Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 370

و به واسطه او با حسین(ع) بیعت کرده بودند، مسلم را رها کردند.
درست در چنین روزهایی، مسلم هر شب هراسان از خانه‏ای به خانه‏ای دیگر می‏رفت، بدون اینکه کسی او را حمایت کند و پناه دهد و یاری کند. او در میان این مردم تنها ماند تا اینکه ابن زیاد توانست محل پنهان شدن او را در خانه‏ای کشف کند و بدین‌ترتیب، مسلم در روز هفتم این ماه، یعنی طی این هفته، به شهادت رسید. این مصیبت در برابر ما دو جبهه متقابل را مجسم می‏کند: جبهه حق و عدالت و آرمان‏گرایی مطلق و اخلاق والا از یک سو و جبهه حیله و فریب و خیانت و بزدلی و توطئه‏گری از سوی دیگر. چرا می‏گویم این دو جبهه در مقابل یکدیگرند؟ زیرا همان‌گونه که می‏دانید، ابن زیاد به‌تنهایی وارد کوفه شد و وقتی درصدد ترساندن مردم برآمد، هیچ‌گونه اسباب و وسایلی در اختیار نداشت و فقط می‏گفت: لشکر امیرالمؤمنین خواهد آم��. مردم به مجرد شنیدن این سخن ترسیدند. از چه ترسیدند؟ هیچ شمشیر و لشکری در برابر آنان نبود و می‏دانستند که رسیدن لشکر یزید به کوفه به‌آسانی ممکن نیست. ولی با این حال در اثر تهدیدهای ابن زیاد ترسیدند، افزون بر آنکه او با دادن مال آن‌ها را فریب داد.
گذشته از این‌ها، عادت عرب و سیره اجداد آن‌ها در گذشته بر این بود که انسان غریب و تنها را اگر هم یاری نمی‏کردند، حداقل پناه می‏دادند، ولی آنان مسلم را پناه ندادند او را به خانه‌های خود راه ندادند.
در مقابل این فرومایگی‏ها، می‏بینیم مسلم - درود خدا بر او باد- برخوردهای بزرگوارانه از خود نشان داده است. وقتی ابن زیاد، پس از ورود به کوفه، برای عیادت شریف بن اعور به خانه هانی رفت، هانی از مسلم خواست تا پشت دیوار بایستد و با اشاره او وارد اتاق شود و ابن زیاد را بکشد تا غائله پایان یابد. ولی وقتی ابن زیاد آمد و هانی اشاره کرد، مسلم به نیرنگ و ترور تن نداد. این موضع عجیبِ شریف و بزرگوارانه مسلم در برابر موضع خودخواهانه و پست آن مردم قرار دارد.
ما امروز در برابر این صحنه‏ها و مناسبت‏ها قرار داریم و بی‏گمان بر ماست که از آن‌ها درس و الهام بگیریم و بدانیم که دنیا، خواه در دست مسلم یا امام حسین(ع) باشد خواه در دست ابن زیاد، پایان خواهد یافت و جز نام و یاد ما چیزی باقی نمی‏ماند و بلکه چیزی جز خشنودی یا خشم خدا باقی نمی‏ماند و ما تنها جزای کارهای خود را می‏بینیم.
اگر مسلم، ابن زیاد را می‏کشت و حکومت کوفه را در دست می‏گرفت و حسین(ع) را به حکومت می‏رساند، پس از آن ده یا پانزده سال دیگر زنده می‏ماند. ابن زیاد و یزید چقدر پس از حسین(ع) زندگی کردند؟ چند سال؟ بنابراین، دنیا فانی است و زندگی دنیوی آنان نیز به آخر رسید، ولی شرافت و بزرگی ماندگار است و همچون خورشید در آسمان تاریخ می‏درخشد. ما اکنون می‏بینیم که مسلم، همچون خورشید شرافت و بزرگواری از ورای تاریخ، می‏درخشد و دل‌های ما را آکنده از احترام و تحسین می‌کند و بی‏گمان، پاداش خدا کامل‏تر است. والسلام علیکم ورحمة‌الله وبرکاته.