قلب واحد زندگی میکنیم و باید موضع خود را در قبال قومیت عربی بدانیم. برادران، ما در بیانیههای خود به عربی بودن لبنان بسیار اهمیت میدهیم. در سخنرانیهای خود و همچنین، در سخنرانی یونسکو گفتیم که علت انحراف در لبنان و مشکلاتی که در لبنان پیش آمد، این بود که جنبه عربی بودن لبنان را از آن گرفتیم.
قومیت عربی، طبیعتاً، به این معناست که جهان عرب یک کشور پهناور و یک عرصه واحد باشد، همانطور که در زمانهای قدیم اینگونه بود. در قدیم وقتی فردی اروپایی وارد طنجه میشد، میگفتند که وارد دارالإسلام (قلمرو اسلامی) شده است. او در همه مناطقی که در حد فاصل طنجه تا اندونزی قرار داشت، بهگونهای رفت و آمد میکرد که گویا در یک کشور قرار دارد: هیچکس در مرزها یا در گمرک یا غیر آن، او را بازخواست نمیکرد. این آرمان هر انسانی است: یکپارچگی عربی و قومیت عربی.
ولی آنچه باید بگوییم این است که قومیت عربی، بُعدی جغرافیایی و انسانی است. یعنی زمینهای است برای ایجاد میدانی پهناورتر برای کار و تلاش. مثلاً فرض کنید که من کشاورز هستم و گندم مرغوبی دارم و میخواهم گندم بکارم. حال ممکن است در مزرعهای کوچک گندم بکارم و مقدار محدودی گندم برداشت کنم و ممکن است در یک هکتار زمین گندم بکارم که طبیعتاً برداشت بیشتری خواهم داشت. قومیت عربی و یکپارچگی عربی دربردارنده ابعاد انسانی، جغرافیایی و چهبسا تاریخی برای ایجاد زمینهای گستردهتر برای کار و فعالیت است و هیچ ایدئولوژی به دنبال ندارد. یعنی ما عربها قوم واحد هستیم، هیچکس نمیتواند این را انکار کند، زیرا زبان ما و تاریخ ما و غالباً دین ما و آرمانهای ما و دردهای ما یکی است. بنابراین، ما از اقیانوس تا خلیج یک خانواده هستیم.
حال، محتوای فکری و اجتماعی این قومیت عربی و وحدت عربی چیست؟ سؤال این است. سردمداران قومیت عربی و بهطور خاص، پرچمدار آنان جمال عبدالناصر تلاش میکردند که به قومیت عربی محتوا بدهند. قومیت عربی پدیدهای در این جهان پهناور و بزرگ است و به لحاظ جغرافیایی و تاریخی (در پرتو اسلام) نقش ایفا میکند که قرآن کریم نیز درباره آن گفته است: « ﴿ وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا ﴾ .»[67] این یکی از تفسیرهای این آیه است. بنابراین، ما وقتی میگوییم یکپارچگی عربی، برای این است که مجال گستردهای برای کار و تلاش فراهم کنیم و از این روست که به قومیت عربی باور داریم. ما باید با محرومیتهای فردی و اجتماعی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی در این میدان پهناور مبارزه کنیم.
ما اسلام را برگزیدیم و گفتیم: نخستین بند از منشور جنبش ما، ایمان به خداست. این بدان معناست که مجال فعالیت ما در حرکت به سوی ایمان به خدا چنین میدان پهناوری است. پذیرش قومیت عربی با اسلام یا منشور جنبش ناسازگاری ندارد تا در تنگنا قرار بگیریم و بگوییم که قومیت عربی، هدفی دیگر یا تاکتیکی دیگر است. نه، این واقعیت است. خانه من به پنج متر یا 10 هزار کیلومتر محدود نیست. خانه و میهن من از اقیانوس تا خلیج امتداد دارد و از این رو، باید بر اساس امکانات خود در این عرصه پهناور فعالیت کنم. آنچه ضرورت این یکپارچگی را حتمی میکند، وجود اسرائیل است
[67]. «آری چنین است که شما را بهترین امتها گردانیدیم.» (بقره، 143)