﴿ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَةِ ﴾ .»[2] جمله دوم آیه نتیجه حتمی بخش اول آن است، و تأکید دارد که ترک انفاق سبب هلاکت همه است، زیرا که مشکلات اخلاقی و اجتماعی فراوانی در پی خواهد داشت.
اگر مفهومی فراگیر برای انفاق در نظر بگیریم، انفاق شامل انفاقِ نفْس هم میشود. چنانکه قرار گرفتن آیه در سیاق آیات جهاد این مسئله را تأیید میکند، و این معنا اصل فراگیر اسلامی میشود.
از آدمی خواسته شده که از مال و اندیشه و نیرو و امکانات و نیز جان خود را در راه خدا تقدیم کند. خدمت به خلق خدا یکی از راههای تقرب به خداوند است، و اینگونه انسان با افتخار از آنچه دارد به خداوند تقدیم میکند و خداوند بهترین عطاپذیر است.
اما اگر آدمی از این بذل و افتخار امتناع کرد، در معرض هلاکت قرار میگیرد، و مال و نیرو و امکانات و فکر و جان او به صورت دیگری از او سلب میشود، آن هم به شکل بحرانی شدن اوضاع و یا با تسلط دشمنان و یا به صورتهای دیگر. پس ملازمت میان انفاق و نجاتِ از هلاکت در این آیه همچون ملازمت میان انفاق و نجات از ستم در آیه قبل است.
نمونهای دیگر : خداوند میفرماید : « ﴿ وَالسَّمَاء بَنَیْنَاهَا بِأَیْد وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ ﴾ .»[3] در عبارت « ﴿ إِنَّا لَمُوسِعُونَ ﴾ » درنگ میکنیم. در ادبیات عرب این عبارت بر استمرار و تجدد دلالت دارد و عبارت افاده تأکید بسیار میکند. از سوی دیگر، میبینیم که علم کشف کرده است که جهان همواره در حال توسعه و گسترش و نوبهنو شدن اجرام آسمانی و سخت شدن بخارها و گازها و تبدیل شدن آنها به کُرات تازه است.
در این معنای جدید تأمل میکنیم تا انطباق کامل ظاهر آیه را با این معنا دریابیم، بیآنکه در امکانِ قصدِ متکلم بر این معنا شک کنیم، زیرا میدانیم که کلام از خداوندی صادر شده است که آسمانها درهم پیچیده در ید قدرت اوست.
در آیه بعد میخوانیم : « ﴿ وَالْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ ﴾ .»[4] زیبایی این تصویر با درک حرکت زمین کامل میشود، زیرا که در این تصویر حرکت زمین به حرکت گهواره میماند، چنانکه در آیهای دیگر به آن اشاره شده است.
سپس آیه سوم میآید : « ﴿ وَمِن کُلِّ شَیْء خَلَقْنَا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ ﴾ »[5] این آیه ناظر به شمول زوجیت برای همه اشیا، حتی جمادات و نباتات و انرژیها و ذرات و غیر اینهاست.
این حقیقت تکوینی یعنی شمولیت زوجیت برای همه اشیا، که آدمی بهتازگی آن را شناخته است، با این آیه تناسب معنایی بیشتری پیدا میکند، زیرا قبلاً انسان زوجیت را منحصر به حیوانات و برخی نباتات میدانست.
« ﴿ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ ﴾ » به منزله علت و غایتِ طرح مسئله در جمله پیشین است. این جمله با آیه بعدی روشنتر میشود : « ﴿ فَفِرُّوا إِلَی اللَّهِ إِنِّی لَکُم مِّنْهُ نَذِیرٌ مُّبِینٌ ﴾ .»[6] لازم است در اینجا توضیح دهیم که قرآن به آیات تکوینی، برای اهداف تربیتی میپردازد و نه مقاصد علمی. قرآن کتابِ هدایت و
[2]. «و در راه خدا انفاق کنید و خویشتن را به دست خویش به هلاکت میندازید.» (بقره، 195)
[3]. «و ما آسمان را به نیرو برافراشتیم و حقا که ما تواناییم.» (ذاریات، 47)
[4]. «و ما زمین را گستردیم و چه نیکو گسترندگانیم.» (ذاریات، 48)
[5]. «و از هرچیزی جفتی بیافریدهایم، باشد که عبرت گیرید.» (ذاریات، 49)
[6]. «پس به سوی خدا بگریزید. من شما را از جانب او بیمدهندهای آشکارم.» (ذاریات، 50)