بهرغم جایگاه رفیع و نزدیکیاش به حاکم این مسئله را نپذیرفت. حاکم درصدد گروهبندی کردن مذاهب اسلامی بود. در گذشته محرابی به نام محراب مالکی و محرابی به نام محراب شافعی و نیز محراب حنفی و محراب حنبلی وجود داشت و پیشوایان این مذاهب در آنجا نماز میگزاردند؛ گرچه امروز چنین چیزی نیست. به همین سبب، از سید رضی نیز خواستند تا محرابی به نام محراب جعفری برپا کند و او نپذیرفت.
من امروز از خطبای شیعه میشنوم که علت این اقدام سید ند��شتن پول کافی برای این کار بود. میگویند سید رضی نصف مبلغ مورد نیاز را پرداخت و نصف دیگر را از ثروتمندان شیعه خواست، امّا آنان این مبلغ را به سید ندادند و اگر این کار را میکردند، امروز مذهب شیعه یکی از مذاهب رسمی بود. به نظر ما این ادعا نادرست است. سید رضی در کنار کسانی قرار نمیگیرد که به فرقهگرایی دامن میزدند. اسلام یکی است و روایت ما همه اسلام است. کتب حدیثی شیعه سرشار از نقلهای صحابه پیامبر و راویان بزرگ دیگر مذاهب است. البته، مشروط به اینکه ثقه باشند و در نقل دقت کرده باشند.
این خط اساسی شیعیان در تاریخ طولانی است و این بهرغم مصائبی است که شیعیان تحمل کردند و در جهان کمتر گروهی دچار این مصیبتها شده است.
هرچه آنان با ما شیعیان کردند و میکنند، ولی ما در خدمت همه مسلمانان بودیم و خواهیم بود. ما فرقهگرا نیستیم، بلکه پیشروی مسلمانانیم. برای همه و نه خودمان، جان خود را فدا میکنیم. این راه و روش شیعیان در تاریخ است. من تشیع را اینگونه میفهمم. اینگونه نیست که این مذهب و گروه منافع و سازمانهایی خاص خود دارد. این تاریخ و سرچشمه الهام ما در جنبش محرومان است.
بهطور طبیعی، مواضع و آرایی وجود دارد که با این خط کلی تفاوت دارد، بهویژه پس از قرن دهم هجری، یعنی عصر انحطاط. بسیاری از کتابها و سخنرانیها و مواضع شیعیان واکنش و پاسخی عاطفی بود به ستم جانکاهی که بر آنان میشد. امروز بر ما خرده میگیرند که چرا شیعیان خلفا و اصحاب رسول را ناسزا میگویند. به اینان میگوییم که سبّ کردن جزئی از مذهب ما نیست و ناپذیرفتنی است. امام علی(ع) شنید که گروهی از سپاهیانش معاویه را ناسزا میگویند. به آنان گفت: «قوم ناسزاگو را دوست ندارم.»
سبّ ناپذیرفتنی است. مذهب شیعه سبّ خلفا و اصحاب و لعنِ آنان را مردود میشمارد. امّا در توضیح باید بگوییم که این مسئله واکنشی به کار معاویه بود. معاویه همه خطبای جمعه را مجبور کرد که در روز جمعه از منابر علی بن ابیطالب را لعن کنند. این کار او معروف است. آنان میگفتند که خداوندا ابوتراب به دین تو کافر شد، پس او را بسیار لعن کن.
عمر بن عبدالعزیز این عبارت را حذف کرد و به جای آن گذاشت: « ﴿ إِنَّ اللهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِیتَاء ذِی الْقُرْبَی وَیَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ ﴾ .»[5] گفتن این عبارت تا امروز هم ادامه پیدا کرده است.
توضیح مطلب این است که سبّ کردن اجداد ما به این سبب بود که شیعیان تحت فشار بودند و دفاع به سلاحی نیاز داشت و سبّ کردن بهمثابه سلاح بود. این مسئله تحرک و پاسخ شیعیان در تاریخ بوده است و جزئی از مذهب نیست. هرگاه که امت این واقعیت را دریافت، علمای دین میتوانند آن ��ا تحریم
[5]. «خدا به عدل و احسان و بخشش به خویشاوندان فرمان میدهد و از فحشا و زشتکاری و ستم نهی میکند.» (نحل، 90)