Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 144

پیشنهادهای شما به اجرا درمی‌آید و به آن‌ها توجه می‌شود.
در ماه ژوئن آینده، پیشنهادها را عملی خواهیم کرد، یا اینکه به یاری خد��، عمل به آن‌ها را آغاز می‌کنیم که نخستین آن‌ها، مسئله آیین‌نامه و تغییرات اعمال‌شده در آن خواهد بود. إن‌شاء‌الله، در تابستان آینده، نشست دیگری تحت عنوان اردو یا هر عنوان دیگر برگزار خواهیم کرد، امّا کنگره سراسری ما سالانه خواهد بود. در عین حال، نشست‌های منطقه‌ای و محلی افزایش خواهد یافت و در آن‌ها حضور می‌یابیم.
در پایان این نشست بار دیگر به برادران یادآور می‌شوم که «در طریق هدایت از کمیِ رهپویان هراسان نشوید.»[75] هریک از شما که جان برکف گرفته است و شوق لقاء‌الله دارد، با ما همسفر شود که خداوند متعال از کسانی که ایمان آورده‌اند، دفاع می‌کند و آنان را از یاد نمی‌برد. إن‌شاء‌الله ما در این راه از اصحاب و همراهان رسول خدا(ص) خواهیم بود، هرچند از تحجر و جمود، که در گذشته تفکر اسلامی با آن مواجه بوده است، به زحمت بیفتیم.
اندیشه‌های اسلامی و مبنای حرکت ما از قرآن کریم اقتباس شده و از فرقه‌گرایی در انگیزه‌های ما اثری نیست. میثاق گذشته ما پابرجا خواهد بود و تنها برخی از پیشنهادهای برادران و توضیحاتی که درباره آن به توافق رسیدیم به آن اضافه خواهد شد.
از دیدگاه ما، اسلام در ایمان به خدا و التزام قلبی و فکری و جسمی به آن ایمان خلاصه می‌شود و این معنا همگان را شامل می‌شود. ما به فکر آشوب نیستیم و به سبب احساس محرومیت از کسی انتقام نمی‌گیریم. ما تلاش خواهیم کرد که ارزش‌های والای اسلام و تسامح اسلامی را به اجرا گذاریم و در عین حال، روحیه والا و تحولی بزرگ پدید آوریم.
از آنجا که مسائل و مشکلات ما و به‌طور کلی نهضت ما اجتماعی است، در آن، موضوعات و حقایق عملیِ مربوط به زندگی را جست‌وجو می‌کنیم و این موضوعات در تخصص فقها نیست،[76] بلکه در حیطه کاری فعالان عرصه اجتماعی قرار دارد و باید به قوانین و موضوعاتی که به‌خوبی از آن آگاه‌اند، پایبند باشند. شما را به خداوند بزرگ می‌سپارم. به امید دیدار. والسلام علیکم.

[75]. اشاره به این سخن حضرت علی(ع): «لاتستوحشُوا فِی طَریق الهُدی لِقِلّة أهلِهِ.»
[76]. منظور امام وقایع روزمره است که در زندگی مردم اتفاق می‌افتد و کارشناسان و اهل فن به بررسی و تعیین ویژگی‌های آن می‌پردازند و تبعات مثبت یا منفی آن را مشخص می‌کنند، و این به سبب ماهیت طبیعی هریک از وقایع و پدیده‌های روزمره است که در حوزه‌های مختلف سیاست و اقتصاد و جنگ و صلح و دیگر امور اجتماعی طبقه‌بندی می‌شود و این موضوع درباره تخصص‌های علمی و شغلی و حرفه‌ای نیز، مصداق دارد. برای نمونه می‌توان به تشخیص پزشک درباره ضرر داشتن یا نداشتن روزه برای بیمار اشاره کرد و در هریک از موارد موضوع بحث، مانند پاک بودن لباس نمازگزار و جنس پارچه آن (مثلاً اینکه ��باس مردان ابریشم خالص نباشد و ...) تشخیص حسی و یا عرفی کفایت می‌کند، و فقیه به خودی خود و در مقام فقیه در تشخیص آنچه گفته شد، دخالتی ندارد، مگر آنکه در رشته یا حرفه‌های موضوع بحث نیز کارشناس باشد که حتی در این صورت هم پیروی از او و مراجعه نکردن به دیگر کارشناسان ضروری نخواهد بود، چراکه پیروی و تقلید، از لحاظ عرفی، به معنای رجوع جاهل به عالم با توجه به نوع و ماهیت جهل شخص است و رجوع به عالم مشروط به آن است که تابع، از درستی نظر متبوع اطمینان حاصل کند و این اطمینان هم با روش‌های علمی و عرفی، مانند اتفاق‌نظر همگان یا گواهی دادن دو شخص خبره و کارشناس به صلاحیت داشتن شخص و یا از طریق عوامل و شواهد علمی خاص حاصل می‌شود. پیروی و تبعیت از کارشناس مسائل اجتماعی نیز زمانی لازم و ضروری است که پیروی نکردن از نظر او به اختلال نظم عمومی جامعه منجر شود. پس، پیروی از او به سبب حفظ نظم و انضباط عمومی لازم می‌شود، نه به سبب شأن و جایگاه خودِ آن شخص.