Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 147

نیازی نداشت. آنان ��قط اجازه دهند که طرح‌ها اجرا شود. بودجه در همه‌جای دنیا آماده است و مطالعاتِ طرح‌ها نیز صورت گرفته است. کافی است که اجازه اجرای طرح‌ها را بدهند، دیگر هیچ گرسنه‌ای در لبنان باقی نمی‌ماند. صاحبان امتیاز دولتِ سایه تشکیل داده‌اند و در مراکز دولتی نفوذ دارند. آن‌ها همه سرمایه‌های کشور را به سود خود بالا می‌کشند.
به نظر من توطئه بزرگ اخیر که اکنون در حال گذر از یکی از مراحل آن هستیم، از سال 1968 میلادی آغاز شد؛ زمانی که ژنرال امیل البستانی اجازه داد دویست نفر از اعضای مقاومت فلسطین وارد جنوب شوند. چرا اجازه داد؟ تا کشورهای عربی را خوشنود کند و برای ریاست‌جمهوری خود در دوره آینده فرصتی ایجاد کند. در آن زمان آقای شارل حلو رئیس‌جمهور بود و دکتر عبدالله الیافی، نخست‌وزیر. همه شما مراسم بزرگداشت شهید الجمل را که در خاک فلسطین کشته شده بود، به یاد دارید. مراسم بسیار باشکوهی برگزار شد. به یاد دارم یکی از جوانان ما انتقاد تندی از من کرد که چرا در مراسم تشییع شهید الجمل شرکت نکردم با وجود آنکه مفتی شیعیان، مرحوم سید حسین الحسینی در آن مراسم حضور داشت. در آن زمان دویست نفر از عناصر مقاومت وارد جنوب شدند تا از آنجا فعالیت‌های چریکی در خاک فلسطین انجام دهند. چرا می‌گوییم توطئه؟ چون هدف و تمایل و خواست مسئولان لبنان این است که مقاومت به جنوب منتقل شود و در آنجا فعالیت کند.
باید توجه داشت که وقتی جبهه جنوب را می‌گشاییم و منطقه جنوب را صحنه عملیات مقاومت فلسطین و در نتیجه، عکس‌العمل نظامی اسرائیل می‌کنیم، باید تمهیدات آن را در سطح ملی و عربی فراهم کنیم. دولت لبنان باید به جهان عرب می‌گفت که من آماده‌ام جبهه نبرد را بگشایم. "فراموش نکنید که این واقعه مربوط به بعد از سال 1967 میلادی یعنی پس از شکست ژوئن است."
حکومت لبنان باید به جهان عرب می‌گفت: ای سوریه، ای مصر، ای عراق، ای لیبی، ای عربستان سعودی، من پس از شکست شما در جنگ سال 1967 میلادی جبهه‌ای تازه به رویتان می‌گشایم: جبهه جنگ فرسایشی؛ جبهه ایجاد ترس و وحشت؛ جبهه تضعیف روحیه؛ جبهه جلوگیری از مهاجرت به اسرائیل. بگذارید برای شما کار کنم. مرا در این راه یاری کنید. منظور از یاری کردن چیست؟ منظور این است که من دژهای استوار می‌خواهم؛ روستاهایی مستحکم‌سازی شده می‌خواهم؛ برای شهروندان اسلحه می‌خواهم؛ تجهیزات دفاعی می‌خواهم؛ غرامت می‌خواهم؛ مشخص بودن محل فعالیت‌های مقاومت فلسطین و پایبندی به آن را می‌خواهم. ولی هیچ‌یک از این‌ها تحقق نیافت. هم‌وطنان بی‌دفاع جنوب همه هزینه‌های جنگ در جنوب را می‌پردازند. در دنیا ستمی بزرگ‌تر از ستمی که در این مدت به سبب شریف‌ترین مسئله بر مردم جنوب روا رفته است، وجود ندارد. حکومت لبنان می‌توانست بگوید: ای اتحادیه کشورهای عربی، ما همواره پس از شکست در جنگ سال 1967 میلادی می‌خواستیم جبهه‌ای جدید بگشاییم. پس بیایید کمک کنید. بیایید همکاری کنیم. ولی چنین نشد. چه پیش آمد؟
مقاومت به تدریج در جنوب حضوری گسترده پیدا کرد. طبیعتاً، هر مقاومتی در ابتدای راه خود دچار اشتباه می‌شود و چه‌بسا، برخی اقدامات خودسرانه انجام دهد. لبنانیان هم اشتباه می‌کنند.