هرچند در ظاهر عقبنشینی کرده، شروع به آماده کردن فضا برای ایجاد درگیری فرقهای مسلحانه کرده و به مسیحیان اینگونه نشان داده است که جنبش محرومان حرکتی فرقهای است و به دنبال خوار کردن مسیحیان و برپایی حکومتی خودکامه و متعصب است.
دولت در جریان گمراهگریهای خود، از روابط جنبش با مقاومت فلسطینی و کشورهای عربی و بهویژه کشور برادر، سوریه سوءاستفاده میکرد و پیوند جنبش با هم? هموطنان و بهویژه مواضع مشهور امام طی چهارده سال اقامت در لبنان و حضور در کنفرانسها و محافل جهانی را نادیده میگرفت.
حوادثی که بعدها رخ داد، تیزبینی و امانتداری رهبر جنبش را به اثبات رساند، چراکه همگان بهروشنی دریافتند که شدت گرفتن مواضع سبب خواهد شد جنبش، به جای آنکه در برابر دولت و حامیان نظام قرار گیرد، در مقابل هموطنانی قرار گیرد که مسلح و تحریک شدهاند و در نتیجه جنبش گرفتار جنگی داخلی و فرقهای میشد: جنگی که نه به آن باور دارد و نه حاضر است به خاطر بهبود اوضاع محرومان وارد آن شود.
در برابر این واقعیت جدید، نقشه تغیییر کرد و از شدت بخشیدن به فعالیتها در راستای برآوردن مطالبات و به دنبال آن تحولات سیاسی و اجتماعی، چشمپوشی شد و در عوض قرار شد برای روشن کردن حقایق و اهداف جنبش برای پیروان دیگر مذاهب، که تحت تأثیر شایعات مغرضانه قرار گرفتهاند، تلاش شود.
از این رو، تلاشی بیوقفه و ملاقاتهایی فشرده با تودهها و فرهیختگان مسیحی انجام گرفت که اظهارات حمایتآمیز رهبران مختلف را در پی داشت و به افزایش سخنرانیها در باشگاهها و همچنین افزایش موعظهها در کلیساها انجامید. آن بیانیه سرآغاز انقلاب فرهیختگان نامیده شد و دبیرخان? «اندیش? متعهد در خدمت محرومان» تشکیل و نهاد هماندیشی لبنان به عنوان مقرّ آن انتخاب شد.
از سوی دیگر، برای رسیدگی به این وضع خطرناک یعنی «گسترش حمل اسلحه در میان شهروندان و تحریک احساسات عمومی» که روزهایی سیاه را برای کشور هشدار میداد و در عمل نیز همینگونه شد، جنبش از مردم خواست سلاح را به محل اصلی آن بازگردانند و شبهنظامیان نیز به جنوب گسیل شوند تا در برابر دشمن طمعکاری که در کمین نشسته است، بایستند. در همین راستا، افواج مقاومت لبنان (امل) شکل گرفت و از جوانان عضو جنبش خواسته شد مسئولیتهای خود را به عهده گیرند و از سرزمین و کرامت خود دفاع کنند، پیش از آنکه دشمن، این دو را اشغال و آنان را آواره کند. بدینترتیب، جنبش، مخلصانه و با وجود محرومیت کوشید دو خدمت بزرگ انجام دهد: یکی تأسیس مقاومت قبل از آواره شدن به خاطر دفاع و دیگری دور کردن اسلحه و افراد مسلح از دیگر مناطق و به کار نگرفتن اسلحه برای حمله به هموطنان یا آسیب رساندن به فلسطینیان.
صاحبان حقیقی وطن، محرومان هستند؛ همانها که بدون قیمومیت و بدون سوداگری، با مسائل سرنوشتساز زندگی میکنند و خطرها و محنتها و حساسیت اوضاعی را که بر کشور میگذرد، از نزدیک احساس میکنند. اینها در جنبش آگاهان? خود، هم? توان خود را برای درمان آنچه درمانشدنی بود به کار گرفتند، پیش از آنکه فاجعهای رخ دهد.