Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 7
صفحه: 142

مسیحیان دوست و همکار بوده و در جنگ ها نیز به مناطق مسیحیان پناه می بردند.

بنابراین، روش شیعیان جدای از روش پیشوا و سازمان رهبری آنان نیست.

سال گذشته

سؤال سیزدهم: آمده است این موضع شما که حمل سلاح مانند حمل قرآن واجب است، با شیوه های محافظه کارانه ای که از اعتصاب در مسجد آغاز گردید، چگونه قابل توجیه است؟

حقیقت آن است که ما همواره این دو روش را به پیروی از پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) ادامه می دادیم. اگر ما گفتیم: «السلاح زینة الرجال» [سلاح زینت مردان است]، روایت نبوی را در تفسیر آیه قرآنی «خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ.»[8] تکرار کرده ایم. سلاح همیشه در دست مولا علی بن ابی‌طالب بود، ولی در عین حال آن حضرت در هیچ موردی آغاز به جنگ نکرد. همه می دانیم که او چگونه در برابر بی گناهان می لرزید و در برابر اشک یتیمان و نال? بیوه زنان از خود بی خود می شد و لرزه بر اندام نیرومندش مستولی می گشت.

ما به متابعت از امام عادل و پیشوای معصوم خود، از روز نخست، هم حمل سلاح را چونان حمل قرآن لازم شمردیم و هم برای دور کردن سای? شوم جنگ، با تمام نیرو تلاش می کردیم. اعتصاب در مسجد، روزی آغاز شد که اسلحه های سنگین تازه وارد صحنه شده بود و منطق? شیعه نشین شیاح را با قساوت و بی رحمی هرچه بیشتر می کوبید. ما سه راه بیشتر نداشتیم: یا نسبت به مسئله بی تفاوت و لاابالی می ماندیم؛ یا به شیاح می رفتیم و یک جنگ دامنه دار و خونین مذهبی را شروع می کردیم و یا برای جلوگیری از جنگ، اعتصاب کرده و در مسجد متحصن می شدیم. اعتصاب وقتی شروع شد که از تشکیل کابین? رشید کرامی جلوگیری به عمل می آمد. چند هفته می گذشت و این کابینه تشکیل نشده بود و جریان به‌طور اختصار از این قرار بود که جبه? ملی مسلمانان با دخالت مستقیم رهبر شیعیان لبنان، کابین? نظامی نورالدین الرفاعی را ساقط کرد. آن‌گاه که نورالدین الرفاعی از طرف سلیمان فرنجیه به مقام نخست وزیری رسید و مأمور تشکیل کابینه شد، تیراندازی مسروران? مسیحیان گوش فلک را کر می کرد.

یاسر عرفات در یک تماس تلفنی از من تقاضای ملاقات کرد و چون ملاقات صورت گرفت، از من خواست که به هر ترتیب و به هر قیمت که شده، با همکاری برادران خود از استمرار حکومت نورالدین الرفاعی جلوگیری کنم. او می گفت: درست منظر? دولت محمد داود در اردن، در نظر ما جلوه کرده است. ما مرگ را پروازکنان دور سر خودمان می بینیم. وقتی ابوعمار این سخنان را می گفت که دکتر نبیل شعث، مرد دانشمند و عاقل فلسطینی، در کنار او نشسته بود. من فوراً به دارالفتوا، نزد مفتی جمهوری، شیخ حسن خالد رفتم و به‌سرعت تصمیم تشکیل یک کنفرانس اسلامی را گرفتیم و عصر همان روز این کنفرانس از تمامی ملیّون و مسلمانان تشکیل گردید و درخواست استعفای فوری نورالدین الرفاعی داده شد. او فوراً استعفا داد و رشید کرامی به جای او، به نخست وزیری منصوب شد، امّا کمیل شمعون و سلیمان فرنجیه در تشکیل کابین? وی به شدت کارشکنی می کردند. با اعتصاب غذا و تحصن در مسجد، این کابینه تشکیل شد و جنگ


[8].?«به هنگام رفتن به مسجد زینت خود را ببرید». (اعراف، 31)