیئت اسرائیلی نیز آن را تأیید میکند. صلحِ یکسویه سرآغاز جنگ است نه سرآغاز صلح، زیرا دیگران حتماً به سوی شوروی روی خواهند آورد، به این دلیل که اگر دو طرف مصری و اسرائیلی به توافق برسند، آمریکا دیگر نمیتواند مخالف راهحل یکجانبه باقی بماند. راهحل جانشین آن است که شوروی آغوش خود را به روی منطقه بگشاید و این مسئله بینهایت خطرناک است، زیرا غیرممکن است که آمریکا چنین چیزی را بپذیرد. بنابراین، به نظر من احتمال احیای صلح آمریکایی با تغییراتی در ظاهر، تا امروز احتمالی قوی است. صلح آمریکایی و بهطور کلی برقراری صلح در منطقه بر همه اوضاع منطقه و ازجمله اوضاع ما در جنوب بازتاب خواهد داشت و به لطف خدا تا الان از ما چیزی خواسته نشده است، حتی برای ترس ما از چشمداشت اسرائیل به آب، علیرغم همه مسائلی که در گذشته رخ داده است نیز دلیلی وجود ندارد.
دولت لبنان منتظر است که تحولاتی رخ دهد تا به دنبال آن به مذاکرات بر سر توافقنامه شتورا در