نباشد، حجاب اکبر است و بدون شک، تو را از خدا دور میکند. علم اگر با عمل صالح و تواضع و ایمان همراه نباشد، پوچ و بیفایده است. صاحب علم بسیار هم مثل صاحب ثروتِ فراوان است.
پس کسی که علمی به دست میآورد و بافرهنگ و مطلع میشود و از اینجا و آنجا تجارب و معلوماتی کسب میکند، او هم باید این دستاوردها را امانت الهی فرض کند و باید آن را در راه خدا و خدمت به خلق خدا به کار بگیرد و مغرور هم نشود. والّا چه فرقی است بین غرور حاصل از علم و غرور حاصل از قدرت و مال و مقام؟ همه مثل هم هستند. حتی بالاتر از علم، بگذارید درمورد خودمان هم صحبت بکنیم برادرم، حتی این دین و نماز و روزه و عبادت زیاد و حج هم همینطور است. اگر بعد از حج و نماز شب و عبادت زیاد و ذکر گفتن دائم، احساس غرور کردی یا دیگران را پایینتر از خودت دیدی و مردم را گروهبندی کردی و خودت را در رده بالاتر قرار دادی و دیگران را در ردههای پایینتر، این هم دنیاست. این هم حجاب اکبر است. این حج تو را از خدا دور میکند. این نماز معراج مؤمن نیست، اگر تعبیر درستی باشد.
نماز یعنی چه؟ نماز عبادت خداست. نماز انسان را در برابر خد�� خاشع و در مقابل مردم فروتن میکند. حال اگر در نمازت احساس خودبینی کردی، با اجازه باید بگویم که این نماز به قصد قربت و اخلاص نیست. اگر خدای نکرده، نماز نه به قصد قربت، بلکه برای کسب اعتبار و از روی ریا گزارده شود، این نماز انسان را به خدا نزدیک نمیکند، بلکه برعکس، باعث تقویت همان انگیزهای میشود که منشأ این نماز شده. متوجه هستید؟ این عمل خارجی باید یک علت غایی در نفس نمازگزار داشته باشد. اگر غایت و انگیزه آن تقرب به خدا باشد، این نماز معراج مؤمن است و با هر نمازی که میخوانی، یک قدم به خدا نزدیک میشوی. ولی اگر با انگیزه خودپرستی باشد، این یعنی اینکه به طمع همین امور دنیوی نماز میخوانی، والّا چرا باعث تقویت این انگیزهها میشود و تو را از خدا دور میکند؟
بنابراین، حتی وقتی انسان موفق به ادای اعمال دینی و مداومت بر عبادات میشود هم باید احساس کند که خشوع و تواضعش بیشتر میشود. هرچه نماز و تسبیح و نماز شب و حج و روزهاش بیشتر میشود، باید تواضعش بیشتر شود. اما کسانی که بعد از نماز و روزه و حج، احساس غرور میکنند، حالشان معلوم است.
حدیثی هست، گمان میکنم از امام رضا(ع) باشد - برای اینکه این حدیث را تقریباً شش سال پیش خواندهام- میفرماید: «رُبما یَذنبُ الإنسانُ ذَنباً یُدخِلُه الجَنَة وَ رُبما یَعبد الإنسان�� عِبادةً تُدخِلُهُ النّار.» (چه بسا انسان مرتکب گناهی شود و به سبب آن به بهشت برود و چه بسا عبادتی انجام دهد و به سبب آن به جهنم برود.) میدانید چگونه؟ در ادامه حدیث امام(ع) توضیح میدهد: «یَذنبُ الإنسانُ ذَنباً فَیتأَلَّمُ وَ یَنَدُمُ وَ یَتَأثَّر.» (چه بسا انسان گناهی کند و به دنبال آن دردمند و پشیمان و متأثر شود.) این همان نفس لوّامه است. خود این پشیمانی و ندامت عبادت است و چه بسا در اثر همین ندامتها که نشانه وجود ایمان در نفس اوست، دست از گناه بکشد. والّا انسان غیرمؤمن به سبب گناهش اصلاً پشیمان نمیشود. همین پشیمانی شاید مقدمه ترک گناه و روآوردن به اعمال صالح شود و قدم اولی باشد که به طرف بهشت برمیدارد. آیا ما گناهکاران توجه میکنیم؟ من هم خودم را مثل شما گناهکار میدانم. همه ما احساس