خوداداری و نقش احزاب
( بسم الله الرحمن الرحیم )
من در این جلسه به یاد آوردم که مصداق حقیقیِ میراث چیست؟ آنچه چند هفته قبل میگفتیم، همین است که اکنون عملاً انجام میدهیم. یعنی عصر روز جمعه با جوانان گرد هم میآییم و صحبت میکنیم و رویدادها و پارهای از مسائل فرهنگی و اعتقادی را بررسی میکنیم. درست مانند مراسم نماز جمعه که همانطور که میدانید دو خطبه دارد. اسلام در ضمن تشکیلات عام خود پیشنهاد میکند که مؤمنان هر ظهر جمعه با فاصلههایی مشخص، گرد هم آیند و امام جمعه هر منطقه پیش از نماز دو خطبه بخواند و در کنار پرداخت�� به سنتها و اعتقادات، بحثی کلی درمورد رویدادهای جامعه ارائه دهد و توصیههای کلی فرهنگی یعنی توصیههای تربیتی و اخلاقی و دینی را برای مردم بیان کند.
اینها از عمق و جوهر میراثِ ماست که به آن افتخار میکنیم. ما به غنای این میراث و فایدهای که حرکتِ پیوسته و روشمند و پیشرفته در مسیر آن به دنبال دارد، توجه داریم.
اصل یا نکته بنیادینی که درمورد عملکرد جنبش وجود دارد و تفاوت میان این جنبش و دیگر احزاب به شمار میآید، این است که این جنبش سازمانی مردمی است، نه سازمان گروهی از مردم؛ گروهی که همه امتیازها را تنها برای خود میخواهد، حکومت را تنها برای خود میخواهد و تنها خود را نخبه میشمارد. ما وظیفه خود میدانیم که در کنار آمادگی کلی برای ایفای نقشی مسئولانه در این جامعه، برای سازماندهی مردم نیز تلاش کنیم. مردم در زمان جنگ چه میکنند؟ در زمان صلح چه عملکردی دارند؟ اگر به آنان حمله شود، چه رفتاری از خود نشان میدهند؟ اگر قحطی پیش آید و آرد و نان کمیاب شود، چگونه برخورد میکنند؟
حقیقت این است که ملت ما باید آماده شوند، زیرا تجربه صحنههای بسیار دردناکی را به ما نشان میدهد. افراد عادی بهگونهای هستند که حتی اگر بخواهی به آنان کمک هم کنی، نمیتوانی. این مثال معروف است که وقتی کسی در حال غرق شدن در آب است، اگر دیگری بخواهد او را نجات دهد، آن فرد از شدت ترس و وحشت، آن نجاتدهنده را محکم میگیرد و این کار موجب غرق شدن هر دو میشود، یعنی کسی که برای نجات دادن او رفته است نیز غرق میشود. در حالی که اگر او را نگیرد و اجازه دهد آزادانه شنا کند، میتواند او را نجات دهد و به سمت خشکی ببرد. نمیدانم چقدر در شنا مهارت دارید؟ روش نجات این است که با هل دادنهای خاص، فردِ در حال غرق شدن را به خشکی برسانند، مگر اینکه آن فرد از هوش رفته باشد. روشهای دیگری نیز وجود دارد مانند اینکه موی او را بگیرد یا با پا او را به طرف ساحل هل دهد و یا به هر روش دیگری او را به خشکی برساند. یکی از دوستان میگفت که چنین ماجرایی برایش پیش آمده و او ناگزیر شده بود به آن فرد در حال غرق شدن ضربه محکمی بزند، یعنی با پای خود به سینه او بکوبد، در حالی که او ظاهراً برادرش بوده است. این کار طبیعی است، چراکه او با گرفتنِ من، هم خود را غرق میکند و هم مرا. من برای نجات دادن او و خودم یک راه پیش رو دارم و اگر هم این کار به کمی شدت عمل نیاز داشته باشد، باید آن را انجام دهم.