آیه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
﴿ بسم الله الرحمن الرحیم ﴾
اللهم صل علی محمد و آل محمد، واغفر لی تلک الذنوب العظام، فإنه لایغفرها غیرک یا رحمان یا علام.
امشب، پیش از آغاز سخنانم، دوست دارم که چند مطلب حاشیهای درباره این مجلس بگویم. ضربالمثلی هست که میگوید : «مستمع صاحبسخن را بر سر ذوق میآورد.» من میخواهم به برادرانی که از فعالیتهای روزانهشان خستهاند و در عین حال، مشتاقاند که در چنین جلساتی نیز شرکتکنند، اما به علت خستگی روز دچار حالت چرت شدهاند، پیشنهاد بدهم که به قسمت انتهای مجلس تشریف ببرند که در آنجا صندلیهای بسیار راحتی وجود دارد و قسمتهای جلو را برای کسانی خالی بگذارند که با حواس جمع و توجه کامل به سخنان گوش میدهند و طبیعتاً از این پیشنهاد پوزش میطلبم.
مطلب دوم درباره سخن برادرمان، علامه شیخ علی الزین (حفظهالله) است که در کار ما دخالت کرد و مقداری از قرآن را خواند و تفسیر کرد و ما هم استفاده کردیم. حالا من هم میخواهم به مصداق آیه « ﴿ فَمَنِ اعْتَدَی عَلَیْکُمْ ﴾ »[35] در کار او دخالت کنم!
ایشان در تفسیر سخن امام گفتند که «النعیم» به ولایت اهل بیت و به ولایت امیرالمؤمنین(ع) تفسیر شده است و ایشان از خطبههای امام و از نهجالبلاغه ایشان مطالبی را خواند که قلبهای ما را سرشار از ایمان و شعف و امید کرد.
برای توضیح این مسئله و برای مقدمه درباره تفاسیر مختلفی که اینجا و آنجا از ائمه اطهار در شرح این آیات مبارک آمده است، میتوان گفت که روایات بسیاری در باب تفسیر قرآن وجود دارد، تا جایی که بعضی از علما کتابهایی را از مجموعه روایاتی که درباره تفسیر قرآناند، تألیف کردهاند؛ مانند تفسیر الصافی اثر سید محسن فیض کاشانی که تمامی این کتاب، روایاتی است که از ائمه درباره تفسیر آیات قرآن وارد شده است، یا تفسیر الدر المنثور اثر سیوطی از برادران اهل سنت ما که در آن تمامی احادیث شریفی که در تفسیر قرآن کریم آمده است، نقل شده است. و نیز تفسیر نورالثقلین که روایات وارده از ائمه را در تفسیر قرآن گرد آورده است. همچنین، در کتابهای فقهی نیز تفاسیر بسیاری از ائمه به چشم میخورد.
نکته بسیار مهمی که در اینجا باید به آن توجه کرد، این است که این تفاسیر چنانکه فقها میگویند، در صدد تفسیر و تبیین مصداقی برای آیات قرآناند و آیات را محدود نمیکنند. برای مثال، عموم فقها و مفسران میگویند که در آیه « ﴿ وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِیمِ ﴾ »[36] مراد از «قسطاس مستقیم» علی بن ابیطالب(ع) است.
طبیعتاً، امام نمیخواهد بگوید که تنها معنای آن «علی» است و معنای دیگری ندارد، بلکه میخواهد در پیش روی مسلمانانی که قرآن را میخوانند، باب تازهای برای تفکر باز کند. به آنان میگوید : قسطاس فقط آن چیزی نیست که به وسیله آن کالاها را اندازه میگیرید، مثل قسطاس و ترازوی شکر یا برنج یا متر
[35]. « ﴿ فَمَنِ اعْتَدَی عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَی عَلَیْکُمْ ﴾ »؛ «پس هرکس بر شما تعدی کند، به همان اندازة تعدیاش بر او تعدی کنید.» (بقره، 194)
[36]. «و با ترازوی درست وزن کنید.» (شعرا، 182)