امّا اکنون، در گیر و دار این محنت خونبار و در میان غوغای گزافهگوییها و شعارها و ادعاها و علیرغم اتهامافکنیهای طرفهای تندرو، جنبش محرومان بر پاسداری از امانت هموطنان و مطالب? حقوق آنان و مبارزه در راه آن تأکید میکند. از این رو، جنبش میتواند همچون مادری واقعی بگوید: به کارگیری اسلحه به بهان? احقاق حقوق و مطالبات، در این زمان خاص خطری بزرگ برای کیان کشور است.
سال شوم 1975 آغاز شد، در حالی که هم? شواهد حاکی از وقوع انفجار بود: همه جای کشور پر از اسلحه شده بود؛ قلبها و ذهنها تحریک شده و محتاط و کینهجو شده بود؛ نزاعهای سیاسی محلی به خاطر نزدیک بودن پایان دور? ریاستجمهوری به اوج رسیده بود؛ دولت که در صحنه حضور نداشت، پس از وقوع حوادث از آنها باخبر میشد؛ وضع به بالاترین درجات ازهمگسستگی و فروپاشی رسیده بود؛ شیو? کشمکش و بیبرنامگی و بیفکری بر هم? امور کلی کشور حکمفرما شده بود؛ فساد به اوج خود رسیده و ارکان کشور نیز به آن گرفتار شده بودند؛ دولت برای نخستین بار به صورت علنی، یکی از طرفها شده بود و مواضع و دیدگاههای خود را تحمیل میکرد و میکوشید مؤسسههای ملی و نیروهای مسلح را، ابزاری در دست افراد یا گروههای خودکامه قرار دهد تا رنگ ملی خود را از دست بدهند؛ وضع امنیتی بحرانی بود و آتش کینهها زبانه میکشید؛ برخی گروههای سیاسی به مسلح کردن شهروند بینوا ادامه میدادند، بدون آنکه او را آماده و انضباط لازم برای این کار را ایجاد کنند؛ از تنگدستی و بیکاری و بیمناکی شهروند بر سر جان خود سوءاستفاده میکردند و به او اسلحه میدادند و او را تشویق میکردند که هر کاری را به او دستور میدهند، انجام دهد، به گونهای که گویا با یک فقره اسلحه، زندگی و سعادت او و خانوادهاش را میخرند. و بدینترتیب، وفاداری او نسبت به میهن و ملت را قطع میکردند. درهای کشور و درهای محافل هموطنان به روی هر جریان و هر دعوتی باز بود.
از سوی دیگر، به اسرائیل نیز ضربههای گیجکنندهای وارد شده بود: مقاومت فلسطین عملیات خود را در عمق سرزمینهای اشغالی شدت بخشیده بود؛ سازمان ملل متحد ابو عمار انقلابی را پذیرفت و حق ملت فلسطین برای مبارزه در راستای پس گرفتن وطن خود را به رسمیت شناخت؛ جهان عرب که در کنفرانس رباط یکپارچه شده بود، رئیسجمهور لبنان را موظف کرد در سازمان ملل از طرف جهان عرب و دربار? دفاع از حق ملت فلسطین سخنرانی کند؛ لبنان آغوش خود را به سوی رسانهها و دفترها و مؤسسههای علمی و مبارزان فلسطین گشوده بود؛ وجدان جهانی بیدار شده بود و خود را به خاطر آنچه در حق اعراب و فلسطین روا رفت، سرزنش میکرد؛ استعمار کینه میورزید و تهدید میکرد؛ دوستان اعراب در بین دولتها بیشتر میشدند؛ قدرت اعراب در هر عرصهای جلوهگر میشد؛ دشمن به دنبال آن بود که در مورد تجاوز به سوریه و لبنان بیگناه شناخته شود؛ نخستوزیر اسرائیل به واشنگتن رفت تا زمینه را برای حملهای صاعقهآسا فراهم کند، ولی ناکام برگشت و به فکر دسیسهای دیگر افتاد.
هم? این اوضاع برای هر فرد بااخلاصی یقین میآورد که توطئه، خطرناک و همهجانبه است و تنها