خوبی با همه خواهیم داشت. و در این میان، موضع ما درباره سازمان آزادیبخش فلسطین و این سه کشور عربی، به سبب موضع آنها در قبال ما، موضعی بهتر و ایجابیتر است. موضع ما در قبال آنها براساس خدماتی است که آنها به ما ارائه میکنند. این را صراحتاً میگویم و چیزی برای پنهان کردن وجود ندارد. گذشته از آن، ما غیر از رویکرد سیاسیمان و همانطور که در بیانیهها آمده است، بر این عقیدهایم که جدایی سوریه و مقاومت فلسطین و برخورد میان آنها در هر وضعیتی و به هر شکلی، خطری برای هر دوی آنهاست. از این رو، ما آن را نمیپذیریم و برای جلوگیری از آن، همه تلاش خود را به کار خواهیم گرفت. ما از آغازِ ورود سوریه تاکنون چنین خطمشیای را در پیش گرفتهایم و هر روز و هر هفته برای جلوگیری از این جدایی تماس میگیریم، سفر میکنیم، ملاقات میکنیم، نامه میفرستیم. دو روز قبل ساعت دوازدهونیم شب، در این شبهای خطرناک، نزد ابوعمار رفتم و تا ساعت سه با او درباره این موضوع صحبت کردم. وقتی خبردار شدیم که سوریها از ورود ابوعمار به سوریه جلوگیری کردهاند، فوراً تماسهایی گرفتیم و برخی از دوستان به سوریه رفتند و این مشکل را بررسی و حل کردند تا دامنهدار نشود و بتوانیم به تلاش خود ادامه دهیم.
تردیدی نیست که آنهایی که حامیانشان از آن سوی آبها و کشورهای دوردست است، آرزو دارند بین سوریه و مقاومت فلسطین جدایی بیفتد؛ آرزو دارند که از هر دوی آنها خلاص شوند. ولی ما همچون مادر واقعی رفتار میکنیم.
ما صفبندی را میان دولتهای عربی رد میکنیم و بهطور ویژه با مقاومت فلسطین و سوریه احساس همبستگی و همدردی داریم و از الجزائر و کویت نیز سپاسگزاری میکنیم و میکوشیم که تماسها و روابطمان را تکمیل و اصلاح کنیم. از نظر ما هر انسان مخلصی میتواند اوضاع و احوال ما را درک کند.
باید در دستور کار سیاسی، بخشی درباره مس��له صفبندیها و مسئله برقراری روابط و مسئله پرهیز از برخورد و پافشاری بر حسن روابط و همبستگی سوریفلسطینی، اضافه کنیم. [...]
12. درباره تعریف روابط جنبش با توده ها
[...] منظور ما از روابط جنبش با تودهها این است که وضع جنبش با هر حزب سیاسی دیگری متفاوت است. دیگر احزاب سیاسی ارتباطی با تودهها ندارند: حزب تشکیل میشود، تشکیلاتی پدید میآورد، ایدئولوژی و خطمشی خود را برمیگزیند و دفاتری باز میکند. سپس، عضوگیری میکند و اعضا تلاش میکنند که مردم را متقاعد کنند و از میان آنها یک یا دو یا سه نفر را وارد حزب کنند و همهچیز برای این روند آماده است. یعنی پیوستن به حزب هیچ حساسیت یا مشکلی به دنبال ندارد و بلکه برعکس، از نظر آنان نوعی مبارزه است. بنابراین، حزب تلاش میکند که روابط خود را در مقام حزب با تودهها اصلاح کند و خواستهها و نیازهای مردم را برآورد... یا آنها را گمراه کند.
این مسئله درمورد جنبش محرومان کاملاً برعکس است، یعنی نقطه شروع جنبش بیان نیازهای حقیقی مردم به شیوهای همسو با میراث و ایمان مردم است. گذشته از آن، اعتماد مردم به رهبری جنبش سبب شد که مردم به جنبش محرومان رو بیاورند، همانطور که امروز نیز با عشق و علاقه به ما رو آوردهاند. مردم برای پیوستن به