و سطح زندگی، جامعهای شکننده پدید آورده است. این جامعه در معرض فروپاشی بود.
حقیقت این است که پس از جنگ رمضان که هم? اعراب به رهبری عربستان سعودی وارد جنگ نفت شدند و بحث جنگ پول مطرح شد، اسرائیل و کسانی که پشت سر او ایستادهاند، میخواستند ضرب? نهایی را به اعراب وارد کنند.
بنابراین، اعراب در دنیا به عنوان قدرتی سیاسی و اقتصادی ظهور کردند. قدرت نظامی عرب در جنگ رمضان، ثابت کرد که کشورهای عربی آنگونه که دیگران تصور میکنند نیستند که هرگاه اسرائیل خواست، بتواند آنها را شکست دهد. اسرائیل در صدد انتقامگیری از اعراب برآمد و لبنان را به خاطر جامع? شکنندهاش انتخاب کرد.
غرب به لبنان چشم طمع داشت و شرق نیز آرزو داشت پایگاههای نظامی و سیاسی در آبهای گرم داشته باشد، بهویژه پس از خروج مصر از همپیمانی با اتحاد شوروی.
بنابراین، بحران لبنان عوامل گوناگون سیاسی، بینالمللی و اسرائیلی دارد و جامع? شکنند? لبنان و شکافهایی که در آن وجود داشت نیز زمینه و عوامل لازم را برای چنین محنتی فراهم آورد. بهویژه آن زمان که پیروان برخی فرقههای لبنانی احساس کردند امتیازاتشان به خاطر بیداری دیگر فرقهها و رشد امکاناتشان و همچنین وجود سلاح در دست فلسطینیها و همپیمانی آن با جبهههای گسترد? ملی در لبنان، در خطر است.
برخی از فرقههای لبنانی با تکیه بر قدرت دولت، امتیازات خود را حفظ میکردند ولی در سال 73 و پس از وقوع درگیری میان فلسطینیان و ارتش لبنان، معادل? قدرت به هم خورد. آنان در زمانی کوتاه نتوانستند مقاومت فلسطین را نابود کنند و گذشته از آن سوریه مرزها را بست و فشار شدیدی بر دولت لبنان آورد تا به فلسطینیان حمله نکند. آنها پس از سال 73 و در نتیج? تجربهای ناکام و با غنیمت شمردن وجود سلیمان فرنجیه در رأس قدرت و وجود ژنرال غانم در رأس ارتش، گسترش شبه نظامیان و آموزش نظامی آنها و واردات اسلحههای سنگین را شروع کردند. فرنجیه و غانم، امکان وارد کردن اسلحه و مهمات را برای آنها فراهم کردند، به گونهای که در اواخر سال 74 آنها 35 هزار نیروی مسلح داشتند و در آغاز سال 75 مسلمانان و مسیحیان ملیگرا را مقابل کار انجام شده قرار دادند: یا امتیازات آنها و نظام پیشین و به دنبال آن، کاهش حضور فلسطینیان و کاهش روابط عربی- لبنانی را بپذیرند و یا به تجزی? لبنان و به دنبال آن شکلگیری اسرائیلی دیگر و همچنین تکه تکه شدن لبنان و مشکلاتی دیگر گردن نهند. جبهههای ملیگرا این خواسته را رد کردند و وارد نبرد دفاعی شدند. شروع بحران لبنان ابتدا اینگونه بود، ولی به دنبال آن و در نتیج? دگرگون شدن فضا و تحرک سریع طرف راستگرا و تندروی برخی از احزاب چپگرای همپیمان مقاومت فلسطین، تحولات اندوهباری رخ داد و اوضاع برعکس شد.
این وضع پس از آن پدید آمد که جبه? ملیگرا از سوریه کمک خواست و سوریه به شکلی پنهانی، از نظر سیاسی و نظامی وارد شد و به جبه? ملیگرا یاری رساند. آنها وقتی دریافتند که رمز عربیت و قدرت ملیگرایان و مقاومت فلسطین، سوریه است، کوشیدند بین مقاومت فلسطین و سوریه دشمنی و اختلاف ایجاد کنند و عملاً هم موفق شدند، ولی خوشبختانه در پرتو میانجیگریهای عربی و لبنانی