هستیم، نه اینکه بهره و دستاوردی یافته باشیم و بر سر تصاحب آن رقابت کنیم. من بخواهم از شما بگیرم یا شما بخواهید از دست من درآورید. اینطور نیست که دائماً انتقاد کنیم و این طرف برویم و آن طرف برویم و قهر کنیم. نه، ما ایجادکنندگان در این نسل هستیم، زیرا به عقیده من، جنبش ما رسالتی جهانی دارد.
همانگونه که در یکی از بندهای منشور جنبش ذکر کردهایم، این جنبش درصدد است تا نیمی از نیروهای نهف��ه انسانها را فعال کند، نیرویی که در مساجد و کلیساها و معابد حبس شده است. نیروهای وجودیِ مؤمنانی که وظیفه خود را فقط نماز و روزه و زکات میدانند، و اینکه آدمهای خوب و پاکی باشند و دروغ نگویند.
نیمی از نیروهای نهفته در وجود بشر، اکنون غیرفعال و بیاستفاده است. هدفِ تلاشِ ما آن است که این نیروها را به حرکت درآوریم و در راه خدمت به جامعه و خدمت به انسان به کار گیریم. ما علاوه بر آنکه نیروی تحولزا هستیم، همانند کاتالیزور عمل میکنیم؛ مادهای که در واکنشهای شیمیایی، در شرایط معین و درجه حرارت مشخص، سرعت واکنش شیمیایی را افزایش میدهد.
مؤمنانی که در خانههای ما حضور دارند و اغلب پدران و مادران ما هستند، چهبسا بگویند که ما را چه به این کارها؟ بهویژه، زنان که ممکن است تصور کنند بهتر آن است که زن در خانه بنشیند تا کسی او را نبیند و موجب انحراف نشود. بنشیند و بچهاش را تربیت کند، امّا این کافی نیست. ما با وضعیت دشواری مواجه هستیم. زنان ما باید مسئولیت اجتماعی خود را بر دوش کشند، مسئولیت ایجاد تحول، و نخست انسانسازی کنند، زیرا مقابله با خطرهایی که جامعه ما را دربر گرفته است، به آدم نیاز دارد، به انسان نیاز دارد.
چرا احزاب و گروهها از ما هراس دارند؟ چرا احزاب، بهویژه، گروههای چپ، ما را خوش ندارند، با وجودی که هم��یمان آنان هستیم؟ با وجودی که میدانند وجود ما برای آنان ضرورتی حیاتی است؟ ما برای آنان جمعیت حاضر در صحنه ایجاد کردهایم. نیروهای غیرفعال و بیاستفاده را به عرصه آوردهایم. وجود ما برای نیروهای چپی و نیروهای تحولخواه ضرورت دارد، ولی آنان از ما هراس دارند، از ما میگریزند، همه تلاش خود را بر ضد ما به کار میگیرند و خود شاهد این امر بودهاید. متأسفانه، بیشترین رنج و محنت ما را متحدان ما ایجاد کردهاند. میدانید چرا؟ علت آن است که ما بر مسائل مهم و اساسی انگشت گذاشتهایم و درد اصلی را مطرح میکنیم. نگفتهایم که روزنبرگ را آزاد کنید، نخواستیم برای تغییر حکومت مائو تلاش کنیم، بلکه گفتیم آب میخواهیم، غذا میخواهیم، خانه میخواهیم، برق میخواهیم، امّا اینها را بهمثابه تاکتیک مطرح نمیکنیم. بیچاره احزاب، این خواستهها را بهمثابه تاکتیک به کار میگیرند تا منافعی کسب کنند یا شورش و انقلابی به پا کنند، ولی ما هدفمان رسیدن به همین خواستههاست. ما بر روی مسائل اصلی انگشت گذاشتهایم و به پیش میرویم و صداقت ما آنان را بیش از پیش به هراس انداخته است.
زمانی که درگیریهای داخلی به اوج رسیده بود، هرگز راضی نشدیم که حتی یک مسیحی بیگناه کشته شود و از کسی که چنین میکرد، بیزاری جستیم. همه تلاش خود را برای جلوگیری ��ز این امر به کار بستیم، البته، کار چندانی از دستمان