جوانان در دیگر مناطق چه رنجی تحمل میکنند. ولی از شما میخواهم که بر این اساس رفتار کنید و نگذارید انقلاب فلسطین در دامن چپگرایان و دیگر احزاب بیفتد. نگذارید. یعنی وقتی سخن تندی از نماینده مقاومت فلسطین یا فتح میشنوید، به او بگویید: برادر، اگر هم مرا بزنی، من از تو حمایت میکنم؛ اگر هم به من ناسزا بگویی، من تو را دوست دارم و تو را میبوسم. بگذار من از تو دفاع کنم؛ تو با اینها فرق داری؛ تو از من هستی و من از تو هستم؛ هرچه میخواهی انجام بده، ولی چرا به این احزاب گرایش پیدا کردهای؟ همراه شدن تو با آنها انحراف است.
این همان خطی است که ما در آن قدم برمیداریم و وارد شدن مقاومت فلسطین در صفبندیها را برنمیتابیم، همچنانکه برای خودمان نیز وارد شدن در صفبندیها را نمیپذیریم. ما قدردان خدمات انقلاب فلسطین هستیم. البته، ما نیز خدمات فراوانی به انقلاب فلسطین تقدیم کردهایم.
مردم جنوب تلاشهای ما را قبل از آغاز جنبش محرومان، بهخوبی میدانند: تلگرافهای کدخداه�� و شهردارها و تظاهرات حاصبیا و راشیا الفخار. همه شما به یاد دارید که چه رخ داد و چگونه فضا به هر نحو آماده میشود تا از وجود مقاومت فلسطین خلاص شوند.
اهالی بقاع بهخوبی به یاد دارند که در سال 1973 میلادی عشایر و خاندانها در خانه برخی بزرگان و رؤسا اجتماعاتی برگزار میکردند و میگفتند که ما انقلاب فلسطین را نمیخواهیم. همه شما به یاد دارید که انقلاب فلسطین در منطقه بقاع چه وضعی داشت. ما هر خدمتی توانستیم، تقدیم کردیم و از این رو، خوشبختیم. زیرا همانطور که به شما گفتم، موضع ما در قبال انقلاب فلسطین فراتر از منافع ملی مرحلهای ماست، هرچند در این راه اندکی به جنوب آسیب برسد یا برخی از نیروهای ما در جنوب کشته شوند یا به دیگر مناطق نیز تا حدی آسیب برسد. اشکالی ندارد.
هزار سال بعد خواهند گفت: انقلابی فلسطینی وجود داشت و شیعیان و مسلمانان و محرومان و اهالی جنوب و بقاع در کنار آن ایستادند. باید این موضع را در تاریخ ثبت کنیم. هزار سال بعد هیچکس نمیگوید که ابواحمد یا ابومحمد چه گفت؟ یا نماینده أمل در فلان منطقه چه کرد؟ یا سید موسی چه موضعی گرفت؟ هزار سال بعد مواضع بدون حساسیتها باقی میماند. ما انقلاب فلسطین را برادر و متحد خود میدانیم. جنبش ما و جنبش فلسطین دوقلو هستند و ما از آن حمایت میکنیم، هرچند خودش نخواهد. از آن دفاع میکنیم، هرچند به ما حمله کند. برادران، این را از من بپذیرید. پذیرش آن برای شما دشوار است، ولی موضع ما همین است و بس (تشویق).
ثالثاً، کویت، که به ملت خود و برخی از دوستان ما در آنجا اجازه داد از نظر مالی کمک اندکی به جنبش أمل کنند. این تأمین مالی نتیجه خون شهدا و نتیجه ضرورت کار تشکیلاتی و تلاش برخی افراد بود که وقت خود را به این کار اختصاص دادند. همه این امکانات در پی سفر سید حسین به دست ما رسید. البته، کمکهای دیگری نیز با اطلاع حاکمان دیگر کشورها به ما رسیده است.
رابعاً، الجزائر، که از نظر سیاسی ما را پشتیبانی و کمک میکند نه از نظر مالی. امیدواریم ما موضع و کمکهای بهتر و بیشتری از آنها داشته باشیم.
ما وارد صفبندیهای عربی نمیشویم و ارتباط