برای لبنان به بار آورده است، میبینیم دستهای از این طرف هنوز در حال درگیری هستند و به جنگ دعوت میکنند و دسته دیگر در مقابل طغیانگران تسلیم شده و سر فرود آوردهاند. بنابراین، ما این وضع را نمیتوانیم قبول کنیم. وضع داخلی خود را نمیتوانیم صحیح بپنداریم. به این ترتیب، تلاش میکنیم که از نظر داخلی، عربی و جهانی وضع را بهکلی عوض کنیم و در راه عوض کردن این وضع اقدام کنیم، زیرا راه دیگر برای ما، تسلیم شدن است و ما جزو دسته تسلیمشوندگان نیستیم. و راه دیگر، فرار کردن است و ما جزو دسته فراریها هم نیستیم. از آن طرف، اسلحه دیگران و ایدئولوژی دیگران را هم نمیپذیریم، زیرا آنها از ما میخواهند که ما ورشکستگیِ سیاسیِ خود را اعلام کنیم. ما در چشماندازِ گذشته خود تجربههای عظیمی داریم. ما انقلابهای اصیلی داریم که در روی زمینِ ما و در زیر آسمان به وجود آمده و جهانی را دگرگون کرده است؛ جنبشهایی که با تمام فقر و ضعف توانست با قدرت تمام، گامهای محکمی بردارد و رفتهرفته بخت خود را بپیچاند و ضعف را به قدرت، یأس را به ایمان و پراکندگی را به وحدت تبدیل کند. ما به دنبال چنین سلاح ایدئولوژیکی میگردیم.
چون خوب به افق مینگریم میبینیم که مردی به نام دکتر علی شریعتی ظاهر شده است که میتواند بهخوبی انقلاب اصیل، افکار اصیل و ایدئولوژی اصیلِ منطقه ما را توضیح دهد. بنابراین، او برای ما ثروتی است که با هیچ قیمتی تعویض نمیشود. از افکار بزرگ و اصیل او استفاده میکنیم و به او احترام میگذاریم. افکار او توانسته تجربه عظیم تاریخی ما را که تاریکیها را به نور و کفرها را به ایمان و پراکندگیها را به هماهنگی تبدیل کرده است، نشانمان دهد. کلمات دکتر علی شریعتی با تمام وضوح، ثروت عظیمی در مقابل ما میگذارد. ما به او احترام میگذاریم، همچنانکه اگر به سازمان فتح احترام میگذاریم، تنها برای این است که انقلابی برضد باطل است و هدفش آزاد کردن زمینهای اشغالشده. از این روست که فتح را انقلاب اصیل میدانیم. انقلابی میدانیم که در روی زمینِِ ما و در زیر آسمانِِ ما و با افکار و قلبهایِِ ما و آرزوهایِِ ما تناسب و هماهنگی دارد. به این علت است که ما به فتح احترام میگذاریم و آن را تأیید میکنیم. ما به فتح و دکتر شریعتی احترام میگذاریم، زیرا آنها تغییردهندگانی هستند که به ایدئولوژیِِ اصیلِِ خود تکیه کردهاند. آنها را، بنا بر اصطلاح قرآن، کسانی میدانیم که بر صراط مستقیم حرکت میکنند، نه آنان که «المغضوب» بر آنها حاکم است و نه آنان که در سِلکِ «ضالّین»اند. احترام دکتر شریعتی برای اصالت فکریِِ اوست.
او و کسانی که این راه را میروند، میتوانند نیروهای عظیمی را برانگیزانند که در حال حاضر در جهان راکد مانده است. بسا نیروهایی که در مساجد و معابر و دکانها و در کوچهپسکوچههای زندگی راکد و مهمل ماندهاند، بتوانند این افکار را از حالتِ فکریِِ صرف به در آورند و از آنها نیروی عظیمی بسازند و بسا در آن تقسیمبندی که کردیم، بتوانیم همه این نیروها را از دسته چهارم بشماریم که تسلیم نمیشوند، فرار نمیکنند و اعتراف به ضعف و ورشکستگیِ سیاسیِ خود ندارند، بلکه برای تغییر، با روشِِ اصیل، تلاش میکنند. بنابراین، ما میتوانیم خود را جزو این دسته بشماریم. ما که در این جلسه دور هم جمع شدهایم، کسانی هستیم که در سلکِ این دسته حساب میشوند؛ کسانی که برای