اهمیت نیست، ولی تلاشهایی هست تا نامزدی که مورد توافق همگان باشد، انتخاب شود تا بتواند چالشهای کشور را برطرف کند، بدون آنکه درگیری مسلحانه پیش بیاید. امیدواریم خداوند سبحان ما را هدایت کند و این مرحله را که پایان بحران سیاسی است، به خیر بگذراند تا بتوانیم در آینده همه نیرو و توان خود را بدون به کارگیری هرگونه اسلحه به کار بندیم و به مسئولیت خود در ارتقای جایگاه مردم و ساماندهی وضع آنان عمل کنیم و حیاتی نو و تربیتی ن�� و خطی نو به آنها ارائه دهیم.
این خلاصهای بود از بخشی از حوادث این هفته. از برادران خواستهایم که بیانیه کوتاه ما را درباره تعلیق حضور جنبش أمل در جلسات جبهه ملی و ترقیخواه چاپ کنند. إنشاءالله در اختیار شما قرار میگیرد.
اکنون به نوبت به پرسشها پاسخ میدهیم.
س. آیا مانعی بر سر راه جنبش برای ورود به عرصه حکومت و یا مشارکت در آن وجود دارد؟
ج. خیر، هیچ مانعی وجود ندارد.
س. آیا می توان چنین نتیجه گرفت که اختلاف و دودستگی در داخل یک روستا یا میان دو همسایه امری مثبت است، زیرا نشانه فرهنگ عمومی و آزاداندیشی است؟
ج. طبیعتاً، اگر اختلاف نظر، در قالب گفتوگو و مناظره و به شکلی آرام و منطقی باشد، نشانهای خوب و امری مثبت است، ولی اگر این اختلاف و دودستگی با خشونت همراه شود و به کشتن و تجاوزگری بینجامد، روشن است که نشانه عقبماندگی است.
س. آیا منظور از تشکیل خوداداری این بود که دائمی باشد یا موقت؛ تا زمانی که حالت اسفبار از بین برود و پس از آن، مدیریت به دولت وقت واگذار شود؟
ج. حقیقت این است که آنان میگفتند که این مدیریت موقتی است تا اینکه این مسئله به سرانجام برسد، ولی صرفِ شکلگیری خوداداری در اینجا و دولتِ سایه در آنجا، صرف این تقسیمبندی با توجه به وجود تقسیمبندی انسانی، گامی است به سوی تجزیه کشور و بدان معناست که حکومت یا سازمان ملل یا کشورهای عربی یا سوریه یا هر کشور دیگری وقتی میخواهد مذاکره کند، خود را با دو منطقه جدا از یکدیگر از لحاظ انسانی و اداری روبهرو میبیند و اینگونه مذاکره به نوعی تجزیه میانجامد: یا خدای نکرده تجزیهای بنیادین یا تجزیه اداری به شکل کنفدارسیون یا به شکل کانتونها مانند سوییس. اینکه مسلمانان جدا باشند و مسیحیان جدا، خطر بزرگی است، زیرا مشکلاتی که ما از آن رنج میبریم و کل خاورمیانه از آن رنج میبرد، از سال 1860 میلادی آغاز شده است. جبل لبنان در پرتو حکومت عثمانی از استقلال داخلی برخوردار بود و از این رو، مرکز جاسوسی برای هفت دولتی بود که بر این منطقه تسلط داشتند و همین دولتها میان مردم تفرقه انداختند و همه این مشکلات را پدید آوردند. از این رو، به نظر من خوداداری هرچند موقت باشد، خطرناک است و گامی به سوی تجزیه کشور به حساب میآید. برونرفت از حالت اسفبار این منطقه از راه رونق بخشیدن به مراکز و ادارات رسمی موجود در هر شهر و روستا همچون شهرداری، دفتر اقتصادی، دفتر پستی، مرکز پلیس، مرکز سرشماری و ثبت احوال امکانپذیر است. نیروها و احزاب در این منطقه ادارات رسمی و مراکز را از بین بردهاند. اگر