وحدت ادیان
منبع: این سخنرانی در کتاب ادیان در خدمت انسان تحت عنوان پیامبری و پیامبران درج شده است.
برای درکِ مفهومِ عمل به ادیان آسمانی -که به واسطه برگزیدگان خداوند، برای تبلیغ دین نازل شده است- باید پدیده تحول و دگرگونیِ این دین واحد را که واجد مراتب و کاربردها و کارکردهای متعدد و گوناگون بوده است، بر اساس زمان نزول و به تناسب اوضاع و احوالی که دین در آن ظهور یافته، بررسی کنیم.
قرآن وحدت ادیان را تأیید میکند
قرآن وحدت ادیان را تأیید میکند و حتی بنابر آنچه در بسیاری از آیات از زبان پیامبر آمده است، آن را امری قطعی میداند: « ﴿ رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِن ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّکَ ﴾ .»[101] این آیه از زبان حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل است. قرآن درباره حضرت نوح میگوید: « ﴿ شَرَعَ لَکُم مِّنَ الدِّینِ مَا وَصَّی بِهِ نُوحًا ﴾ .»[102] این منطق به شکل زنجیرهای به همین ترتیب ادامه یافت تا به موسی و پس از او به عیسی رسید و در گفتوگوهای او با حواریونی که او را حمایت کردند، بیان شد و، سرانجام، خاتم پیامبران و رسولان آمد تا رسالت پروردگارش را به پایان رساند و بهطور کامل بیان کند و بهگونهای شرح و تفصیل دهد که با همه عصرهای پس از رسالت شریف او سازگار باشد. این امر از ساختار آیات قرآن که پیروان ادیان آسمانی را به تصدیق راه و مکتب محمد و پیمودن آن راه سفارش میکند، برمیآید: « ﴿ الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِندَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِیلِ یَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُو��ِ وَیَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ ﴾ .»[103]
از آنچه گذشت درمییابیم که ادیان یکی هستند، برخلاف مذاهب که مختلفاند. «مذهب» راه یا رفتاری معین برای افرادی معین است. بنابراین، تشیع و تسنن دو دین نیستند، بلکه دو مذهب از یک دین هستند که سیاست - از سیاست دستگاه بنیامیه که سخت طرفدار مذهب اهل سنت بودند تا حکومت صفویه که سخت طرفدار تشیع بودند- میان آنها جدایی انداخته است. این اختلاف که در نتیجه سیاست پدید آمده است، باید زدوده شود، زیرا تشیع و تسنن هر دو یک سرچشمه و یک پیامبر و یک کتاب دارند، اختلاف آنها تنها در این است که تشیع درباره مبارزه رهبران در اسلام روش و دیدگاهی خاص دارد.
درمورد همه ادیان وضع به همینگونه است. همه آنها یکی هستند، خدایشان یکی است، خاستگاهشان یکی است، ولی ظهور تفسیرها و تغییرات و رفتارهای خاص، آنها را بهگونهای نشان داده است که گویا از یکدیگر فاصله دارند. اصول همه ادیان توحید و نبوت و معاد است و مواردی که به
[101]. «ای پروردگار ما، ما را فرمانبردار خویش ساز و نیز فرزندان ما را فرمانبردار خویش گردان.» (بقره،128)
[102]. «برای شما آیینی مقرر کرد، از هما��گونه که به نوح توصیه کرده بود.» (شوری،13)
[103]. «آنان که از این رسول، این پیامبر امی که نامش را در تورات و انجیل خود نوشته مییابند، پیروی میکنند؛ آن که به نیکی فرمانشان میدهد و از ناشایست بازشان میدارد و چیزهای پاکیزه را بر آنها حلال میکند و چیزهای ناپاک را حرام و بار گرانشان را از دوششان برمیدارد و بند و زنجیرشان را میگشاید.» (اعراف،157)