Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 398

به سعی و کوشش ندارم و شأن و مقامی که به واسطه پدرم دارم، برایم پیش خدا کافی است؟»
خیر، حضرت هیچ وقت این‌طور فکر نمی‌کرد، بلکه دائماً این فرموده رسول خدا آویزه گوشش بود و در زندگی بر اساس آن عمل می‌کرد «یا فاطمة اعملی لنفسک فإنی لا أغنی عنک من‌الله شیئاً» (ای فاطمه، برای [آخرت] خود کار کن، چراکه من در پیشگاه خداوند، هیچ سودی برای تو نخواهم داشت.) می‌فرماید: انتساب به من، به‌تنهایی کافی نیست. آیا گمان می‌کنید اگر در آن زمان شناسنامه بود -‌مسلماً در آن زم��ن شناسنامه وجود نداشت، ولی اگر بود- گمان می‌کنید در آن می‌نوشتند: «فاطمه، دختر گران‌قدر رسول‌الله(ص)، سرور زنان عالم، مسلمان، شیعه؟» آیا آن حضرت به این اسامی و انتساب‌ها و القاب اکتفا می‌کرد؟ خیر، بلکه می‌گفت: من مسئول خودم هستم و باید تلاش کنم تا بتوانم به درجه بالایی از فضیلت و کمال برسم. و این‌طور هم عمل کرد و توانست به این مقام بسیار بلند و عظیم برسد.
وقتی به خودمان نگاه می‌کنیم، با کمال تأسف می‌بینیم همه ما وابسته و متکی به غیر هستیم. -‌شخص غریبه‌ای در بین ما نیست از من گرفته تا دیگران، متأسفانه همگی مسئولیت را بر دوش دیگران می‌گذاریم- نمی‌خواهیم به خودمان زحمت کار و تلاش بدهیم،‌ بلکه می‌خواهیم در همه‌چیز به دیگران تکیه کنیم. می‌خواهم وضع خودم و شما را نقد کنم و کمی توضیح دهم تا ببینیم این مطلب تا چه اندازه حقیقت دارد.
از خانه و خانواده شروع کنیم: هر کدام از ما خانه‌ای داریم و خانواده‌ای و فرزندانی. خیلی از ما -که إن‌شاء‌الله ما از آن دسته نیستیم- از سوء تربیت فرزندانمان گله می‌کنیم و می‌گوییم:‌ فرزندانمان خوب نیستند، از سلامتی جسمی برخوردار نیستند، حرف‌ها و طرز حرف‌ زدنشان خوب نیست،‌ تربیت درستی ندارند، دینشان ضعیف است، به نمازشان اهمیت نمی‌دهند، تلاش و فعالیتشان کم است، رفتارشان با پدر و مادرشان مناسب نیست و وضع اجتماعی و سطح آگاهی اجتماعی‌شان پایین است.
خیلی از ما از وضع فرزندانمان ناراضی‌ هستیم و این مشکل بسیار بزرگی است، برای اینکه بخش مهمی از زحمت‌ها و سختی‌هایی که می‌کشیم، به خاطر فرزندانمان است. این‌طور نیست؟ وقتی درمورد علت این مشکل فکر می‌کنیم، یکی تقصیر را گردن زنش می‌اندازد و می‌گوید زنم در تربیت فرزندانش کوتاهی می‌کند و به آن‌ها آموزش نمی‌دهد و وقتی را به حرف زدن با آن‌ها اختصاص نمی‌دهد. این یک گروه.
گروه دوم مدارس را مقصر می‌دانند و می‌گویند: در مدرسه‌ها از دین خبری نیست. درست است؟ در مدارس از دین خبری نیست و فرزندانمان آموزش دینی نمی‌بینند. گروه سوم می‌گویند: محیط فاسد است و ما تابع جو موجودیم؛ دنیا پر از فساد شده. شما بگویید من چه کار کنم؟
هیچ کس نیست که سؤال کوچکی به این سؤال‌ها اضافه کند و بگوید: بسیار خوب، زنم مقصر است، مدرسه مقصر است، جامعه مقصر است، ولی خودم چطور؟ خودم هم مقصرم یا نه؟ چرا کسی نیست که از خودش انتقاد کند؟ بسیاری از مشکلات و سختی‌ها نتیجه عملکرد خودم است. من هستم که خانه‌ام را به امان خدا رها کرده‌ام. من هستم که در خانه داد و فریاد می‌کنم. من هستم که زمانی را به تربیت فرزندانم اختصاص نمی‌دهم. من هستم که