Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 443

می‌رسد که خودشان را تافته جدابافته‌ای از دیگران می‌بینند و برای خودشان امتیازهای ویژه‌ای قایل می‌شوند. آفتی که غالباً بزرگان گرفتار آن می‌شوند، غرور است. غرور مهم‌ترین عامل انحراف است. چرا؟ دقت کنید! برای اینکه انسان مغرور نیازی به نظرخواهی و شنیدن نظرهای دیگران و کمک خواستن از آنان نمی‌بیند. این‌طور نیست؟ خودش را بزرگ‌تر از دیگران می‌بیند و طبعاً خودش را بی‌نیاز از آن می‌بیند که از دیگری کمک یا مشورتی بخواهد یا از کسی نصیحتی بشنود. نتیجه این خواهد شد که از کمک مردم محروم می‌شود. خودش را از مردم جدا می‌کند و در تنهایی به‌سر می‌برد. انسان مغرور در بین مردم غریب و تنها زندگی می‌کند. هرچند به چیزهایی که دارد، دل‌خوش است، به کرم ابریشمی می‌ماند که خودش را داخل پیله حبس کرده و قادر نیست از دیگران بهره ببرد. نمی‌تواند شغلی پیدا کند، نمی‌تواند از کمک مردم استفاده کند. چنین انسانی مرده است و زندگی‌اش به آخر رسیده. غرور انحرافی است که خطر آن پیش از آنکه متوجه دیگران باشد، متوجه خود شخص است. همچنین غرور باعث می‌شود که انسان به مسائل و امور اطراف خود با دید عاطفی و غیرواقع‌بینانه نگاه کند؛ در نظر او فرقی ب��ن بزرگ و کوچک نباشد؛‌ به مسائل بزرگ و مهم به همان دید نگاه کند که به مسائل کوچک و کم‌اهمیت نگاه می‌کند؛ با کسی مشورت نکند و در نتیجه، راه را گم کند و منحرف شود. بنابراین، غرور خطری است برای انسان. عده‌ای وقتی موفقیتی کسب می‌کنند یا مالی و ثروتی به‌دست می‌آورند یا وجاهتی پیدا می‌کنند یا ریاست و رهبری گروهی به آنان سپرده می‌شود، مغرور می‌شوند. طبیعت بشر چنین است. بشر خیلی ضعیف است. اگر چیزی گم کند، به جزع و فزع می‌افتد و اگر چیزی به‌ دست بیاورد، مغرور و ناسپاس می‌شود. بشر ضعیف است، ولی اگر ایمان در قلب او داخل شود و در اثر ارتباط با خدا محکم و باصلابت شود، به سبب چیزهای از دست رفته آه و ناله نمی‌کند و به سبب چیزی که به دست می‌آورد، شاد نمی‌شود، مگر به میزانی که مقتضای به جای آوردن شکر خداست.
این نوع رفتار رفتاری عمیق و برگرفته از قرآن است. این سخنانی که قرآن می‌گوید، برای تربیت ماست. پس بیایید این رفتارها را از قرآن استخراج کنیم تا نتیجه‌ای به ‌دست بیاوریم.
برادران، اسلام بسیار عمیق‌تر از آن است که ما فهمیده‌ایم و تعالیم تربیتی آن بسیار بلند است و ما مسلمانان باید خودمان را تحت تربیت آن قرار دهیم. مثلاً باید ببینیم مسلمان در وقت پیروزی چه رفتاری باید داشته باشد. تصور نکنید این رفتار فقط در خصوص پیروزی باطل بر حق است، بلکه حتی اگر خودمان را برحق فرض کنیم، باز باید در وقت پیروزی چنین رفتاری از خودمان نشان دهیم.
قرآن به ما یاد می‌دهد و می‌گوید: « ﴿ إِذَا جَاء نَصْرُ اللهِ وَالْفَتْحُ * وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللهِ أَفْوَاجًا * فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّک وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کَانَ تَوَّابًا .»[514] می‌گوید: ای محمد! تو در آینده وارد مکه می‌شوی و پیروز خواهی شد و مردم دسته دسته اسلام می‌آورند و یگانه رهبر جزیرة‌العرب و سید و سرور جهان خواهی شد. نه قیصر روم و نه شاه ایران و نه هیچ رهبری در جهان به عظمت تو نخواهند رسید. یکی از جاسوسان مکه در گزارش خود درباره پیامبر(ص) می‌گوید: ما تا به‌حال هیچ پادشاه و رهبری

[514]. «چون یاری خدا و پیروزی فراز آید، و مردم را ببینی که فوج فوج به دین خدا درمی‌آیند، پس به ستایش پروردگارت تسبیح ‌گوی و از او آمرزش بخواه، که او توبه‌پذیر است.» (نصر، 1ـ3)