تصویب برسد و سپس، در پارلمان نیز بررسی شود و از راههای دموکراتیک امکان اعمال اصلاحاتی در آن فراهم شود. البته، این دستاورد پس از کشته شدن 10 هزار نفر و ادامه جنگ و درگیری حاصل شد. وقتی ما میخواهیم بگوییم که جنگ را متوقف کنید، باید بگوییم: بفرمایید، نتیجه جنگ همین است! سند قانون اساسی بدین سبب صادر شد.
درگیریها به پایان رسید و کمکم همهچیز آشکار شد، یعنی روشن شد که (خواهش میکنم توجه کنید) اسطوره حمایت بیگانگان واقعیت ندارد. روشن شد که آمریکا و فرانسه و واتیکان و اسرائیل و همه دنیا از مارونیان این منطقه پشتیبانی نخواهند کرد. همه این عوامل و اسباب از اعتبار افتاد و گروهها دریافتند که پیروزی نظامی ممکن نیست: یا شکست میخورند و یا پیروز نمیشوند. بنابراین، نمیتوانند امتیازات و دستاوردهای خود را همچنان حفظ کنند. بر این اساس، پذیرفتند که اوضاع باید بهبود یابد و لبنان نمیتواند تا ابد به همین شکل بماند و ساختار کنونی آن که ساختاری بینظیر و بیمانند در دنیاست، ابدی نیست و باید آن را تغییر داد، زیرا تجربهای شکستخورده است. بحث و بررسی آغاز شد، ولی اینجا همان بِزَنگاهی است که خواهش میکنم به آن توجه کنید. با سقوط مسلخ و دخالت نیروهای سوریه و حوادثی که همزمان با آن رخ داد، نقاط ضعف و قوت جبهه ملی و منطقه اسلامی شناسایی شد و کاملاً روشن شد که این جنگ میان چپ و راست، میان مارونیان و غیرمارونیان، میان جبهه ملی و راستگرایان، هرچه میخواهید آنان را بنامید، مسلّم بود که این جنگ به سود مسلمانان و جبهه ملی نخواهد بود، زیرا از یک سو، غرب حمایت نمیکند. غرب همه دنیا را به نفت و به قراردادها و منافع تجاری خود فروخته و به دیگران هیچ اهمیتی نمیدهد. از سوی دیگر، سوریه امتداد راهبردی این منطقه است. بنابراین، پیروزی معنا ندارد. اینجا بود که فصلی دیگر از توطئه (که إنشاءالله آخرین فصل آن باشد) آغاز شد تا میان سوریه و نیروهای ملی و اسلامی که همپیمان سوریه بودهاند، جدایی و شکاف و تفرقه ایجاد شود. بر این اساس، از دو جهت اختلافافکنی آغاز شد: از جهت آنان تحریک کردن و تماسهای مستقیم و از جهت ما واکنش نشان دادن و فشارهای تبلیغاتی و سیاسی. در این میان، دشمنیها و کینههایی که میان دولتهای عربی، میان عراق و سوریه و لیبی و عربستان سعودی و مصر، وجود داشت نیز سر باز کرد. آنها ابزارهای گوناگونی برای ایجاد این شکاف به کار گرفتند. فراموش نمیکنیم که رئیسجمهور مصر که روزی در جشنهای کانال سوئز درباره نیاکان بزرگ آقای پییر جمیل و ریشه عربی و وفاداری و تعهد او سخن میگفت، امروز دقیقاً برعکس آن سخن را میشنویم و اندیشهها و منافع و دیدگاههای متفاوتی پیدا شده است.
متأسفانه، تصفیهحسابها و درگیریها در سرزمین ما لبنان صورت میگیرد و تاوان آن را ما میپردازیم.
روشن شد که در این ماجرا، هم عناصر داخلی، هم عناصر عربی و متأسفانه، هم عناصر بینالمللی نقش داشتند. دلیل آن حضور بلندمدت هیئت آمریکایی در گفتوگوهاست که در ایجاد نزاع و درگیری میان سوریها و این نیروها دخالت داشت.
با آغاز جنگ جبل همه معیارها و معادلات دگرگون شد. اکنون وقتی میخواهیم وضع خود را پس از دوره اخیر بررسی کنیم و ببینیم چه شد،