علت واجب شدن نماز چیست؟ آیا این است که هر روز یک بار، دو بار، پنج بار یا هفتهای یک بار، بیشتر یا کمتر، بیاییم و حرکاتی ظاهری به نام نماز انجام دهیم و برگردیم؟ نماز این است؟ آیا حقیقت نماز و انگیزه نماز خواندن این است؟ آیا خدا به اینگونه اعمال نیاز دارد؟ چنین چیزی با ایمان ما سازگاری ندارد. ما معتقدیم خدا از عبادت ما و از نماز و حج و روزه و زکات ما بینیاز است. پس چرا نماز واجب شده است؟
خداوند نماز را واجب کرده است تا مردم را برای عبادت خدا و فروتنی در برابر او تربیت کند و تمرین دهد. نماز آنگونه که قرآن کریم فرموده است، از زشتی و گناه بازمیدارد. در حدیث آمده است که نماز معراج (وسیله عروج) مؤمن است و همچنین وسیله تقرب جستن هر پرهیزکاری به خداوند است. حال به خودمان بنگریم. آیا نمازمان ما را از زشتی و گناه بازمیدارد؟ آیا وقتی نماز میخوانیم، گرایش جدیدی در خود نسبت به دوری از گناهان مییابیم یا نه؟ اگر نمییابیم، بدان معناست که نماز ما، معنا و جوهر و هدف خود را از دست داده است.
فاطمه(س) به این امت مینگرد و میبیند آنان نماز میخوانند و بسیار هم نماز میخوانند، ولی -سبحانالله- آیا سخن پیامبر را درباره علی بن ابیطالب نشنیدهاند؟ آیا این مردم تا دیروز با پیامبر زندگی نمیکردند و احکام و حقوق را از زبان ایشان نمیشنیدند؟ آیا نشنیدند که فرمود: «الساکِتُ عَنِ الحَقِّ شَیطانٌ أخرَسٌ.» (کسی که از گفتن حق خاموش بماند، شیطانی لال است.) آیا این سخنان را از رسول خدا شنیده بودند؟ چطور اجازه دادند در برابر چشمانشان حق از ��ست اهل آن خارج شود؟ از حجـةالوداع و خطبه غدیر و فرمان پیامبر به ولایت علی، تنها چهار ماه گذشته بود. آیا فراموش کردند؟ یا خود را به بیاطلاعی زدند؟ یا ساکت ماندند؟ مگر نه این است که کسی که از گفتن حق خاموش بماند، شیطانی لال است؟ چرا نمازها و عبادات و شعایر دینی و حج و دیگر اعمال، آنها را از رو آوردن به باطل و چشم بستن از حق باز نداشت؟ زیرا عبادت برای آنان عادت شده و معنا و روح خود را از دست داده بود. فقط نماز میخواندند و میرفتند.
فاطمه میگوید: ای مردم! این نماز و روزه و زکات و حج و امر به معروف و نهی از منکر، معنا و مفهوم دارد. چطور نماز میخوانید و به غرور و خودپسندی دچارید؟ آیا چنین چیزی ممکن است؟ نماز چیزی جز عبادت و بندگی و اطاعت خداوند نیست. نماز تمرین است برای فروتنی انسان در برابر خداوند. چگونه است که ما نماز میخوانیم، ولی پس از یک یا دو سال یا بیشتر، هنوز احساس غرور و خودبینی داریم؟ ما نماز نمیخوانیم. نمازی که به غرور بینجامد، نمازی است که نفس اماره به آن فرمان میدهد. نمازی که خداوند به آن فرمان میدهد، میدانید چه نمازی است؟ نمازی است که قلب را روشن میکند و نفس را در برابر حقیقت به کرنش وامیدارد و انسان را فروتن و افتاده میکند. در نماز چه میکنیم؟ چند بار از خدا و نام خدا سخن میگوییم؟ از آغاز تا پایان ن��از، چند بار در برابر خدا تعظیم میکنیم؟ چند بار خود را به روی خاک میاندازیم و سجده میکنیم؟ سجده یعنی چه؟ انسان با سجده کردن میگوید: همه وجودم را، از طول و عرض و جسم و روح و بزرگی و وقار و خودبینی و افتخارات، در پیشگاه خداوند قرار میدهم. سر و پیشانی خود را که نماد سربلندی و عزت من است، در برابر خداوند بر روی خاک