Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 192

عواملی همچون شعارهای جبهه لبنان، وضعیت جنوب، تلاش ما برای روشنگری درباره جنوب و رسوایی جبهه لبنان در تعامل با اسرائیل، همگی، در بروز تنش نقش داشتند. اینجا بود که تغییر تازه‌ای در صحنه رخ داد: جبهه لبنان از امکان تجزیه کشور ناامید شد، زیرا با حضور ارتشی عربی در لبنان و با بهبود یافتن محسوس جو بین‌المللی، تجزیه امری محال است.
در این اوضاع و احوال دیدیم که جبهه لبنان شروع به زمینه‌سازی برای نقشه‌ای کرد که بر اساس آن در لبنان امتی جدید به نام امت مارونی شکل می‌گیرد. به همین سبب، دانشگاه‌های مستقل، فرهنگ مستقل و مرکز پژوهش‌های الکترونیک، شبیه و به موازات دانشگاه عبری شکل گرفت و در صدد برآمدند که آداب و رسوم و خاطرات لبنانی‌ها، آموزش نظامی عمومی، آموزش عقیدتی عمومی، تبلیغات عمومی و کل امت لبنانی را به سمتی سوق دهند که از مارونیان لبنان امتی جدید با ویژگی‌های متمایز بسازند که صاحب آداب و رسوم و دیدگاه‌ها و آرزوها و چالش‌های خاص باشند. شکل‌گیری یک امت را نمی‌توان با فشار نظامی محقق ساخت، بلکه برعکس، فشار نظامی مانعی در مسیر شکل‌گیری آن است، زیرا فشار نظامی درد و رنج می‌آفریند و درد و رنج، عواطف را تحریک می‌کند و وقتی این عواطف عمیق می‌شود، در اندیشه و رفتار بازتاب می‌یابد.
چرا در تاریخ، یهود واجد تمدنی استوار است؟ چرا در هریک از جوامع از زمان شکل‌گیری آن‌ها تاکنون، یهودیان حضور داشته‌اند؟ علت آن رنج‌هایی است که امت یهود در سینا یا به گفته قرآن در بیابان «تیه» و پس از آن، در فلسطین و جاهای دیگر کشیده‌اند. همین رنج‌ها بود که شاخصه‌ها و ویژگی‌های این ملت را که نام آن ملت یهود است، استوار گرداند.
فشار... مارونیان در قالب جبهه لبنان با سوریه درگیر شدند و در اثر آن صدها نفر کشته شدند و آنچه حمله عزت و کرامت می‌خواندند، رخ داد. درست است که آنان پیروز شدند، ولی آخرین رشته‌ای که اهالی این مناطق را به عرب پیوند می‌داد، گسسته شد و زمینه شکل‌گیری یک امت فراهم گردید. ارتش، یک سال، دو سال، ده سال می‌تواند در برابر آن‌ها بایستد، ولی هرگز نمی‌تواند یک امت را شکست دهد. باید این مسئله حل شود.
در درون ملت لبنان امتی به نام امت مارونی، و نه میهن یا جامعه مارونی، شکل گرفت. این امت هسته‌ای مستقل و تکامل‌یافته در ضمن این جامعه است. اگر ما شیعیان یا مسلمانان، مرد باشیم. (طنز) می‌رویم و در مقابل آن‌ها امتی دیگر می‌سازیم و بدین‌ترتیب، در این کشور کوچک، چهار یا پنج امت شکل می‌گیرد و لبنان، رنگ وحدت را نخواهد دید. اگر هم مرد نباشیم، به عرب بودن خود تکیه می‌کنیم. منظورم از «مرد» معنای اصطلاحی آن یعنی گردن‌کلفت است، وگرنه پاک بودن موضع ��ا به این است که به عرب بودن خود تکیه کنیم. نتیجه چیست؟ نتیجه این است که این جامعه از درون ازهم‌گسسته است و با کمترین حرکتی شعله‌ور می‌شود و درهم می‌شکند. مانند تکه‌های سنگ یا چوبی است که تحت فشارند و از هم می‌پاشند.
خطرناک‌تر اینکه این امت، مسیحیان سوریه و مسیحیان مصر را نیز تحریک می‌کند که از ملت خود جدا شوند. این بدان معناست که وجود چنین امتی در لبنان از وجود اسرائیل خطرناک‌تر است، یعنی از خود تجزیه لبنان نیز خطرناک‌تر است. تجزیه چیست؟ اگر