ثانیاً، سازمان آزادیبخش فلسطین که اردوگاهی با هزینههای فراتر از امکانات مالی ما در اختیارمان گذاشت. ما خودمان نمیتوانیم هزینههای اردوگاه را بر عهده بگیریم. حقیقت این است که مکان و آذوقه و مهمات و اسلحه را فتح تأمین میکند و اکثر شما این را میدانید و باید بدانید. گذشته از آن، از نظر ما انقلاب فلسطین و جنبش محرومان دوقلو هستند. انقلاب فلسطین دولت نیست و ما با آن همدردی میکنیم و پرچم آن را بر دوش گرفتهایم و با آن همبستگی داریم و برای آن آرزوی موفقیت میکنیم. بر این اساس، ما درمورد انقلاب فلسطین نیز نمیپذیریم که چه در لبنان و چه در جهان عرب، گرفتار صفبندیها شود. ما بسیار تلاش کردهایم که انقلاب فلسطین وارد صفبندیهای لبنانی و عربی نشود. البته، مقاومت نیز لغزشهایی داشته است، همانگونه که هر انسانی لغزشهایی دارد. سخنرانی من در یونسکو را به یاد دارید که به سبب آن، فشارهای پلید و سختی بر ما وارد شد. البته، هیچ شخصیت یا گروهی جرئت نمیکند که علناً در برابر آن سخنرانی موضعگیری کند، بلکه میروند فلان روزنامه را بر ضد فلان سخنران تحریک میکنند، یعنی همانند بزدلان از پشت حمله میکنند. البته، ما از این کار خود خرسندیم. این کار بسیار خطرناک بود، یعنی کسی بیاید و در برابر سازمان آزادیبخش فلسطین بایستد و بگوید من مخالفم که تو به چپگرایان یا ملحدان تمایل پیدا کنی و بالاتر از آن، شرافت قدس اجازه نمیدهد که وارد صفبندی ملحدان شود. طبیعتاً، این حرف خطرناکی بود که ما زدیم. ما سکولار شدن را رد کردیم و گفتیم کسانی که میخواهند به بهانه سکولاریسم یا خوداداری یا غیر آن، در صفها تفرقه ایجاد کنند، درحقیقت، به دشمن خدمت میکنند. ما پیامد حرفهایی را که زدهایم، میپذیریم، ولی آنها حرفشان را آشکارا نمیزنند، بلکه از این طرف و آن طرف چیزهایی به گوش ما میرسد. ما میدانیم که این برخورد، ناشی از طبیعت عمل ماست و همچنین، دلیل آن است که سخن ما دردآور بوده است. ولی، عملاً، از روز یکشنبه تاکنون در شعارهایی که در تجمعها و در احزاب سر داده شد و در حرفهایی که در رادیو و غیر آن پخش شد، دیگر کلمه سکولاریسم از زبانها افتاد و میگویند: لبنانِ دموکراتیک ملی. عبارت دموکراتیک سکولار از بین رفت (تشویق).
حقیقت این است که ما نمیپذیریم که برخی احزاب لبنانی از انقلاب فلسطین سوءاستفاده کنند. ما طرفدار انقلاب فلسطین و طرفدار حق هستیم و هر آنچه داریم به آنها عطا خواهیم کرد که ازجمله آن، عقل ما و اهتمام ما و نگرانی ما از افتادن انقلاب فلسطین در دامن کسانی است که قومیت عربی را باور ندارند. بیایید احزابی را که امروزه جنبش ملی را تشکیل دادهاند، بررسی کنیم تا ببینید که ایدئولوژی بیشتر آنها قومیت عربی را رد میکند. امروز آقای نجیب جمالالدین نکتهای را به من یادآوری کرد و گفت: سکولاریسم، قومیت را نیز انکار میکند،نه فقط دین را. سکولاریسم یعنی پیروی کردن محض از علم؛ یعنی وابسته بودن به مسائلی که ارتباطی با میراث گذشته و ادیان ندارد. اینها با تکیه بر رسانه و پول و غوغاسالاری میتوانند با ما کاری کنند که نتوانیم بگوییم: ما پشتیبان انقلاب و پشتیبان قومیت عربی و پیرو میراث و پایبند به میهن و پیشینه قومی خود هستیم. بزدلی است که کسی در برابر آن ساکت بنشیند.
من میدانم که شما چه رنجی میکشید و