نرود و بتوانیم بهطور کامل به این سؤال پاسخ دهیم.
سوم. حرکت، سرعت، زمان
میتوان گفت سومین بحث یا سومین دلیل برای اثبات روح، مسئله حرکت و سرعت و زمان است. زیرا هر موجود مادی برای حرکت و جابهجایی نیازمند زمان است. اگر بخواهیم از اینجا به مکانی که در یک کیلومتری اینجا قرار دارد، برویم، به زمان نیاز داریم. در ماشین هم که باشیم، باز نیاز به وقت داریم. حتی در هواپیما هم که با سرعت بسیار بیشتری حرکت میکند، باید زمان بگذرد تا مسافتی پیموده شود. بیشترین سرعت در عالم از آن چیست؟ از آن نور است. اینطور نیست؟ میگویند نور بیشترین سرعت را دارد. نور خورشید در هر ثانیه سیصدهزار کیلومتر پیش میرود، ولی با این حال نیازمند زمان است و هشت دقیقه و نوزده ثانیه طول میکشد تا به ما برسد. بنابراین، همهچیز در جهان برای پیمودن یک مسافت، به زمان نیاز دارد.
ولی خیال و فکر انسان نیاز به زمان ندارد. شما اینجا نشستهاید و یکباره به آمریکا میروید. درباره ویتنام برایتان میگویم و شما از آمریکا به آخر آسیا میجهید. درباره ستاره زهره صحبت میکنم و تصور شما فوراً از زمین به آسمان میرود. درباره ابرها و کهکشانهایی که میلیونها سال نوری از ما دور هستند، یعنی میلیونها سال طول میکشد تا نور آنها به ما برسد، صحبت میکنم و شما فوراً آنها را تصور میکنید و در یک لحظه به آنها منتقل میشوید.
سؤال: اگر انسان موجودی مادی بود، چگونه میتوانست با این سرعت تصور کند و از اینجا به آنجا انتقال یابد؟ اگر هم فرض کنیم سرعت آن صد برابر نور است، باز حداقل یک ثانیه طول میکشد تا انتقال صورت گیرد، ولی روح به هیچ وجه نیاز به زمان یا چیز دیگری ندارد. اگر انسان موجودی مادی و تابع قوانین ماده بود، باید هر مسافتی را در مقداری از زمان - هرچند اندک - میپیمود.
بهطور کلی دلایلی که وجود روح را ثابت میکند، فراوان است، ولی من به سه دلیل زیر بسنده میکنم:
1. همه اجزای بدن انسان و همه سلولهایش تغییر میکند، ولی با این حال امور بسیاری در وجود او محفوظ میماند که نشاندهنده یکی بودن و وحدت در انسان است.
2. انسان میتواند موجوداتی را که میلیونها برابر بزرگتر از او هستند، تصور کند، بدون آنکه در ذهن خود احساس تنگی جا کند.
3. انسان میتواند موجوداتی را که از او بسیار دورند، بهسرعت و بدون نیاز به گذشت زمان تصور کند.
از این سه دلیل چه نتیجهای میگیریم؟ نتیجه میگیریم که در انسان چیز دیگری غیر از جسم و غیر از سلولهایی که میّبیینیم و لمس میکنیم، وجود دارد که آن را روح مینامیم. حال ویژگیها و امتیازات این روح چیست؟ چطور میتوانیم با روح آشنا شویم؟ کجاست؟ چگونه است؟
اولاً، گفتیم که روح دستخوش تغییر نمیشود. جسم انسان متولد میشود، رشد میکند، پیر و فرتوت میشود و میمیرد. همه ذرات وجود او این روند را طی میکنند. ولی دیدیم که روح چنین نیست، چراکه این موجود، از آغاز زندگی تا پایان آن، موجودی واحد است. درست است که تکامل مییابد و شناخت و تجربه جدید به دست میآورد، ولی تغییر نمیکند و تبدیل نمیشود، بلکه تکامل مییابد.
ثانیاً، روح، طول و عرض و عمق ندارد. چرا؟ چون اگر اندازه و بعد داشت، با تصور دیگر موجودات، از