Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 437

حاکمیت نیستند. در حکومت‌های دموکراتیک، فرض این است که مردم، امانتِ حکومت را از راه انتخابات به حاکم واگذار کنند. این‌طور می‌گویند و این تصور اشتباهی است. در نظام احزاب یا نظام انقلابی یا هر نظام دیگری، صاحب امانت یعنی مردم، حکومت را به شخصی می‌سپارند و او مسئول و امانت‌دار است و احکام را اجرا می‌کند. این شیوه مخصوص حکومت‌های سکولار است.
ولی حکومت الهی از بالا تعیین می‌شود. خدا صاحب حاکمیت است و آن را به پیامبر یا ولی یا وصیّ واگذار می‌کند، یعنی به فردی دانا و عادل و مجتهد نه به هرکس که عمامه‌ای بر سر داشته باشد. کلمه مجتهد را تفسیر کردیم. چنین فردی ممکن است معمم باشد، یعنی ی��ی از مجتهدان عزیز و بزرگوار و ممکن اسم معمم نباشد.
این شخص یا این طبقه یا این گروه چه ویژگی‌هایی دارد؟ این ویژگی‌ها ممکن است در هر زمان تغییر کند که ما درصدد پرداختن به جزئیات این بحث نیستیم. این نعمتی است که از من می‌گریزد! بحث ما در توحید است. ما درباره مبانی صحبت می‌کنیم. ساختار حکومت ممکن است تغییر کند، روزی فردی است و روزی گروهی. روزی نخبگان و روزی عموم مردم. این‌ها صورت‌های مختلفی است که می‌توان درباره حکومت تصور کرد. ولی ما درباره مبانی کلی بحث می‌کنیم. مهم این است که حاکم [حقیقی] خداوند است و حاکم باید از رهگذر احکام الهی حکومت کند.
از نگاه یک فرد یکتاپرست، انسان اصل نیست، بلکه فرع است: « ﴿ إِنَّا لِلهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ‌ .»[510] آنچه اصالت دارد، نه فرد است و نه گروه. تنها خدا اصالت دارد. بر این اساس، تلاش انسان برای مصلحت فرد نیست، بلکه برای مصلحت خداست. خدا از رهگذر خدمت به مردم عبادت می‌شود. بحث گسترده‌ای است. خداوند فرموده است: « ﴿ إِنَّ اللهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةِ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ .»[511] خدا چه نیازی به جنگیدن ما دارد؟ ما به خاطر خودمان، به خاطر کرامتمان، به خاطر کرامت انسان می‌جنگیم، ولی خدا این جنگ را برای خودش می‌پذیرد و می‌گوید این جنگ در راه خداست.
ما صدقه می‌دهیم، به انسانی کمک می‌کنیم، خدا آن را برای خودش می‌پذیرد. به عیادت بیمار می‌رویم، خداوند متعال آن را برای خودش می‌پذیرد. چراکه همه مخلوقات عیال خدا هستند و محبوب‌ترین مردم در نزد خدا کسی است که برای عیال او سودمندتر باشد. بنابراین، اصل، خداوند است و خدا از رهگذر خدمت به مردم عبادت می‌شود.
بنابراین، هرگونه خدمت به دیگران عبادت است و بدین‌ترتیب، روابط رنگ قداست می‌گیرد و این، بحثی دیگر است. هدف، خشنودی خداست و همان‌طور که گفتیم، خشنودی خدا حد و مرز ندارد. بنابراین، حرکت باید دائمی باشد. اگر بخواهیم برای حرکت انسان غایتی محدود قرار دهیم، سرانجام روزی حرکت در آن حد متوقف می‌شود.
سال‌های پیش، دو نفر از رهبران اتحاد جماهیر شوروی به نام بولگانین و خروشچوف به انگلیس سفر کردند. مردم انگلیس در آن زمان از این دو نفر استقبال گرمی کردند. آن دو در دیدارهایی که داشتند، از سالن‌های صنایع اتمی بازدید کردند. گویا سالن صنایع اتمی بسیار بزرگ است، ولی این صنایع

[510]. «ما از آنِ خدا هستیم و به او بازمی‌گردیم.» (بقره، 156)
[511]. «خدا از مؤمنان جان‌ها و مال‌هایشان را خرید، تا بهشت از آنان باشد، در راه خدا جنگ می‌کنند.» (توبه، 111)