Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 304

و اگر نتوانست، قلباً از آن عمل انزجار داشته باشد. این کمترین مرحله ایمان است. کسی که منکری را می‌بیند و به آن راضی می‌شود، در آن سهیم است. این تفکر مبنای دینی و علمی دارد و آن این است که رشد و کمال و شکوفایی انسان به صرف عمل کردن نیست. عمل صرف در رشد انسان تأثیری ندارد، بلکه آنچه موجب کمال و رشد او می‌شود، آن جنبه‌ای است که انسان را با اعمالش پیوند می‌دهد و آن نیت اوست. اگر عمل کوچکی را با نیت بزرگ انجام بدهی، صعود می‌کنی و اگر ع��ل خیلی بزرگی را بدون نیت انجام بدهی، تأثیری نخواهد داشت. چرا؟ زیرا تأثیر عمل در صعود و تکامل تو مشروط به نیت توست و به همین سبب است که گفته‌اند: «إنَّما الأعمالُ بِالنّیاتِ.» (همانا کارها به نیت‌ها وابسته‌اند.) با نیت می‌توان در اعمال دیگران مشارکت کرد. این برداشت ما از تعالیم دینی است و «گناه ازلی و طلب آمرزش» فقط بر این اساس تفسیر می‌شود.
امروز حرف یهودی‌ها و صهیونیست‌ها چیست؟ اگر مسیح(ع) امروز ظهور کند و به قدس برود، آیا همان حرف‌هایی را تکرارنمی‌کند که بار اول هنگام داخل شدن به معبد گفت؟ در انجیل متی، اصحاح 21 آمده که: «عیسی داخل معبد شد و همه کسانی را که در آنجا به خرید و فروش مشغول بودند، بیرون کرد و بساط صراف‌ها و کبوترفروش‌ها را جمع کرد و به آنان گفت: خداوند خانه مرا برای نماز قرار داده، ولی شما آن را به غاری برای دزدان تبدیل کرده‌اید.»
اگر امروز مسیح داخل قدس شود و ببیند که مرکز سیاست نژادپرستی و توطئه‌ها بر ضد آرامش و مصلحت مردم و آواره کردن مردم و به ‌فساد کشاندن اخلاق و احتکار‌های جهانی و توطئه برضد مردم است، چه می‌گوید؟ آیا همان‌گونه که با پدران آن‌ها رفتار کرد، با آن‌ها رفتار نمی‌کند؟ در این صورت یهودی‌ها به مسیح چه خواهند گفت؟ آیا نمی‌گویند کشتن او واجب است؟ آیا نمی‌گویند او دروغ می‌گوید؟ آیا همان حرف‌هایی را که در جواب پیلاتوس گفتند، تکرار نمی‌کنند؟
در انجیل متی، اصحاح 27 آمده: «پیلاتوس دستان خود را پیش چشم همگان شست و گفت: من این خون را به گردن نمی‌گیرم، شما خودتان می‌دانید چه کار کنید. مردم یک‌صدا گفتند: خون او بر گردن ما و فرزندان ما.»
این خون امروز هم جاری است؛ یعنی اگر مسیح امروز داخل قدس شود و با آن‌ها همان رفتار را بکند، آن‌ها هم با او همان کار را می‌کنند (او را می‌کشند)؛ وگرنه چرا به مسیح ایمان نیاوردند؟ این عمل (ایمان نیاوردن) دلیل این است که آن‌ها هم صد در صد در این خون شریک‌اند.
قرآن کریم و پیش از آن، انجیل و قبل از آن، انسان‌های بابصیرت و آگاه بر افکار و گرایش‌ها و فلسفه و دیدگاه‌های یهود، این خطر را حس کرده بودند و سعی می‌کردند تا از ریشه گرفتن آن جلوگیری کنند، ولی بدبختانه این خطر ریشه پیدا کرده و مصیبت، واقع شده و صهیونیست‌ها رژیمی تشکیل داده‌اند که با تکیه بر آن موجودیت خود را حفظ کرده‌اند و در پناه آن برای اجرای نقشه‌هایشان در تلاش‌اند و به برگزیده بودن خود اعتقاد دارند. حال چاره چیست و چه باید کرد؟
این خطر بر ضد ما و دین ما و فرزندان ما و اسلام و مسیحیت و مردم روی زمین و ارزش‌ها و بر ضد همه‌چیز است. گذشتگان به ما اعلام خطر کردند و ما امروز با چشم خودمان می‌بینیم. چه باید کرد؟