یا عکس آن، یعنی اعراب اگر از عهده آنان برآید، برای ایجاد مشکل در درون اسرائیل تلاش میکنند؛ این مسائل پابرجاست.
برای نخستین بار مسئولی عربی در سطح وزیر خارجه در فرودگاه و به دست فردی عرب ترور میشود و آن فرد آشکارا به کار خود اعتراف میکند. این مسئلهای است که تاکنون با چنین خشونتی رخ نداده بود. ممکن است تا روز برگزاری ژنو بر مشکلات و اختلافات عربی افزوده شود تا موضع عرب در نتیجه درگیریهای داخلی در ضعیفترین سطح خود باقی بماند. از سویی دیگر، عناصر خیرخواه و متعهد به ارزشها و عناصر ترقیخواه همچنان به تلاش برای یکپارچه کردن اعراب تلاش میکنند. این تلاشها با جدیت ادامه دارد، ولی آنها تا چه حدی موفق خواهند شد؟ اینها مسائلی است که با گذر زمان روشن خواهد شد. در برخی کشورهای عربی مشکلات اقتصادی و سیاسی وجود دارد. اختلاف میان مصر و لیبی، لیبی و سودان، مشکل شاخ آفریقا و سومالی، اینها مسائلی است که باید از ماه یازدهم تا اواخر ماه دوازدهم شاهد آنها باشیم. باید منتظر اقداماتی باشیم که شاید موفقیتآمیز باشد و شاید نباشد. چهبسا، نظامهایی سرنگون شوند یا نشوند. ولی اگر عملاً چنین شود، زمینه برای غبارآلود شدن فضا به شکلی که چشمان ما را طی این مدت کور کند، فراهم میشود. یعنی باید تماشاگر نمایشنامهای در نهایت خشونت و دوری از انسانیت باشیم. إنشاءالله زبانههای آتش این نمایشنامه خونین داخلی، ما را نسوزاند. ولی با این همه جنگی درکار نخواهد بود.
سهم لبنان از جنگ سرد- اگر این تعبیر درست باشد- یا جنگ امنیت یا جنگ روانی چیست؟ میبینید که در لبنان آدمربایی متوقف نمیشود. دوباره عملیات آدمرباییهای دوطرفه شروع شده است. چرا به چنین عملیاتهایی دست میزنند؟ هیچکس نمیتواند به علت آن پی ببرد. چرا؟ چه تحلیلی دارد؟ این کار، در واقع، برای آن است که اعراب و بهویژه سوریه را به مسئله لبنان سرگرم و مشغول کنند. آمادگیهایی که دو طرف در خود ایجاد میکنند و غالباً برخاسته از ترس و وحشت طرفها از یکدیگر است، همگی، به تحریک اسرائیل و دیگر دولتهای بینالمللیِ هماهنگ با اسرائیل است تا با تضعیف دو طرف، آنها را به پذیرفتن صلح وادار کنند. از این رو، من نیز امکان ایجاد درگیری را در لبنان بعید میدانم، ولی به نظر من تنشها ادامه دارد و رسیدن به راهحل بعید است. در این صورت، بار دیگر گشایش به تأخیر میافتد. لبنانیان از فرصت یک ساله بهره نبردند و اکنون دوباره فضای بحرانی وارد منطقه شده است. طبیعتاً، در این فضا باید حذر کرد، ولی در عین حال، باید مطمئن بود که بنابر بیشتر احتمالات، بحران و جنگی در کار نیست.
پس در صحنه لبنان تنش و ضعف امنیتی پابرجاست و وفاق سیاسی بعید مینماید. اما در مسئله جنوب برای نخستین بار مطرح میشود که احتمال برقراری صلح در جنوب و اعزام ارتش به مرزها کمتر از گذشته شده است. هرچند در دیداری که اخیراً با رئیسجمهور داشتم، ایشان به من گفت که مشکلات موجود صرفاً شکلی است و برطرف خواهد شد و ارتش لبنان نیز به جنوب اعزام خواهد شد، در افق چنین چیزی مشاهده نم��شود. البته، میدانیم که پافشاری آمریکا در گسترده شدن حاکمیت قانونی تا مرزها و اجرای توافقنامه شتورا یا اظهاراتی که از سوی ایالات متحده اعلام شده،