بنابراین، ما حزب یا سازمان یا جمعی از نخبگان یا قشر جدید جامعه نیستیم. رفتار ما متفاوت است، زیرا از نگاه ما هدف و وسیله از یک جنس هستند. رفع انواع محرومیتهای کوچک و بزرگ؛ از ایجاد تحول در همه جهان تا درمان یک بیمار، همه و همه، از اهداف اصلی ما هستند. هیچ کاری مهمتر از کار دیگر نیست. همه این کارها به نوبه خود واجب و ضروری است. بنابراین، مهمترین نیاز ما تربیت انسانها و تربیت اعضای جنبش ما خواهد بود. منابع مالی و اسلحه نیاز اصلی ما نیست، زیرا در هر زمان و برای هر نسل میتوان آن را تهیه کرد. فقط با اصالت و تفاوت خویش میتوانیم وجدانها را به سوی خود جذب کنیم و به تسخیر درآوریم.
جنبش محرومان هرچقدر که سازمانیافته و مسلح و ثروتمند باشد و نیروهایش لباسها و تجهیزات نو داشته باشند و دفاتر و ساختمان مجلل داشته باشد، باز هم کسانی هستند که در این ابعاد از ما برتر و مجللتر و پولدارتر باشند. اینها مهم نیست. ما جهان را به مبارزه طلبیدهایم. هدف بزرگی که از ابتدا به آن اشاره کردهایم، جز با اصالت رفتار و روش صحیح محقق نخواهد شد. منش و رفتار ما باید اصالت داشته باشد، یعنی نه مانند تهیدستانِ عقدهای رفتار کنیم و نه مانند ثروتمندانِ شکمباره باشیم. حضرت امام علی(ع) میفرماید: «زهد به معنای آن نیست که تو مالک چیزی نباشی، بلکه به معنای آن است که چیزی مالک تو نباشد.»
ممکن است ما صاحب چیزهایی باشیم و مالک آنها باقی بمانیم، نه اینکه مملوک اشیایی بشویم که داریم. رفتار و منش ما جزئی از میراث ماست و باید به آن توجه داشته باشیم.
بنابراین، ما باید ابتدا خود را متحول کنیم تا خداوند نیز وضعیت ما را دگرگون سازد.[62] تربیت نیروها و اعضای ارشد جنبش در اولویت نخست کارها قرار دارد. در این مرحله، چهبسا با ارزیابیهای نادرست مواجه شویم. ارزیابیها همان گزارشهایی است ��ه به حضورتان ارائه خواهد شد. همواره خطرهایی در مسیر انسان وجود دارد. در میراث دینی ما به این نکته اشاره شده است؛ مانند حدیث شریفی که میفرماید: «مردمان همگی اهل هلاک هستند، جز عالمان، و عالمان همه اهل هلاک و نابودی هستند، جز عاملان (که به علم خود عمل میکنند)، و عاملان نیز همگی اهل هلاک هستند، جز مخلصان، و مخلصان هم با خطری بزرگ مواجه هستند.» مسیر انسان را علم و عمل و نیت و اخلاق تشکیل میدهد و با وجود این، هر زمان و هر لحظه ویژگی و اقتضائات خاص خود را دارد. من اگر تا دیروز انسان صالحی بودهام، ممکن است امروز منحرف شوم، زیرا هر لحظه امکان لغزش و انحراف وجود دارد. ما با فقر مبارزه میکنیم و بر آن چیره میشویم، از دشمنی به نام فقر رهایی پیدا میکنیم و چهبسا به بیماری دیگری دچار شویم. وقتی انسان به رفاه میرسد، به بیماریِ بیتوجهی و رفاهزدگی و بیدردی دچار میشود. با بیماری جهل مبارزه میکنیم و با آن به نبرد برمیخیزیم، شب و روز تلاش میکنیم، به سختی میافتیم و خلاصه، بر آن چیره میشویم. امّا چهبسا با خطر دیگری مواجه شویم؛ خطر غرور و خطر برتریطلبی بر مردم. وقتی از ریاست و منصب بهدور هستیم، مبارزه میکنیم، میجنگیم، جهاد میکنیم، میمیریم، زنده میشویم، به قلبِ فتنه میزنیم. امّا وقتی به ریاست
[62]. اشاره به آیه « ﴿ اِنَّ اللهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوم حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم ﴾ .» (رعد، 11)