و به واسطه او با حسین(ع) بیعت کرده بودند، مسلم را رها کردند.
درست در چنین روزهایی، مسلم هر شب هراسان از خانهای به خانهای دیگر میرفت، بدون اینکه کسی او را حمایت کند و پناه دهد و یاری کند. او در میان این مردم تنها ماند تا اینکه ابن زیاد توانست محل پنهان شدن او را در خانهای کشف کند و بدینترتیب، مسلم در روز هفتم این ماه، یعنی طی این هفته، به شهادت رسید. این مصیبت در برابر ما دو جبهه متقابل را مجسم میکند: جبهه حق و عدالت و آرمانگرایی مطلق و اخلاق والا از یک سو و جبهه حیله و فریب و خیانت و بزدلی و توطئهگری از سوی دیگر. چرا میگویم این دو جبهه در مقابل یکدیگرند؟ زیرا همانگونه که میدانید، ابن زیاد بهتنهایی وارد کوفه شد و وقتی درصدد ترساندن مردم برآمد، هیچگونه اسباب و وسایلی در اختیار نداشت و فقط میگفت: لشکر امیرالمؤمنین خواهد آم��. مردم به مجرد شنیدن این سخن ترسیدند. از چه ترسیدند؟ هیچ شمشیر و لشکری در برابر آنان نبود و میدانستند که رسیدن لشکر یزید به کوفه بهآسانی ممکن نیست. ولی با این حال در اثر تهدیدهای ابن زیاد ترسیدند، افزون بر آنکه او با دادن مال آنها را فریب داد.
گذشته از اینها، عادت عرب و سیره اجداد آنها در گذشته بر این بود که انسان غریب و تنها را اگر هم یاری نمیکردند، حداقل پناه میدادند، ولی آنان مسلم را پناه ندادند او را به خانههای خود راه ندادند.
در مقابل این فرومایگیها، میبینیم مسلم - درود خدا بر او باد- برخوردهای بزرگوارانه از خود نشان داده است. وقتی ابن زیاد، پس از ورود به کوفه، برای عیادت شریف بن اعور به خانه هانی رفت، هانی از مسلم خواست تا پشت دیوار بایستد و با اشاره او وارد اتاق شود و ابن زیاد را بکشد تا غائله پایان یابد. ولی وقتی ابن زیاد آمد و هانی اشاره کرد، مسلم به نیرنگ و ترور تن نداد. این موضع عجیبِ شریف و بزرگوارانه مسلم در برابر موضع خودخواهانه و پست آن مردم قرار دارد.
ما امروز در برابر این صحنهها و مناسبتها قرار داریم و بیگمان بر ماست که از آنها درس و الهام بگیریم و بدانیم که دنیا، خواه در دست مسلم یا امام حسین(ع) باشد خواه در دست ابن زیاد، پایان خواهد یافت و جز نام و یاد ما چیزی باقی نمیماند و بلکه چیزی جز خشنودی یا خشم خدا باقی نمیماند و ما تنها جزای کارهای خود را میبینیم.
اگر مسلم، ابن زیاد را میکشت و حکومت کوفه را در دست میگرفت و حسین(ع) را به حکومت میرساند، پس از آن ده یا پانزده سال دیگر زنده میماند. ابن زیاد و یزید چقدر پس از حسین(ع) زندگی کردند؟ چند سال؟ بنابراین، دنیا فانی است و زندگی دنیوی آنان نیز به آخر رسید، ولی شرافت و بزرگی ماندگار است و همچون خورشید در آسمان تاریخ میدرخشد. ما اکنون میبینیم که مسلم، همچون خورشید شرافت و بزرگواری از ورای تاریخ، میدرخشد و دلهای ما را آکنده از احترام و تحسین میکند و بیگمان، پاداش خدا کاملتر است. والسلام علیکم ورحمةالله وبرکاته.